August 06, 2004
single - guest

فرهنگ فراموش شده‌ی مادرانه

ميلاد بابانژاد

میهمان مامان تعریف یک داستان کودکانه و ساده نیست بلکه قصه‌ی فراموش شده‌ی فرهنگ مادرانه‌ایست که باید به آن خندید و ته دل سخت گریست.
مهرجویی با هجدهمین فیلمش در طول حضور 35 ساله‌ی خود یک‌بار دیگر کمدی را در سینمایی تعریف می‌کند که فیلم‌های طنز و کمیک اغلب برای گیشه ساخته می‌شوند به دور از دل‌نگرانی‌هایی که یک فیلم کمدی باید داشته باشد، دور نیستند فیلم‌هایی که در وانفسای سینمای بدنه و اجتماعی با استفاده از طنز به اوج فروش رسیدند اما میهمان مامان از جنس دیگریست.

میهمان مامان همجنس شخصیت‌هایش است. به همان اندازه ساده، گاهی دوست‌داشتنی و گاهی هم دلنشین و صد البته از جنس داستان‌های آشنای هوشنگ مرادی‌کرمانی و آشناتر از آن همجنس فیلم‌های مهرجویی است.
نحوه‌ی خاص فیلمبرداری روی دست و مستندوار بهرام بدخشانی به مدیریت تورج منصوری فیلم را هر چه بیشتر برای مخاطب ملموس و باورکردنی می‌کند. در این بین بازی‌های یکدست تک‌تک بازیگران، از پارسا پیروزفر گرفته تا علیرضا جعفری را نباید فراموش کرد؛ همچنان‌که فضای دوست‌داشتنی و آشنای فیلم را.
جدا از اینگونه نقدها و نقدهای فراوان دیگری که می‌شود روی جزء‌جزء فیلم کرد، جدا از انتقادات، همسایه‌های مامان شبیه همسایه‌های ما می‌مانند با یک فرق کوچک: همسایه‌های ما مدرن هستند، در آپارتمان زندگی می‌کنند و صبح‌به‌صبح باید نفس‌ها را در سینه حبس کنند سینه‌ها را جلو بدهند اگر در راهرو همسایه‌ای را دیدند با ادیبانه‌ترین شکل ممکن سلامی کنند، لبخندی بزنند و بروند. اما همسایه‌های مامان این بازی‌ها را بلد نیستند. آنها هرچند در بدترین حالت ممکن زندگی می‌کنند، هرچند گاهی نفرت‌انگیز می‌شوند اما مدرن بودن را به سبک ما یاد نگرفته‌اند. آنها دوست داشتن را بلدند، خنداندن را بلدند، همان‌طور که زندگی کردن را با تمام مشکلاتشان از یاد نبرده‌اند.
میهمان مامان را چون شخصیت‌هایش باید دوست داشت چون آنها مارا یاد نوستالژی می‌اندازند که تا چندی پیش همه فراموش کرده بودیم و اینجاست که باید سخت گریست.

« کمدی عبارت است از پی‌یس(piece) نمایشنامه‌ی منظوم یا منثوری که بر اثر وضع پرسوناژها و بر اثر نمایش هجوآمیز عادات و رسوم و اخلاق اجتماعی مردم را به خنده بیاورد. »
فن نگارش، تالیف محمد جعفر محجوب و علی اکبر فرزام پور