انقدر همه ترسوندنم که موهات مي پوسه، موهات مي ريزه، موخوره فجيع ميزني، کچل ميشي، شپش ميذاري، خيلي عجيب غريب شدي، به قول احسان زشت شدي، تابلو شدي، عقده جلب توجه داري، قرتي هستي، واي من تو رو مي بينم احساس مي کنم دارن موهام رو مي کشن(!!!)، ... که بالاخره يکشنبه وقتي از ورزش اومدم، صاف رفتم حموم، نشستم زير آب روان و تمام ۶۲ تا گيس نازنينم رو باز کردم. البته کشهاي رنگي رنگيه خوشگلم رو به عنوان يادگاري نگه داشتم، الآن فعلا آينه دق هستن اما بعدا که نگاشون کنم ياد گيسهاي بافته عزيزم ميوفتم.

با اجازتون حدودا يک ساعتي داشتم موهام رو باز مي کردم و فرداش چنان گردن دردي گرفتم که سر کار همش داشتم درد مي کشيدم و تا اومدم خونه پماد ساليسيلات ماليدم (مطمئنا مي دونين که به گردنم) و يه شال بستم دورش (مي دونم که مي دونين دوباره منظور نظر همون گردنه،‌ اما خب کار از محکم کاري عيب نمي کنه) و گرفتم خوابيدم!

ولي در اين تجربه اي که ميشه گفت بيشتر مثبت بود تا منفي، يعني به اصطلاح چهل گيس کردن موهام، متوجه شدم که دختراي اين دور و زمونه خيلي بدتر و شنيع تر از پسرا تو خيابون به آدم متلک ميگن. چند وقت بود که مي ديدم که مثلا وقتي يه پسر خوشگل رد ميشه چطوري دخترا بلند بلند حرفاي بسيار تا بسيار جالبي ميزنن، اما هيچ وقت فکر نمي کردم که خودمم از اين پديده فوق العاده جالب اجتماعي بهره مند بشم.

در مورد پسرا اينا رو مي شنيدم که باعث گشوده ماندن دهان اينجانب به مدت حداقل ۲ يا ۳ دقيقه ميشد، به جون شيده اگه دروغ بگم، اينا رو با گوشهاي خودم شنيدم:

- واي جيگر مو مشکي، با من دوست ميشي؟ ( و بعد هرهر خنده با دوستش)
- ادکلنت منو کشته گوگولي ،يه ليس ميدي.
- اي پسر نانازي ميآي بريم به بازي؟
- آخخخخ،‌اون خط ريش دل پيروييته که منو نابود کرده بلا.
(در مورد موهاي مدل جديد سيخ سيخي)
- تن تن جونم، من بشم ميلوت؟ هاپ هاپ.

خلاصه که کلي از اين حرفاي جالب توجه نثار آقايون عزيز ميشد وسط خيابون يا توي رستورانهاي آنچناني که معمولا نتيجه اش کمي تا قسمتي گل انداختن لپ آقا پسر گلمون بود. البته بيشتر به اين دليل که يه جورايي کم ميآوردن جلوي اينا، نه اينکه خيلي همچين خجالتي باشن.

و اما متلکهايي که از خانومهاي محترم شنيدم اين چند وقته وسط خيابون باعث شد ديگه مطمئن بشم که يه چيز تو اين مملکت لازم نيست و اونم فمينيسمه. اين بانواني که من مي بينم مطمئنا بدون کمک مي تونن گليم خودشون رو از آب بکشن بيرون. افاضات دوستان عزيز رو با ذکر مکاني که نوش جان کردمشون مي نويسم که متوجه بشين که خيلي هم ربطي به محل زندگيشون نداره:

- بابا چهل گيس گلابتون. (چهارراه پارک وي)
- قربونت بيا دست ما رو هم بگير ببر اونور آب. (جلوي Food court)
- يه عکس با من ميندازي بلا؟ (ميدون تجريش)
(دختري سوار يه هوندا آکورد دو در)
- بپر بالا تپلي مو خوشگله. (خيابون ولي عصر، جلوي اسکان)
- اهل حالي؟ (ميدون ونک)
- يه ماچ ميدي؟ همينو مي خواي ديگه، نه؟ (جلوي کافي شاپ الوند، تجريش)
- ديده بوديم مثلا يکي يا دوتا رشته مو رو ببافن اما اين ديگه خيلي جو گرفتتش. (جلوي کافي شاپ آکسون تو گاندي)

چند تا هم بي ناموسي بود که ديگه واقعا روم نميشه بنويسم، فقط بگم که صورتم گر گرفته بود تا يه ربع نيم ساعت و نمي تونستم سرم رو بالا بيآرم. بابا به خدا پسرا خيلي ملايمتر برخورد کردن و فقط با دهن باز نگاه مي کردن، يا شايدم تا بخوان از شوک بيآن بيرون و حرفي بزنن من طبق معمول مثل فرفره در رفته بودم.

در هر حال اينم براي خودش تجربه اي بود و چون بافتن مو رو خيلي دوست دارم، براي خودم خيلي خوشايند و دوست داشتني بود علي رغم تمام حرفايي که شنيدم. شايدم علت اينکه يکشنبه پريدم تو حموم و موهام رو باز کردم به غير از وسواس شديدم نسبت به موهام و ترس از حقيقت داشتن شپش و پوسيدن و اين حرفا، اين بود که اون روز تو محل کارم اولين تقليد رو ديدم و ...

راستي يه مطلب علمي که دانشمندها گفتن و من هميشه مسخره اش مي کردم و قبولش نداشتم بهم ثابت شد. شنيدين مي گن که هر روز ۱۰۰ تا مو ميريزه؟ خب من وقتي اينو شنيدم کلي خنديدم و گفتم امکان نداره و مضحکه چون اونوقت تمام دنيا رو مو ورميداره و آدمها هم کچل ميشن. اما وقتي که داشتم موهام رو باز مي کردم،‌ بعد از ۲۰ روز، آي مو مي ريخت،‌ آي مو مي ريخت، ‌آي مي ريخت. داشتم از ترس مي مردم،‌ با خودم گفتم واي حتما همه موهام پوسيدن. اما بعد ياد اون نظريه علمي افتادم و يه کمي آروم گرفتم. ولي وقتي داشتم موهام رو شونه مي کردم دسته دسته موها ميومدن تو مشتم و ميريختن کف وان، دور ورم سياه شده بود و من داشتم واقعا قالب تهي مي کردم، ‌بعد دوباره با خودم ضرب و تقسيم کردم و ديدم ۲۰ روز ضرب در ۱۰۰ تا مو ميشه ۲۰۰۰ تا مو پس همچين هم نگران کننده نيست.

در هر حال وقتي اومدم بيرون و موهام خشک شد ديدم نه تنها کچل نشدم و موهام کم نشده،‌ بلکه بايد خدمت انورتون عرض کنم که گل بود و به سبزه نيز آراسته شد. همين طوري قبل از ۴۰ گيس کردن در هر متر مکعب (يا مربع؟؟) کله من هزارها موي فرفري موجود بود که حالا احساس مي کنم تبديل به ميليونها شده. هاي لايتام هم نه تنها نرفتن بلکه خوش رنگتر هم شدن. آخه يکي نيست بگه تو چيت شبيه آدميزاد هست که رشد موهات باشه؟

شيده بهمن يِار