کتيبه ای در 10 پاراگراف
June 03, 2004 خب خیلی وقته که دیگه برای کاپوچینو نمینویسم، مخصوصاً تکنگاری و الآن هم لحظهی آخر شده و من هر چی این چند روز فکر کردم...
سيزده به در شد!
April 02, 2004 امروز یهو هوس کردم اینجا بنویسم، خوشحال باشین!! چیزی که باعث شد نطقم اینجا باز بشه سیزده به دره. پارسال که خیلی خوش گذشت؛ با...
مرخصی
January 23, 2004 داشتم آرشيو مطالبم رو در کاپوچینو نگاه می کردم و دیدم اه چقدر فرق کرده نوشتنم. از تو نوشته هام بوی قفس میآد. می دونین...
مسابقهء وبلاگ های برتر، نکات مثبت و منفی در راه تجربه
January 16, 2004 چه جالب، من نمی دونستم که ما تو مسابقهء وبلاگها کاندید شدیم و وقتی که بهم تبریک گفتن که اول شدیم تازه برای اولین بار...
هراس های یک ذهن پریشان
January 09, 2004 تا به حال شده که احساس کنين بدون اینکه خودتون تصمیم گرفته باشین یا از قبل برنامه ای ریخته باشین دارين همراه یک گَله حرکت...
عروسی رسم خوشآیندی است، فقط نه برای من!
December 26, 2003 آداب آزاردهندهء عروسی های مدرن ایرانی و خرج های هنگفتی که در این بین می شود جای بررسی بسیار عمیقی داره. گاهی واقعا از شنیدن...
در راستای تئوری توطئهء مادرزادی
December 19, 2003 این واکسن ها رو برای عقیم کردن بچه هامون دارن می زنن. این واکسن ها مثل همون واکسنِ فلج اطفال توطئهء شیعه ها برای ریشه...
چوب دوسر ...
December 11, 2003 نمی دونم این هفته ماجرا از چه قرار بود که هر جا که پا میذاشتم به یه نحوی باید با یه جانباز یا مجروح جنگی...
آرامش مرگ در زندگی
December 05, 2003 روز چهارشنبه بهشت زهرا خیلی خوشگل شده بود. چون به اتوبوسی که باید می بردمون سر خاک آقا جون دیر رسیدم آژانس گرفتم و راننده...
زلف بلند يا گیس بريده (شاید هم تراشیده)، سوال اين است!
November 27, 2003 از بچگی يادم ميآد که هميشه شنيدم که زيبايی دختر به موهاشه. البته به عنوان یک دختر بچه همیشه مامانم موهام رو کوتاه نگه می داشت که یه وقت خدای نکرده جلوی قد کشیدنم رو نگیره که کوتوله بشم. اتفاقا اثر هم کرد!
آلزایمر و باقی قضایا!
November 19, 2003 يه پدربزرگ دارم که آلزايمر گرفته. نمی دونم چقدر از آلزایمر می دونین اما فقط بگم که بیماری بسیار عجیبیه یعنی بیشتر موقع ها همش دارین با خودتون فکر می کنین و کلنجار می رین که این آدمی که جلوتون نشسته واقعا حالش بده یا گذاشتتتون سر کار!
فرصتی برای نوشتن
November 12, 2003 کسانی هستن که فقط برای تفریح و وقت گذرونی میآن و بیشتر مطالب اجتماعی و طنز و تک نگاری ها، که خیلی شخصی اما باصفا هستن، رو می خونند و کاری به متون نیمه تخصصی مون ندارن. کسانی هم هستن که میآن و به تبع مقولات خاص مورد نظرشون سراغ مطالب خاص تر می رند. مطالبی معماری در پانوراما یا اینترنتی در ستون های تکنولوژی و غیره.
هذیان
November 06, 2003 بالاخره به هر زحمتی هست به خواب می روم. در هال نشستم. در اتاقش باز می شود ...
کمی غر غر کمی زر زر کمی شکایت...
October 27, 2003 والله اومدم بقيه pinkradiofloydheadish رو نوشتم و خواستم بذارمش اینجا که متوجه شدم شاید هم واقعا دیگه بسه!
