تعطيلات نوروزي بود و تعطيلات تئاتر. خيلي جالبه نه؟ اينكه با هر تعطيلي تئاتر هم نباشه...
خب ديگه! چقدر بايد نمايش به خورد مردم داد؟ بذار يه كم ذائقه هنري اون ها با سينما و امثال سريال هاي تلويزيوني و موسيقي هاي پاپ بلا نسبت شبه لس آنجلسي فت و فراوون در رسانه عظيم و پر طمطراق صدا و سيما ارضاء بشه. ببين به اندازه كافي تئاتر شهر مملو از جمعيت علاقه مند در طول سال هست، حداقل بذار يه 15 روزي اين سالن هاي مجهز و محوطه كاملا فرهنگي پارك دانشجو نفس راحتي بكشه. حالا هي تو بگو... هي اون بگه... هي همه بگن كه تئاتر در سبد روزانه مخارج زندگي مردم نيست. بيچاره مردم. بگذريم كه گذشتني نيست.

- امسال هنرهاي نمايشي در بدو سال 83 هنرمند و پيشكسوت عزيزي را از دست داد. مهدي فتحي بازيگر قدرتمند تئاتر، سينما و تلويزيون با نقش به ياد ماندني ژان والژان در حافظه تاريخي بچه هاي تئاتري به خوبي ثبت شده است. هنرمندي كه در اواخر عمر به طرز دردناكي از او در مطبوعات و رسانه ها ياد مي شد. به طوري كه يادي از او تنها چند سطري از اخبار روزانه را به خود اختصاص داد. اي كاش ارج گذاري به هنرمندان در جامعه ما تنها به هنگام مرگ و با ذكر اختصاري از فعاليت هاي هنرمند خلاصه نمي شد كه اين خود سوگي است براي هنر.

- سينما، تئاتر. دو هنري كه وجوه اشتراك بسياري را مي توان بين آن دو يافت. حال آن كه اولي هنر- صنعتي است كه وجه سرگرمي و تجاري آن غالب است و ديگري هنري كه جنبه انديشه گي آن ويژگي بارزش است. و حال مقايسه اي كوتاه در نحوه ارائه فعاليت هريك از آنها به مخاطب:
هرچند كه تلويزيون دولتي ايران با توجه به در اختيار داشتن حجم بسياري از مخاطبان و برخورداري از بيننده بيشتر، آن چنانكه بايسته و شايسته است در اطلاع رساني كافي، كامل و بدون اغماض عملكرد مناسبي نداشته است اما با نزديك تر شدن پيوند سينما و تلويزيون به دليل ورود دست اندركاران صدا و سيما به برخي سطوح مديريتي سينما آشتي بيشتر بين اين هنر و تلويزيون انتظار مي رود كه مي توان به انعكاس اخبار روزانه جشنواره فيلم فجر در سال 82 در سيما اشاره كرد. پخش هرچند محدود و كوتاه تيزرهاي تبليغاتي فيلم هاي روي پرده و نيز انعكاس اكران سينمايي از طريق بيلبوردها و پوسترهاي تبليغاتي سطح شهر تا حد زيادي مخاطب را از اين رويدادها آگاه مي كند. به اين ها نيز اطلاع رساني در سطح جرايد و مطبوعات را بايد افزود. و حال وضعيت تئاتر در رسانه ها و ميزان و نحوه انعكاس فعاليت هاي تئاتري! اين ها را گفتيم تا به ابتداي نوشتار رهنمون شويم؛ اجراهايي كه به مدت 2 هفته در نيمه راه حركت متوقف شد و آن هم به دليل تعطيلات نوروزي. حال آنكه اكران ويژه نوروز در سينماهاي كشور جريان داشت و توانست با ارائه فيلم هاي مناسب گيشه را نيز با خود همراه كند.
جشنواره تئاتر فجر به خودي خود نبض اجراهاي معمول و روي صحنه را كند كرده و اصولا متوقف مي كند. بعد از ايام جشنواره نيز حضور ديگر باره مخاطب در سالن هاي نمايش نيازمند سپري شدن روزهاي ابتدايي و دور شدن از حال و هواي جشنواره است. كارهايي همچون زني كه زياد مي دانست، قرمز و ديگران، زنان مهتابي- مرد آفتابي و سراب در چنين شرايطي اجراهاي خود را آغاز نمودند. اما تعطيلي تئاتر ، به مدت دو هفته كه به زعم من چندان موجه و منطقي نمي نمود اين حركت و اجراها را متوقف كرده و مخاطب تازه نفس را پس زد. اجراهايي كه برنامه روزانه و زمان ارائه شان به زحمت در اختيار مخاطب قرار گرفته و مي گيرد.

- با وجود سهل انديشي رسانه تلويزيون نسبت به تئاتر و اتفاقات تئاتري در كشور آنچه كه در روزهاي آغازين سال ميمون و خجسته نمود اختصاص برنامه اي ويژه به اين مقوله و به ويژه مشكلات و چالش هاي اين هنر بود. برنامه اي گزارش گونه كه نظرات مخاطب عام، مخاطب خاص، بازيگر، كارگردان، نويسنده و كارشناسان و اساتيد تئاتري را نسبت به كمبودها و آينده و افق اين هنر جويا مي شد. متاسفانه نويسنده اين سطور نيز تنها شاهد بخش هايي از اين برنامه در طي دو روز بوده و لذا قادر به ارائه اطلاعات كامل در خصوص اين گزارش گونه تئاتري از شبكه چهارم سيما نمي باشد.
با اين وجود مي توان همين حضورهاي گاه به گاه و بي صداي تئاتر در اين رسانه را به فال نيك گرفت و اين اميد را داشت كه با بررسي مشكلات هنر نمايش و بيان آنها از تريبوني رسمي مسئولين را نسبت به حضور اين هنر و كمبودهاي آن آگاه كرد.

به اين اميد در انتظار حضور خوب خواب در فنجان خالي در جشنواره بهاماتراي هندوستان در هفته جاري و نمايش هاي رقص روي ليوانها، خانه در گذشته ماست، نجواهاي نانوشته، مي بوسمت و اشك و نمايشنامه خواني تك سلولي ها و كوچ در جشن فرهنگ و هنر ايران در خانه فرهنگ ملل برلين هستيم و اين اميد را داريم كه تئاتر حضوري پررنگ و زيبا بر صحنه هاي هنر جامعه داشته باشد. به اميد اين روزها...