وحید مرتضائی

بیست هزار نفر کشته!!...شنیدن این رقم که هر روز هم در حال افزایش است،کافی است تا ماهها ملتی را و حتی جهانی را ماتم زده و اندوهگین کند.

زلزله بم چنان تکاندهنده وتلخ بود که وجدان جهانی را تحت تأثیر خود قرار داد، چندان که در چند روز اخیر بم اولین خبر در تمام جهان بوده است.

مردم ایران حماسه ای آفریدند که جای هیچ شگفتی نداشت؛ اولین بار نبود، آخرین بار هم نخواهد بود.
دولتمردان، نهادها، ارگانها و سازمانها شگفتی آفریدند که قابل تحسین است. برای اولین بار احساس کردیم که "ما هم مردمانیم"...

صدا وسیما نیز شگفتی آفرید، که این احساسمان را مضاعف کرد... پوششی چنین گسترده و کامل جای تقدیر و تشکر بسیار دارد... کاری که سالها بود به فراموشی سپرده شده بود.

کشورهای جهان نیز ثابت کردند که هنوز جای امیدی هست و می توان فانوس به دست در کوچه پس کوچه های جهان به جستجو پرداخت.

با این همه، بم دیر یا زود فراموش خواهد شد؛ همچنان که حوادثی تلخ تر از زلزلهء بم که قرنها کام بشریت را تلخ کرده بود، فراموش شدند... این رسم زندگی و طبیعت ما انسان هاست؛ اما زندگی همچنان جریان دارد و خواهد داشت...

یادمان نرود که در ایران عزیز خودمان، تصادفات رانندگی سالانه جان هفده هزارنفر از هموطنانمان را می گیرد... هفده هزار نفر!! یعنی فقط سه هزار نفر کمتر از آن چیزی که چند روز است همهء جهان را تکان داده است و ملت ایران را غرق ماتم و عزا کرده است...

تحمل این زلزله های تدریجی و پنهان بسیار آسان است... نه ملت ایران را برای کمک بسیج می کند ونه دولتمردان را به فکر چاره اندیشی و"عمل"می اندازد و نه جهان را چنان تکان می دهد، که دوست و دشمن دست کمک و یاری به سویمان دراز کنند....

بم فراموش خواهد شد و یک بار دیگر زندگی جریان پیدا خواهد کرد...
زلزله را نمیتوان رام کرد، اما خانه های گلی را می توان پایدار ساخت...
بیایید دست به دست هم دهیم که از امروز خرماهای بم را برای شیرین کامی بخوریم، نه در سوگ عزیزانمان...