چگونه یک PinkRadioFloydHeadish بشویم!؟

خواستم يه مطلب به مناسبت علاقه مفرط شخصی و آلبوم جدید در مورد Radiohead بنويسم و بذارمش تو ستون موسيقي بعد ديدم به دردسر فحش های بعدش از آدم هايی که يهو احساس می کنن ديگه يه گروه موسيقی که دوستش دارن يا خيلی باهاش حال می کنن ارث پدر مادريشونه و بقيه اگه يه چيزی بگن حتما خيلی خرن و هيچکس به اندازهء اونا نمي تونه عمق اون گروه رو درک کنه و هیچکس غیر خودشون موسیقی رو نمی فهمه، نمی ارزه!
راستش نمي خواستم با نثر کتابی هم بنويسم چون خيلی بيشتر از اينا به روحم نزديکن و دوستشون دارم که بخوام با جملات قلمبه سلمبه در موردشون قلم فرسايی کنم و می دونم اينم هميشه يه بهونه ای بوده که بگن هر کی داره محاوره ای می نويسه حتما حرف چرت و بی اهميتی داره می زنه وگرنه احترام مجله و ستون اختصاصی موسیقی رو نگه می داشت! ولی اينجا می خوام بگم که چقدر از اين گروه و موسيقيشون لذت می برم و بهتون پيشنهاد بدم که اگه حرفام براتون قابل قبول بود شما هم به اين سردمداران امروز راک گوش بديد. طولانی خواهد شد مطلب پس فکر کنم در دو یا سه شماره بنویسمش.
موسيقی مورد علاقه من هميشه راک بوده و گروه مورد علاقه ام هم که فکر کنم ديگه همهء خواننده های ثابتم بدونن پينک فلويده. چیزی که در مورد پینک فلوید من رو اول از همه به خودش جذب کرد موسیقیشون بود چون اون موقع هنوز انگلیسیم خوب نبود. نمی فهمیدم دقیقا چی می گن اما وای خدای من اصلا با آهنگاشون می رفتم یه دنیای دیگه و برمیگشتم. چرا؟ فکر کنم چون آهنگها تاریخ مصرف ندارن و هنوز که هنوزه منی که الآن ۲۵ سالمه به همون اندازه که عموی ۵۰ سالم از پینک فلوید لذت می بره به اوج می رسم.
یه مسئله ای که همیشه بهم گفتن این بوده که آیا حالا که انقدر اهل پینک فلوید و راک و این حرفا هستم اهل حال هم هستم یا نه!!! اگه متوجه منظورشون نمیشین یعنی اینکه آیا مواد مصرف می کنم یا نه. خیلیا این دو رو، یعنی موسیقی راک و مواد مخدر رو، از هم جداناپذیر می دونن. میگن اصلا چطور میشه از اینا لذت برد تا موقعی که های (high) نیستی؟ یا اینکه میگن خود اعضای گروه هم اینکاره بودن که تونستن چنین شاهکار هایی رو خلق کنن!
اینکه اونا چکار می کردن به من راستش ربطی نداره به کس دیگه ای هم فکر نکنم ربطی داشته باشه! حالا اومدیم و کسی که من از آهنگاش خوشم میآد رفت و خودش رو کشت منم باید برم خودم رو سربه نیست کنم؟ خدا (یا حالا هر جوری که بوده!) این عقل رو داده که استفاده بشه ازش! در هر حال به نظر من احمقانه ترین بهانه برای های شدن این حرفاست و موسیقی اینا برای من یکی به اندازه کافی تخدیر کننده هست و احتیاجی به عوامل خارجی مخرب ندارم که به زور برم تو مودش!
