درباره کاپوچينو و قهوه
درباره کاپوچينو و قهوه ای که از هلو هلوتر شد
برای کاپوچينو...
خب البته هيچ چيزی قطعی نيست، اما تقريبا مطمئن ام که اگر هزار بار ديگر هم حق
انتخاب از منوی کافی شاپی داشته باشم، کاپوچينو را انتخاب نخواهم کرد! اين را همين اول گفتم که روشن کنم از کاپوچينو بيزارم.
اصولا رابطه من و قهوه يکی از آن تضادهای زندگيست. اينکه از قهوه تعريف و ذهنيت خوشايندی داشته باشی، اما در نهايت از گرمی و حساسيت زایی اش بيزار باشی احتمالا چيز عجيبيست. قهوه ای که تلخ است، شيرين هم می شود، مصيبتی است، اما اگر کمی با تغييرات همراه شود، ترکيبی می دهد، از نظر خوشمزگی، هلوتر از هلو، احتمالا با نام کافه گلاسه! اين را هم تجربه کرده ام که مثلا از بستنی يخی بيزار بوده ام، اما يکی از عزيزترين دوستانم «بستنی يخی» نامی بوده است.
جريان اين است که کاپوچينو دوست ندارم، اما يکی از بهترين دوستانم را را کاپوچينو
نام نهاده اند. از اين موجود مجازی روحی دلنشين ديده ام. روحی که پيوند خورده با
نام هایی چون نيما، خسرو، سامان و مهدی که همگی شان را در تحريريهء مرحوم حيات نو شناختم، و ديگرانی چون شيده و صنم که از طريق تحريريه «تهران اونيو» (احتمالا در
تحريريه اين سايت هم مرا مرحوم حسام گرشاسبی می شناسند!) آشنايشان شدم.
بايد اعتراف کنم که از طريق همين آدمها به پديدهء وبلاگ علاقمند شدم.
اين آدم ها سرزندگی و نشاط خاصی را با خود به حيات نو آوردند، و کاپوچينويشان تنها
کاپوچينويی است که مشتريش شده ام. و بايد اعتراف کنم که هوم پيج سايتشان از معدود هوم پيج هایی است که سعی می کنم هر چه زودتر رهايش کنم و سراغ اصل مطلب بروم. از بس که رنگ های قهوه ای، گرم و ...ی دارد. دوستان عزيز توجه داشته باشند که تنوع اصلا چيز بدی نيست!
همه عناصر اين صفحه اول انگار می گويند «ما رو نخون، ما رو نخون، برو اون بزرگتره
رو بخون!» و به آن «گزارش ويژه» سمت چپ صفحه اشاره می کنند. موجود استثمارگر و
ابرقدرتی که همه توجه ها را به خود جلب می کند.
ديگر اينکه اگر يک «مجله هفتگی» را رسانه ای تعريف کنيم، که در روز مشخصی از هر
هفته مطالبی را به مخاطبانش ارائه می کند، در يک مجله هفتگی اينترنتی لازم نيست که حتما مطالب نوشتار باشند. می توان هراز چندگاهی مخاطب را غافلگير کرد. می توان از همه امکانات اين رسانه همه کاره (اينترنت) به تدريج استفاده کرد. اين مطالب هفتگی
میتوانند شامل فایل های صدا، تصاوير و يا هر چيز غافلگير کننده ديگری باشند. با کمی
زحمت میتوانيم از ظرفمان بيرون بيآييم، قابليت های خودمان و ابراز دستمان را
بهتر بسنجيم و بفهيم و کارهاي «نو» هم انجام دهيم.
تولدتان مبارک جناب کاپوچينو!
حسام گرشاسبي