چگونه یک PinkRadioFloydHeadish بشویم!؟
October 09, 2003 چگونه یک PinkRadioFloydHeadish بشویم!؟
افسردگی و موسیقی
October 02, 2003 سالگرد مرگ فريدون فروغی نزديکه...
مهر ماه
September 23, 2003 وه که چقدر خوشحالم که دیگه مدرسه نمیرم.
چرا؟
September 18, 2003 اين چند وقته سر کار نرفتم. اولش به اين خاطر بود که مرخصی گرفته بودم که به کارهای شخصی برسم و بعدش هم ديگر رغبتی به ادامهء کارم بیرون خونه نداشتم. حالا فقط کار ترجمهء داخل خونه رو ادامه می دم.
جان دوباره
September 12, 2003 خیلی وقت بود که دری وریم نمیومد. البته هنوز هم دری وریم نمیآد. شاید اصلا اسم ستون رو اشتباه گذاشته بودم.
بچرخ تا بچرخیم
July 30, 2003 فيلم دايره مطمئنا دايره وار به دور ما و خود می گردد. فيلم دايره را ديدم برای جنجالش. دايره را ديدم براي ديدن درد زنانمان. دايره ای از زنان دربدرمان. زنان دربدری که هنگامی که خواسته يا ناخواسته گرفتار می شوند حول دور تسلسلی از خيابان به زندان و از زندان به خيابان می چرخند.
از عيد تا حالا
April 24, 2003 از عيد تا حالا قول داده بودم در مورد شيراز بنويسم که هي نشد و بعد هم ديدم که اي بابا اين دوستان سانسورگر...
هيچ مي دونستين که
April 17, 2003 هيچ مي دونستين که نطقم کور شده و خسته ام و کارم خيلي زياده و بلد نيستم نه بگم و بارون خيلي قشنگه و...
«هدايت، مرد ناشناس» وقتي
April 10, 2003 «هدايت، مرد ناشناس» وقتي که نوجوان بودم سري کتاب هاي آبي رنگي در کتابخونهء خونمون هميشه جذبم مي کرد. تا موقعي که ۱۲ سالم...
«اتمام حجت»
April 03, 2003 «اتمام حجت» راضي نگه داشتن و جلب مخاطب به هر قيمتي براي شيده بهمن يار يک اصل نيست. اين جملهء خيلي بديه؟ خوشحال ميشم...
الو الو صدا خوب
March 27, 2003 الو الو صدا خوب ميآد؟ صداي اينجانب رو از شيراز مي شنوين. خوشا شيراز و وضع بي مثالش خداوندا نگه دار از زوالش آدم...
«بهاريه» به به آخ
March 18, 2003 «بهاريه» به به آخ جون! بهار اومد و عيد. خيلي اين وقت سال رو دوست دارم. همه جا و همه چيز تميزه و برق...
دري وري بگم؟ از
March 11, 2003 دري وري بگم؟ از کدومش بگم؟ از کدوم اينا که تو مغزم رژه ميرن؟ از آخر اسفند و هواي باروني و ماهش بگم؟ نه...
دوباره آخر اسفند شده
March 04, 2003 دوباره آخر اسفند شده و نزديک عيد. اول از همه مسئله خونه تکونيه که همه رو درگير خودش مي کنه. همه خانومها حسابي مشغولن...
الآن انقدر مسکن هاي
February 26, 2003 الآن انقدر مسکن هاي جورواجور خوردم که فکر مي کنم تنها راهي که بتونم ارتباطم رو با دنياي واقعي حفظ کنم نوشتن و نوشتنه....
يادم ميآد زماني رو
February 19, 2003 يادم ميآد زماني رو که تنها موسيقي که از راديو و تلويزيون به گوش مي رسيد آهنگهاي حماسي دوران جنگ يا انقلاب بود، با...
طي عمليات محير العقولانه
February 12, 2003 طي عمليات محير العقولانه اي نشستم و کلي ابراز فضل نمودم و در طرفه العيني همش رو به باد فنا دادم! مهمون رسيد و...