یه مسئله دیگه صدای گیتار برقیه که همونقدری که برای من خوشاینده برای بعضی غیر قابل تحمله و خب این دیگه فکر کنم به سلیقهء آدم ها بر میگرده و کاریش نمیشه کرد اما واقعا اگه کسی که داره گیتار رو می زنه به کارش وارد باشه مثل دیوید گیلمور یا جانی گرین وود و اد اُبرایان اونوقت اون قطعه های گیتار فوق العاده به آهنگ میشینن و باهاش میشه کلی حس انتقال داد.
حالا چرا از پینک فلوید شروع کردم؟ چون احساس می کنم Radiohead پینک فلوید روزگار ما هستن. یه نوع پینک مدرن. همونطور که اونا توی هر آلبومشون سعی کردن نوتر و نوتر باشن و بی تفاوت بودن نسبت به اینکه چه چیزی بیشتر فروش می کنه و خواسته های تهیه کننده ها که معمولا همون چیزیه که هنرمند ها رو به ابتذال و تکرار می کشونه رو وقعی نمیذاشتن. یه علت دیگه که با پینک فلوید شروع کردم اینه که اونا هم یه مشت جوون تحصیل کرده بودن درست مثل اعضای گروه Radiohead. یعنی چطوری بگم... فرق آهنگ های اینا با بقیه اینه که آدم وقتی گوش میده پشتش فکر رو می بینه، دانش رو می بینه. موسیقی براشون یه بهونه برای از زیر درس خوندن در رفتن به بهانه هنرمند بودن نبوده.

بعد از اینکه از مرحله کف کردن موسیقیایی در اومدم رفتم سراغ اشعار پینک فلوید و راستش رو بخواین به اندازه یه دانشجوی کالج های انگلیس واژه یاد گرفتم! هنوز هم فکر می کنم اگه پینک فلوید نبود من هیچ وقت نمی تونستم چنین گنجینهء لغاتی داشته باشم که زندگیم رو باهاش می چرخونم!! حالا همین حالت رو به یه نوع دیگه، بیشتر از نظر دید و نوع فکر در کار های Radiohead پیدا کردم. اینا هم همه تحصیلات عالی دانشگاهی دارن در پلی تکنیک لیورپول و دانشگاه های اکستر و کمبریج.
خلاصه که می خواستم بگم چقدر شباهت های این دو گروه با هم در آخر روی موسیقیشون تاثیر داشته و حالا دیگه کاملا میریم سراغ Radiohead . اول از همه باید بگم که اگه یه وقتی احیانا خواستین شروع کنین به گوش دادن به این گروه حتما از آلبوم OK Computer شروع کنین. در ضمن اصلا خودتون رو برای فهمیدن اشعارشون خسته نکنین چونکه به احتمال خیلی خیلی زیاد موفق نخواهید شد مگر اینکه متن جلوتون باشه. هر چیزی به جای خودش! اول فقط گوش بدین و از موسیقی لذت ببرین. با یه نوع خوانندگی نو توسط تام یورک آشنا بشین و ببینین چقدر قشنگ با صداش بازی می کنه که همه حس رو با هر کلمه و صوت انتقال بده. بعد هم آهنگ Creep رو گوش کنین. متن این یکی رو حتما باید برین از تو اینترنتی جایی پیدا کنین.
فعلا فکر کنم در همین حد بسه برای نوشته اول تا دفعه دیگه تازه شروع کنم در مورد آلبوماشون و اینکه چه خصوصیاتی دارن بگم. دوستانی که احساس می کنن در مورد گروه مورد علاقه شون حرفهای چرتی زده شده می تونن نوشتهء بهتری اگر دارند بفرستن حتما چاپش می کنیم پس لطفا دوباره نظراتتون رو در مورد موضوع که این گروه موسیقیه فقط بگین که خیلی هم لطف می کنین و لطفا در مورد بنده و طرز فکرم نظراتتون رو برای خودتون نگه دارین یا اگه دیدین خیلی داره فشار میآد ایمیل بدین! ممنون.
آهان راستی تلویزیونشون هم اینجاست که اگر دوست داشتین برین یه سری بزنین.









