بعضی از آدمها از همون اول آدمهای بزرگی هستن و بعضی از آدمها حتی وقتی سنشون بالا می ره هم هیچ فرقی به حالشون نمی کنه. فقط هستن که باشن. بودن یا نبودنشون هم زیاد فرقی نمی کنه. ولی اینکه بزرگ باشی چیزیه که فقط خود آدم انتخاب می کنه. بعضی از آدمها اونقدر دلشون بزرگه که اگه یه ذره بخوای بری تو دنیاشون با وسعتی روبرو می شی که هیچ وقت حتی تصورش رو نمی تونستی بکنی. فقط کافیه که این آدمها دریچه قلبشون رو بروی تو باز کنن تا بفهمی چقدر در مقابل اونها کوچیکی.
ممکنه مدتها با این آدمها باشی ولی هیچ وقت نفهمی که توی دلشون چه غوغایی برپاست. با تو هستن، می گن ، می خندن، شوخی می کنن. ولی چند لحظه بعد می بینیش که دور از همه نشسته و به پهنای صورتش اشک می ریزه و آروم گریه می کنه.
"...به اندازه کافی شادی داشته باشی تا خوش باشی، به اندازه کافی اندوه تا یک انسان باقی بمونی و به اندازه کافی امید تا زنده بمونی..."
و آدمهایی که از دماغشون جلوتر رو نمی بینن. در لحظه زندگی می کنن. دو کلمه که حرف بزنن چنان احساس پوچی و بیهودگی به آدم دست می ده که نمی تونی بیشتر تحملشون کنی...
آره، خودم می دونم، اینجور آدمها خیلی زندگی راحت تری دارن، و ممکنه خیلی هم از زندگی لذت ببرن...و می دونم فکر کردن سخته، برای خوب زندگی کردن ارزش قائل شدن سخته، آدم شدن و بزرگ شدن سخته...درد داره،خیلی زیاد...ولی همیشه این امید است که آدم رو زنده نگه می داره. زنده نگه می داره تا زندگی کنی...

شانی شریف