كاپوچينو را دوست دارم چون وقتي مي خواهي به جز مزه خارق الغاده قهوه، فرم هم به كمكت بيايد به سراغ كاپوچينو مي روي.
كاپوچينو را دوست ندارم چون بسياري از قهوه چي هاي محترم هنوز فرق كاپوچينو را آب زيپو به اضافه كف و خامه نمي دانند.
كاپوچينو را دوست دارم چون زماني كه دلتنگ ويكند نازنين مي شوم به جز ورق زدن آرشيو هاي لعنتي آن، مي توانم به سراغ آرشيو كاپوچينو هم بروم.
كاپوچينو را دوست ندارم چون زماني كه آن را مي خوانم يادآحر هفته نازنين مي افتم.


كاپوچينو را دوست دارم چون هميشه طرفدار حضور جوان ها در عرصه نوشتن بوده ام.
كاپوچينو را دوست ندارم چون هميشه از جو گير شدن آنها مي ترسيدم.
كاپوچينو را دوست دارم چون طرفدار بيشتر شدن نشريه هاي الكترونيكي هستم.
كاپوچينو را دوست ندارم چون از تبديل شدن يك نشريه الكترونيكي به وبلاگ هاي شخصي نويسندگان آن بيزارم.


كاپوچينو را دوست دارم چون مانا نيستاني، خسرو نقيبي، صنم دولتشاهي، نيما رسول زاده، سامان سيف الهي، پرستو دوكوهكي، نفيسه مطلق و... آنجا هستند.
كاپوچينو را دوست ندارم چون خيلي هاي ديگر آنجا نيستند!


كاپوچينو را دوست دارم چون...

علي باذل