"عصری با نمایش" برنامه ای است هفتگی که در محل کافه تریای تئاتر شهر برگزار می شود. سنت نماینشامه خوانی که با این برنامه و به پیشنهاد آرش آبسالان و همیاری علی صلاحی پاگرفت و تا امروز نیز ادامه یافته است. فکر اولیه این برنامه در حین تمرین تئاتر "آبگوشت زهرماری" ایجاد شد که با طرح و ارائه آن به مسئولین تئاتری نیز تاکنون ادامه یافته است.
بسیاری از متون نمایشی که تاکنون فرصت اجرا نداشته اند و نویسندگان و بازیگران جوانی که در جایی دیگر و به علل متفاوت از اجراها و حتی ارائه توانمندی های خود بازمانده بودند می توانستند با "عصری با نمایش" به حضوری هرچند کوچک دست پیدا کنند. استقبال از این سلسله نشست ها بسیاری از مخاطبان تئاتری و حتی پیشکسوت های این عرصه را با خود همراه کرده و بدین ترتیب نمایشنامه خوانی از حضور صرف و محدود در تئاتر شهر خارج شده و به خانه هنرمندان (در این اواخر تالار هنر) و همچنین شهرستان ها گسترش و توسط گروه های تئاتری استان هایی همچون شیراز تداوم یافته است. اما آنچه که در بسیاری از موارد اهداف اولیه گردانندگان این نشست ها و به ویژه عصری با نمایش را تأمین نکرده است وقفه هایی است که در برنامه ریزی های ابتدایی هر فصل رخ می دهد.
در بسیاری از مواقع برنامه های تدوین شده به دلائل بسیار از اجرا باز می مانند و در نهایت تغییر و تحولات اجباری را در فهرست اجراها موجب می شوند. چنانچه در پایان هر فصل به نمایش نامه های خوانده شده مراجعه کرده و مقایسه اجمالی با فهرست و برنامه اجرایی اولیه ارائه شده از سوی برگزارکنندگان "عصری با نمایش" به علاقمندان و رسانه ها داشته باشیم به تفاوت و تغییرات بسیار در برنامه اجرایی خواهیم رسید. نکته دیگر ورود پیشکسوت ها در این نوع از اجراها بود که موجب شد باز فرصت حضور جوانها در این عرصه کمتر شود. حضور بهترین های نمایش نامه خوانی در طول سال در جشنواره اخیر تئاتر فجر هر چند خود باعث دقت در انتخاب متون و همراهی بیشتر افراد مجرب تر در این عرصه شد؛ اجراهایی همچون سانتاکروز (ماکس فریش/ هما روستا)، شیطان و خدا(ژان پل سارتر/ آرش آبسالان)، تنگنا (محمود دولت آبادی/ افشین هاشمی) و ... اما خود نقض غرضی است در هدف ارائه و معرفی آثار دانشجویی.
شاید همراهی بزرگان تئاتری خود به جذب مخاطب منجر شود اما فرصت تجربه و حتی مطرح شدن را از دانشجویان و افراد ناشناخته تر بازمی گیرد. این خود عاملی بود تا عصری با نمایش به دو روز پایانی هفته اختصاص نیافته و کارها و آثار دانشجویی در روزهای چهارشنبه هر هفته ارائه شود. در ادامه لیست اجراهای این فصل را خواهید دید. ( لازم به ذکر است که برنامه های این فصل از چهارشنبه 26 فروردین در دو بخش اصلی و دانشجویی آغاز شده و آنچه در ذیل خواهید خواند زمان و نام نمایش نامه هایی است که از این هفته شاهد خوانش آنها هستیم.)
بخش اصلی که شامل اجراهای روزهای 5شنبه و جمعه هر هفته در راس ساعت 15 بوده و عبارت است از:
- 17 و 18 اردیبهشت/ روزی روزگاری آبادان : نوشته و کار حمید رضا آذرنگ
- 24 و 25 اردیبهشت/ قطار ابدی : نوشته کتایون حسین زاده و کار پریزاد سیف
- 31 اردیبهشت و 1 خرداد/ اندر هدایت نسل جوان- مقام استادی : نوشته و کار جلال تهرانی
- 7 و 8 خرداد/ نجواهای شبانه : نوشته محمد چرمشیر و کار عباس غفاری
- 21 و 22 خرداد/ آدم های خسیس: نوشته امید مهرابی و کار بهزاد مرتضوی
- 28 و 29 خرداد/ جی جک علیشاه : نوشته ذبیح بهروز و کار سید مهرداد ضیایی
بخش دانشجویی که چهار شنبه ها راس ساعت 15 برگزار می شود نیز عبارت از اجراهای ذیل است:
- 16 اردیبهشت/ تیرانداز : نوشته یوجین انیل، ترجمه مهران امام بخش و کار فرانک ترابی
- 23 اردیبهشت/ نامه عاشقانه لرد بایرن : نوشته تنسی ویلیامز، ترجمه پیام بخت و کار مشترک نسرین پیش بهار و پیام بخت
- 23 اردیبهشت/ برخیزید و بخوانید : نوشته کلیفورد اودکی، ترجمه امیرعباس حسینی و کار مشترک فرشته وزیری نسب و کار یدا... آقا عباسی
- 30 اردیبهشت/ این منم زنی تنها : نوشته و کار نازنین آقایی نژاد
- 6 خرداد/ جان و جو : نوشته آگوتا کریستف، ترجمه تینوش نظم جو و کار رضا حاجی حسینی
- 20 خرداد/ کودک مدفون : نوشته سام شپارد، ترجمه آهو خردمند و کار گلبرگ بقایی
-27 خرداد/ آواز دهکده : نوشته آتول فوگارد، ترجمه و کار سهیلا صالحی
با دقت در لیست اجراهای دانشجویی به خوبی به ضعف فعالیت دانشجویان تئاتر در نمایشنامه نویسی خواهیم رسید، زیرا تنها یک نمایشنامه توسط یک دانشجو نوشته و کار خواهد شد و دیگر آثار متونی از نویسندگان خارجی است.
همچنین در سلسله نشست های این فصل، آثاری آز اکبر رادی دیده نمی شود. این درحالی است که علی صلاحی پیشتر عنوان کرده بود که تمرکز برنامه های این فصل بر روی آثار این نمایشنامه نویس بزرگ از جمله اثر خانمچه و مهتابی خواهد بود.
