صابری پس از آنکه از مناصب دولتی و مديريتی کناره گرفت، برای استراحت و زيارت به سفر حج رفت. در آنجا خبرنامهای را بهصورت روزانه با تيراژ 150هزار نسخه ميان حجاج منتشر میکرد و در ستونی بهنام "داستانهای جعفر آقا" برای اولينبار پس از انقلاب به نگارش طنز روزانه پرداخت که بهشدت با استقبال روبرو شد. همين عامل سبب شد تا پس از بازگشت به کشور وسوسه شود تا طنز روزانه را ادامه دهد. از ميان نامهای مستعاری که در ذهن داشت، "گلآقا" را برگزيد که نزديکترين به "ميرزاگل" بود، عنوانی که پيش از اين در توفيق از آن استفاده کردهبود. گلآقا شخصيتی ديکتاتور گونه خودرای داشت و نيازی نمیديد برای کارها و سخنانش پاسخگو باشد. درواقع رياست ستون (و آبدارخانه) بهعهده او گذاشته شدهبود و هيچگاه بهصراحت از جناح خاصی حمايت نمیکرد.
صابری ابتدا داستانش را براساس همين شخصيت شکل داد و از 23 دیماه سال 63 که اولين شماره "دو کلمه حرف حساب" چاپ شد تا يکی دو سال بعد شخصيت ثابتی به ستونش اضافه نکرد. اما پس از مدتی ترجيح داد که نوشتارش از حالت مونولوگ خارج شود و به ديالوگ تبديل شود، بههمين جهت پيرمردی حدودا 70 ساله و روستايی بهنام "مشرجب" را وارد داستان کرد. مشرجب پيرمرد تندمزاجی بود که سيگار "تير" میکشيد و بهخاطر تهصدايی که داشت گاهی اوقات زير آواز میزد. تا حدودی قدرتطلب بود و بههمينخاطر بعضی مواقع شخصيت گلآقا تحتالشعاع او قرار میگرفت. اما بعد از ورود غضنفر و شاغلام به داستان، آرام آرام نقش مشرجب کمرنگ شد تا اينکه پس از مدتی حذف شد.
پس از مدتی وقفه که در نگارش ستون دو کلمه حرف حساب رخ داد، مشرجب مسئوليت ستون را برعهده میگيرد و درغياب گلآقا برای اينکه دستتنها نباشد غضنفر را استخدام میکند. "غضنفر" مردی ميانسال و قدبلند است و همچون تمامی عناصر ذکور آبدارخانه سبيل دارد. تا حدود زيادی محافظهکار است و حتی برای دستيابی به موقعيت بهتری حاضر نيست که وضع فعلی را تغيير دهد. يک کارمند وظيهشناس اداری است که پس از برگشتن گلآقا در سمت خود ابقا میشود و علاوه بر دستياری مشرجب، روابط عمومی ستون را برعهده میگيرد و هرازچندگاهی هم مشتی بر دهان استکبار میکوبد!
"شاغلام" که پس از گلآقا مشهورترين شخصيتیست که توسط صابری خلق شده، در دوران تسلط مشرجب بر آبدارخانه برای اولينبار وارد میشود. ابتدا بهنام مشغلام شناخته میشود و شخصيتش تا مدتها چندان پرداخته نمیشود و درواقع جزو محارم قرار نمیگيرد. مردی روستايی که تنها در حد خواندن و نوشتن سواد دارد و صاف و ساده است. عيالوار و بدهکار است، اما برخلاف غضنفر که محافظهکار است، زبان تندی دارد و بعضا انتقادات تندی نيز بيان میکند و بههمينخاطر توسط گلآقا تنبيه میشود. شاغلام که در ابتدا بهضرورت خلق شدهبود، آرام آرام جايگزين مشرجب میشود؛ زيرا که شخصيت مطيع او محبوبتر از شخصيت قدرتطلب مشرجب نزد گلآقاست و از همين روی پس از مدتی به نفر دوم آبدارخانه بدل میشود.
در کنار اين شخصيتهای اصلی، ممصادق و عيالش (کمينه) نيز گاهی اوقات حضور پيدا میکنند. ممصادق نماينده خوانندگان گلآقاست و با گلآقا نامهنگاری میکند و در يکی از روستاهای شمالی ساکن است. زنش اهل لاهيجان است و نمايندگی نسوان را در آبدارخانه برعهده دارد.
"دو کلمه حرف حساب" و داستانهايی که سالها تحتعنوان آن چاپ شد و شخصيتهايش آنقدر ريزهکاری و جزئيات دارد که میتوان مدتها از زوايای گوناگون ادبی و زبانشناسی به بررسی آن پرداخت. حتی کسانی که با منش صابری و خطمشی او سازگار نبودند هم هيچگاه نمیتوانند قدرت قلم و خلاقيت او را انکار کنند؛ ادبيات معاصر ايران مرد بزرگی را از دست دادهاست.
منبع: CD دهسال گلآقا – تهيه شده توسط موسسه گلآقا