جشنواره زج... (اي واي
February 05, 2003 جشنواره زج... (اي واي ببخشيد اشتباه شد) جشنواره فجر هم که شروع شد. ما هم که انگار بهمون دستور دادن که هر اتفاقي تو...
مثبت باشيم. حتي اگر
January 29, 2003 مثبت باشيم. حتي اگر هر چيزي که ممکنه تو زندگيتون خراب بشه در حال خراب شدن باشه و بدتر از همه تولدتون هم نزديک...
اينکه همه از آدم
January 22, 2003 اينکه همه از آدم طلب کار باشن خيلي بده. هميشه بايد جواب پس بدي. هميشه بايد براي همه وقت داشته باشي. وقتي دوست و...
واقعا انتظار دارين من
January 15, 2003 واقعا انتظار دارين من بعد از حداقل ۵ ليوان مشروب (مطمئنا مي دونين که منظورم نوشيدنيه و صرفا به خاطر علاقه به زبان عربي...
امروز از هر کسي
January 08, 2003 امروز از هر کسي که باهاش حرف زدم پرسيدم در مورد چي بنويسم چون خودم انقدر خسته ام که مخم کار نمي کنه. فکر...
خيابان جمهوري. کمي پايين
January 01, 2003 خيابان جمهوري. کمي پايين تر از کافه نادري. عجب بوي قهوه خوبي ميآد. چه جالب نمي دونستم نسکافه فله اي هم مي فروشن. به...
از لطف همتون که
December 25, 2002 از لطف همتون که نظر دادين ممنونم اما ناراحتم که چند جا به دوست خوبم نيما بد و بيراه گفتين. من اصلا الآن ناراحت...
الآن انقدر خسته ام
December 18, 2002 الآن انقدر خسته ام که دلم مي خواد فقط برم زير لحافم گلوله شم،بالشم رو بغل کنم و بخوابم. دلم مي خواد بتونم هر...
سلام. اون هفته بچه
December 11, 2002 سلام. اون هفته بچه ها برداشتن و يه هذيون نامه رو که تحت تاثير انواع اقسام قرص ها نوشته بودم گذاشتن تو صفحه خالي...
اينو بگم که بدونین
December 04, 2002 اينو بگم که بدونین چي به چيه: يه بخشي از نوار مصاحبه اين هفته رو شيده پياده کرد. کلي خسته بود و پدرش دراومده...
زمان: ساعت ۴:۳۰ بعد
November 27, 2002 زمان: ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر مکان: مسير ميدون تجريش تا ميدون ونک ميدون تجريش - ونک. - بيا بالا. يه دختر و يه...
يک افتضاح
November 20, 2002 آغاز افتضاح - واي خاک بر سرم. همه مبلمان خونه رو بردن! يـــــــــــــــوسف! همه چيز رو بردن. - يعني چي خانوم؟؟؟ برو تو اتاق...
بد شانسي اول -
November 13, 2002 بد شانسي اول - اه مريم نگاه کن، اونجا يه موبايل افتاده! - جدا موبايله؟؟ - آره به خدا. چکار کنيم به نظر تو؟...
انقدر همه ترسوندنم که
November 06, 2002 انقدر همه ترسوندنم که موهات مي پوسه، موهات مي ريزه، موخوره فجيع ميزني، کچل ميشي، شپش ميذاري، خيلي عجيب غريب شدي، به قول احسان...
خوشحال باشين که گل
October 30, 2002 خوشحال باشين که گل گاو زبان خواری و تناول نون و پنير به پایان رسیده و اینجانب دارم هر شب مرغ و اسفناج پخته...
ای بابا به اين
October 23, 2002 ای بابا به اين زودی شد چهارشنبه؟؟ اوه اوه عجب بد موقعی شد اين چهارشنبه. الآن من شديدا به دو سه ليوان پر گل...
تقریبا آخر ماجرا ساعت
October 16, 2002 تقریبا آخر ماجرا ساعت ۵ صبح سارا: الو مهشید؟ مهشید (خواب آلود و منگ): بله؟ س: من واقعا بهت احتیاج دارم. باید باهات حرف...
