زائر بی مرز
نگاهی به نمایش زائر
نویسنده و کارگردان: حمید امجد
بازیگران: مهرداد ضیایی- حمید حمزه- افشین هاشمی- علی سلیمانی- هومن برق نورد- کامران تفتی- علا محسنی- سحر دولتشاهی- شبنم مقدمی و ...
تالار چهارسو- دی و بهمن 1382
در ساختار کلی یک اثر هنری ایجاد ارتباط با مخاطب در درجه ی اول اهمیت قرار دارد. ارتباط را می توان از چند سو بازنگری کرد. هنر نمایش می تواند با هر زبان و در هر زمان با زمانه اش یعنی عصری که آن نمایش در آن اجرا می شود سنجیده شود.
نمایش زائر با استفاده از زبان آرکائیک به موفقیتی دست یافته که کمتر می توان نمونه اش را در سال های اخیر دید. هر لحظه که از نمایش می گذرد من شهروند اکنون حس می کنم مسئله ای از مسائل زندگی ام که هم اکنون با آن دست به گریبانم در حال باز گویی ست.
اتفاقی که در لایه های نهان متن می افتد این است که در حین دیدن اجرای نمایش تماشاگر را به فکر وامی دارد. تاملی بر خواسته ها و آرزوهایش. گاهی به همین علت تماشاگر چند جمله ای از نمایش عقب می ماند و درگیر آرزوی خویش می شود. هر تماشاگر خود را زائری می بیند و زمانی برای خود مشخص می کند تا بهترین آرزویش را در ذهن بپروراند. زائری که در ذهن هر کدام از ما به سفرش ادامه می دهد.
"برنا" جوانیست که خبر نشستن مرغ بخت بر شانه اش را برای خانواده خویش بازگو می کند. دیری نگذشته که از شهر و روستاهای اطراف مردمانی بر در خانه برنا صف می کشند. هر کس با آرزویی. در ابتدا آرزوی همه آنها این است که برنا آرزوی آنها را برای برآورده شدن نزد پادشاه برد. برنا سفری را در آرزوی آدمیان شروع می کند. سفری دراز و بی سرانجام. این سفر خسته اش می کند. مایوسش می کند ودر نهایت ایمان خویش می بازد. چشم که باز می کند بانگ سوم خروس خوان نیز به صدا در آمده است و دیگر فرصتی نیست.
استفاده از رنگ های مناسب و پوشش درست بازیگران یکی از عللی ست که با وجود صحنه های شلوغ چشم خسته نمی شود و تماشاگر هم چنان به دیدن ادامه می دهد. طراحی صحنه و لباس این نمایش را امیر اثباتی بر عهده داشته است.
کارگردانی نمایش گاهی به خاطر قدرتی که در متن است به فراموشی سپرده می شود. گاهی به خاطر شلوغی و حرکت زیاد بازیگران تماشاگر ترجیح می دهد متن نمایش را گوش دهد تا ببیند. اما وقتی بازیگران (نقش های اصلی نمایش که اغلب بازیگرانی حرفه ای هستند) برای اجرای بازی خود به بهترین نحو بیان و حرکت خود را با هم سازگار می کنند. تماشاگر از دیدن و شنیدن توامان نمایش لذت می برد و بدون هیچ اغتشاشی در صحنه به دنیای زیبای نمایش پناه می برد.
مهرداد ضیایی با تسلط خیره کننده بر بیان وبدن خویش یکی از بهترین بازی های این چند سال اخیر را به نمایش گذاشته است.
افشین هاشمی در این نمایش بدون هیچ غلو نمایی و با ظرافتی خاص بازی ماندگاری را اجرا می کند.
علا محسنی- کامران تفتی- سحر دولتشاهی- علی سلیمانی- حمید حمزه و شبنم مقدمی ... از دیگر بازیگرانی هستند که از پس نقش های سنگین خویش برآمده اند و حضوری موثر و دلنشین بر صحنه دارند.
اتفاق خوبی که در این نمایش افتاده است استفاده از هنرجویان آموزشگاه بازیگری کارنامه است. حضور آنها درون نمایشی که در طول کل اجرا بر روی صحنه هستند و توامان بازی دوستان و استادان خود را می بینندتجربه ای است گران بها که می توانند بهره زیادی از آن ببرند.
در این نمایش همه چیزدست به دست هم داده تا بتوانیم داستانی را بشنویم و ببینیم. داستانی که حکایت همه ماست. حکایت همه ی ما جوان ها که سر پرشوری داریم. باید به پیش برویم و حتمن یادمان باشد پرنده شانس هر کس در آسمانی پرواز می کند! مهم رسیدن است. رسیدن به زیر سقف آن آسمان. رسیدن به جایی که مرغ شانس چاره ای جز نشستن بر روی شانه ی ما نداشته باشد.
Theatre| Mehdi Pakdel- By implementing Archaic language in his play, Hamid Amjad has succeeded in an endeavor rarely seen in recent years.









