سکوتسکوت کوه ، سکوت
سکوت
سکوت کوه ، سکوت کویر.
سکوت نه به معنای نبود صدا، بلکه سکوت به معنای وجود. سکوت به معنای وجودیتی خاص خود.
همیشه عادت کرده ایم که تاریکی را نبود نور و سکوت را نبود صدا بدانیم. ولی سکوت را هیچ وقت نوعی حضور ندانسته ایم. سکوتی که گاهی آنقدر برایمان معنا می یابد که هیچ چیزی نمی تواند جای آن را بگیرد. سکوت کوه ، سکوت کویر.
سکوتی که با وجود آن همه چیز پر رنگتر می شود.
چیز هایی را می بینی که تا آن روز ندیده بودی. چیز هایی را درونت کشف می کنی که تا امروز از وجودشان بی اطلاع بوده ای.
هنرمندی می گفت زیبایی اغلب از داخل سکوت دست یافتنی است.
و گاهی مجبوری به سکوت. مجبوری که هیچ نگویی. خاموش باشی. بگذاری سکوت حرفی را بزند که کلام هیچ گاه نمی تواند. حسی که صدا آن را گمراه می کند.
غم و شادی که سکوت با خود دارد آنقدر بزرگ و سنگین است که خیلی ها آن را تاب نمی آورند. سنگینی که برای خیلی ها قابل تحمل نیست. ولی اگر بتوانی آن را دوام بیاوری ژرفای حقیقت و زندگی را می فهمی. هنگامیکه این سکوت را تجربه می کنی یگانگی را درمی یابی.
سکوت نه به معنای نبود صدا بلکه به معنای حضوری ژرف و عمیق.









