س اول سوختن است



به رضا قاسمي براي قلبش كه تير مي كشيد و صدايش كه مي لرزيد وقتي تمام شب با من در جستجوي رد پرواز كلاغ سياه بود.
به شيرين, ليلا, آذر, خورشيد و حسين كه با من تمام شب به دنبال كسري مي گشتند كه ديگر نبود.



خواب مي ديدم. خواب مي ديدم كه بيدارم و به تماشاي بازي كودكانهُ چهار زن شيطان و بازيگوش نشسته ام.
چقدر آشنا بودند اين چهار زن كه كودك شده بودند.صداي خنده هايشان تا آسمان مي رسيد.
ليلا و شورين و آذر و قاصدك گرد هم روي زمين نشسته بودند و يك قل دو قل بازي مي كردند. بازي مي كردند و مي خنديدند.
شورين موهايش را كوتاه كوتاه كرده بود و آذر هم ديگر دستش در گچ نبود. ليلا به قاصدك غر مي زد كه موقع بازي نبايد سيگار بكشد. قاصدك بي توجه به او سنگها را تند و تند از روي زمين جمع مي كرد .
چقدر صداي خنده هاشان بلند بود. انگار هيچ صداي ديگري در جهان نبود به جز اين خنده ها. پژواكش تا آسمان مي رسيد.
آذر گفت حالا اين سنگهاي گرد و صيقلي را از كجا آورده اي؟
قاصدك جواب داد: س مثل سوسك است. س مثل سليطه . س مثل سرحال.
همه را از يك سوسك سليطهُ سرحال كش رفته ام.
شورين قهقه زد كه س مثل صيقلي است. من شدم نوزده.
ليلا گفت: س اول سادگي است. قاصدك خنده زد كه س اول سرآهو هم هست. سرآهو هم آخر سادگي است.
آذر مبهوت مانده بود.گفت: مگر زده به سرتان ؟ س اول سفر است. س اول ساز.
قاصدك خنديد و گفت: س اول سراب است, سراب هم آخر سوتي. سوتي هم سور و سات ماست.
ليلا نگاه كرد و لبخند زد س اول سبز است. س اول سرودن.
شورين برخاست و گفت: س هاي هفت سين سيصد سال آينده سلسلهُ آهوان مهيا شد.
خنده. خنده . خنده.
يك لكهُ نور در وسط آسمان تابيد و درخشيد و رفت تا ته افق.
سكوت.
سكوت.
سكوت.
سرد شد.
يك خط سياه سرد ساكت از وسط آسمان كشيده شد و رفت تا ته افق.
سكوت.
سكوت.
سكوت.
سردتر شد.
قاصدك گفت: س اول سردرد است. بجنبيد يك بازي ديگر پيدا كنيم.
شورين و آذر و ليلا به چشمان قاصدك خيره شدند.
سياه بازي بود... اين را قاصدك گفت و همه زدند زير خنده.
حالا چه كنيم؟ باز قاصدك بود.
در دوردست, ته افق, يك جاي دور صداي پرنده اي آمد.
سرد سرد سرد شد.
همه انگشت اشاره بر زمين گذاشتند. قاصدك گفت: س اول سه كردن است.
بانوان گرامي ! ميز و ليلي و آينه و قاصدك كه نمي پرند.
يك بازي ديگر بكنيم...
تازه كلاغ پر مال كلاغ هاست.
كلاغ ها مي پرند.
...
كسي چهار زن را صدا زد.
گفت آهاااااااااااي ملت! كلاغ پريد.
قاصدك گفت ديديد گفتم. ما كه نمي توانيم بپريم.
س اول سوختن است.
كلاغ برد. ما سوختيم.



فتانه کيان ارثی