بچه. کودک. خردسال. خب
October 09, 2002 بچه. کودک. خردسال. خب اين کلمات رو ميذارم جلوم و هي بهشون نگاه مي کنم. اينطوري که مي گن فردا روز کودکه و حالا...
خب تا کجاش گفتم؟
October 02, 2002 خب تا کجاش گفتم؟ آهان رسيدم فرودگاه شيراز. پدرم آدرس خونه پدربزرگم رو نوشته بود و قرار بود خودم يه آژانس بگيرم و برم...
خب ديگه جن گيري
September 25, 2002 خب ديگه جن گيري صورت گرفت و من الآن احساس مي کنم که مي تونم هزاران هزار صفحه دري وري براتون بنويسم! اصلا راستشو...
به اين نتيجه رسيدم
September 18, 2002 به اين نتيجه رسيدم که ديگه در رفتن بسه. به زمان احتياج دارم. يه هفته. الآن انقدر حالم بده که بدجوري تلخ مي نويسم....
سکوت ... شيده بهمن
September 11, 2002 سکوت ... شيده بهمن يِار...
نمي دونم چرا تازگيها
September 04, 2002 نمي دونم چرا تازگيها همش ياد دانشگاه دوران ليسانسم ميوفتم. شايد به اين خاطره که محل کارم عوض شده و دوباره به کوههاي عزيزم...
قول دادم ديگه اولش
August 28, 2002 قول دادم ديگه اولش عين اين پيرزنا غر غر نکنم، حرفهاي تکراري نزنم و هي منت سرتون نذارم که اينجا براتون چقدر از خودم...
فکر کنم سومين مطلبي
August 21, 2002 فکر کنم سومين مطلبي که نوشتم تو اين ستون اين جوري شروع ميشد: آهاي ايها الناس! اگه من يه روز يا بهتر بگم يه...
عجيبه من يا هيچي
August 14, 2002 عجيبه من يا هيچي به ذهنم نمي رسه بنويسم يا انقدر دري وري تو سرم رژه ميره که بازم نميتونم بنويسم!!! الآن حالت دوم...
خانمها، آقايون محترم، من
August 07, 2002 خانمها، آقايون محترم، من پنجشنبه با دوستان رفتم يه مهموني که بايد حتما ماجراهاشو براتون تعريف کنم وگرنه شبها خوابم نمي بره! لطفا صاحب...
تمام تنم درد
July 31, 2002 تمام تنم درد مي کنه! ايشالا اونايي که مارو از کوه و کمر و جنگل بالا پايين بردن خير و برکت کامل ببرن...
يه دامن کوتاه
July 24, 2002 يه دامن کوتاه دارم که بالاش کشه، وقتي حسابي داغ مي کنم و مي خوام خودمو بکشم اما به خاطر معذورات اخلاقي نمي...
- خانوم توروخدا قطع
July 17, 2002 - خانوم توروخدا قطع نکنين، خواهش مي کنم، به خدا مزاحم نيستم. فقط يه سوال داشتم. خواهش ... - خب بفرماييد. - بگم؟ (با...
ببينم مي تونم
July 10, 2002 ببينم مي تونم يه دفعه مثل آدم بشينم مطلب بنويسم يا بايد همش با گيس گيس کشي و ناز کشيدن و تهديد به...
اي بابا، من
July 03, 2002 اي بابا، من نميدونم چرا همه به ما گير دادن که شما هدفتون چيه؟ اصلا هدف دارين؟ اصلا ميدونين هدف رو با کدوم...
آهاي ايها الناس!
June 26, 2002 آهاي ايها الناس! من اگه يه روز يا بهتره بگم يه هفته حوصله شر و ور گفتن نداشته باشم بايد کي رو ببينم؟؟...
خودمونيم دري وري
June 19, 2002 خودمونيم دري وري گفتن هم همچين کار آسوني نيستها! اونم از کجا؟ از در و ديوار! نمي دونم چرا احساس مي کنم...
سلام! خب، امروز
June 12, 2002 سلام! خب، امروز قراره اينجا خودمو معرفي کنم و بگم چي مي نويسم و چرا مي نويسم و کي هستم و از اين...









