كاپوچينو... دوست داريد؟ داغ و تلخ؟ شايد هم ترجيح مي دهيد كمي خنك تر باشد با طعم خامه؟
هر چه باشد كاپوچينو خوردن هم آداب خودش را دارد...
چاي را همه جا مي شود خورد؛ به همه كس مي شود تعارف كرد. چاي خوردن وقتي پيدايش شد كه همه عصرها دور هم مي نشستند و نقل و شكر پنير به هم تعارف مي كردند؛ يا در قهوه خانه سفارش ديشلمه را چند باره تكرار مي كردند تا داستان مش قاسم نيمه كاره نماند؛ يا دختر را صدا مي زدند تا سيني معروف را بگرداند و فرصتي پيدا شود مظنهء مهريه را بسنجند؛ آخرش هم همه موافق يا مخالف، به احترام نظر آقا جان سر تسليم فرو مي آوردند و ..تمام.
كاپوچينو را همه جا نمي شود خورد؛ به همه كس نمي شود تعارف كرد. كاپوچينو خوردن وقتي پيدايش شد كه ياد گرفته ايد دو سه تا از بر و بچ را برداريد و ببريد شوكا يا توت فرنگي؛ يا جمعشان كنيد خانه كه «درخشش» را با هم تماشا كنيد و بعدش بحث كوبريك راه بيندازيد. آخرش هم احسان و سارا ( راستي چرا اسم وبلاگرها يا احسان است يا سارا!؟) به توافق نرسند و يكي كوبريك پرست شود و ان يكي حاضر نباشد فيلم ديگرش را نگاه كند، و هيچ اتفاقي هم نيفتد و ... تمام.
وقتي يك مجله از چاي و چاپخانه و كاغذ كاهي بشود كاپوچينو و كي برد و مانيتور، لابد خيلي چيزها عوض شده...
آن وقت مي شود كاپوچينو چند تا ستون ثابت داشته باشد با نثرهايي كه هيچ ربطي به هم ندارند؛ مي شود هركس حرف خودش را بنويسد؛ مي شود منتظر هر جور نظر هر جور آدمي بود؛ مي شود ستونها را جابه جا كرد، برد و آورد؛ مي شود يكي از اعضا جلوي چشم يك عالمه كاربر روز روشن ( يا شب تاريك) از يكي ديگر از اعضا يك اتقاد حسابي كند بي آنكه آب از آب تكان بخورد؛ مي شود خواننده هم، حتي، "كاپوچينو" يي رفتار كند و يك هفته از وعدهء پنجشنبهء به جمعه افتاده ( كه اخيرا كم هم اتفاق نمي افتد) دلخور و خمار بماند و يك هفته هر صفحه اي را كه باز مي كند از سر ناراحتي نصفه كاره يك طرف پرت (ببخشيد "كلوز" ) كند.
كاپوچينو مال امروز است؛ حرف امروز است؛ حال امروز است. براي همين هست؛ ديروز نبود؛ فردا هم شايد نباشد. ديگر "حرف حرف من است" مايهء خنده است و كاپوچينو اين را خوب مي داند...
كاپوچينو، اما، اين را هم بايد بداند كه امروز روز حرفه اي بودن هم هست. ذهن جوان( و نه سن جوان) اگر زير بار شعار و حرفهاي قديمي نمي رود، از آن طرف سرش آنقدر توي حساب هست كه تشنهء حرفهاي (حالا در هر زمينه) تخصصي و جدي هم باشد؛ اگر چه دل نوشته هاي صميمي را كم دوست ندارد...
كاپوچينو تا وقتي مي ماند كه به روز بماند...

نگار شريف