اندر فواید خواندن همین نوشته
صالح تسبیحی
prometeh2000@yahoo.com
دیگر لال شده ام و دست و پا گم کرده ام و زبانم بند آمده و نمی توانم بگویم"نوشتن خوب است" چون نوشتن این جمله خوب نیست.
نوشتن خوب است چون وقت نوشتن آدم سکوت می کند و مجبور نیست صدای گفتگوی خودش را با خودش و یا با دیگری بشنود.
نوشتن خوب نیست چون رویا های آدم در سکوت مجسم می شوند و جان می گیرند و در هیبت انسان و شیئ و جانوری بختک وار می افتند روی تن آدم.
نوشتن خوب است چون با نوشتن آدم فراموش می کند و چون کنجی را گرفته و دارد می نویسد پیش دیگران نیست و آدمها هم در تفاهمی متقابل سرشان به هم گرم می شود و فراموشش می کنند.
نوشتن خوب نیست چون رفته رفته آدم خودش را هم فراموش می کند و به یاد نمی آورد این سطور سرد را چه کسی قلمی کرده. حکایت کوری می شود که دست به رنده می کشید و می گفت" دیوان ایرج میرزا است".
نوشتن خوب است چون کسی که بالای صندلی ایستاده و طناب انداخته گردنش ناگهان چشمش می افتد به تکه کاغذی خالی و هوس می کند بنویسد.
نوشتن خوب نیست چون آدم را"جان دوستک" می کند. در این رابطه نویسنده ای را می شناختم که از اعضای هر از گاهی بنویس همین کاپوچینو بود و مثل خلها، ریش و موی بلندی داشت و حالا مرده. با نوشتن از خود کشی منصرف شده بود و سر پیری دم مرگ کچل شده بود و مدام نعره می زد" نمی خواهم بمیرم"..
.و خوب نیست چون میرزا لغتی ات می کند. سه روز سر آنکه " سد " را با سین می نویسند نه صاد چانه می زنی آخرش هم شماره " صد" را منتشر می کنند . بی توجه به جشنهای "سده" درب ! را محکم می کوبند به هم تا از فردا حافظ توی ابرها بخواند و تنبک بزند که:
دوش دیدم که ملائک در می خانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند
نوشتن خوب است چون آدم خالی می شود.
نوشتن خوب نیست چون ظرف تنگ خالی دوباره و زود پر می شود.
و خوب نیست چون روی سر این و آن خالی می شود.
و خوب نیست چون محدود است به الفبا.
و خوب نیست چون محدود است به اقلیم و زبان و ترجمه .
و خوب نیست چون سواد می خواهد و حوصله زمان دار خواندن.
نوشتن خوب است اما نوشتن خوبی های نوشتن کار خوبی نیست .
از همین رفت و آمد جنون زده میان " هست " و "نیست " لال شده ام و تکلیف ام با خودم روشن نیست که حالا لال ام یا دارم حرف می زنم.









