نمایش یا درام مذهبی در کشور ما با توجه به آشنایی مخاطب با موضوع و عجین شدن رویدادهایی همچون عاشورا با جریانات زندگی مخاطب ایرانی، در پرداخت نیازمند آشنایی زدایی است تا از افتادن در چرخه ای تکراری و همیشگی جلوگیری شود. همین پرداخت متفاوت و دیگرگون نسبت به موضوع ازقبل تعریف شده، خود نیازمند سنت شکنی، خلاقیت و نگرشی نو و بدیع است تا از بطن واقعه، روایتی دیگر با نگاهی جدید خلق شود. بنابراین طرح موضوعی همیشگی در قالبی متفاوت و به عبارتی درانداختن طرحی نو در خصوص امری کاملا آشنا کاری است کارستان که نیازمند دقت، تسلط کافی بر موضوع و حتی حواشی امر و همچنین شناخت امکانات و محدودیت هایی است که خطر لغزش در ورطه تکرار و حذف را به دنبال دارد.

محمد رحمانیان با آگاهی و شناخت نسبت به مقوله تعزیه که مهم ترین و دیرینه ترین شیوه نمایشی در پرداخت واقعه عاشوراست و بهره گیری و تکیه بر ادبیاتی قوی که هر دو وامدار آموخته هایش در محضر اساتیدی چون بهرام بیضایی است بار دیگر به پرداختی جدید از این رویداد مذهبی روی آورده است. سال گذشته نمایش به یاد ماندنی پل از این نویسنده و کارگردان (با بهره گیری نمادین از عنصر پل) توانست نگاهی متفاوت از این واقعه را به مخاطب عرضه کند و در بطن خود مسائل بسیاری را به چالش بکشاند و حال نمایش اسب ها، سال 59 هجری شمسی که اثری است با مضمون عاشورا و تعارضات و تضادهایی که گره ها و تعلیق های دراماتیک شخصیت ها را بر سر حقیقت باعث می شود.


اسب ها، سال 59 هجری شمسی روایت مردی است که زبان اسبان را می داند. او با همسرش به همراه مهتری ایرانی در ستورگاهی در مسیر کوفه سکنی گزیده و این ستورگاه محلی است برای تیمار اسبان و سواران رهگذر که گذر یاران و دشمنان امام به نوبه خود گره های داستانی این اثر را موجب می شوند.

روایت در این اثر از پیچیدگی های خاصی برخوردار است که موجب جذابتر شدن داستان برای تماشاگر می شود. اسبانی از سپاه اولیاء و اشقیاء که خود هر یک داستان خویش و سوارشان را بازگو می کنند. در این اثر نیز تعارضات و پرسش هایی در حقانیت حق مطرح است که چالش هایی ذهنی را برای شخصیت های اصلی به دنبال دارد. به عنوان مثال نویسنده با خلق اشدق (نوکر مرد اسبی)، شخصیتی ایرانی و زردشتی، در سیر قصه و قراردادن وی بر سر دوراهی های بسیار در پذیرش اسلام، به طرح سوالاتی می پردازد که بعضا ساده انگارانه به نظر می رسند اما همین پرسش ها و مفاهیم ساده خود به نوعی دین و حتی عملکرد اولیاء و اشقیاء را به نقب می کشاند.

استفاده از اسبان برای بازگویی احساس سوارانشان اجتنابی است از متکلم وحده بودن شخصیت های اصلی این واقعه و وارد کردن شخص سوم برای بیان تفکر هر یک از افراد که همین باواسطه گویی ها در متن، قضاوت در صحت و نادرستی عملکرد و نگرش شخصیت های اصلی واقعه عاشورا را در ذهن مخاطب دوچندان می کند.

این نمایش از حیث متن دارای کنش دراماتیک در شیوه روایی است که ادبیات بسیار قوی نیز به تاثیرگذاری این کنش ها کمک فراوانی کرده است؛ هر چند که این گره افکنی در داستان و تعلیق در خلق شخصیت ها در پل، اثر قبلی و مشترک محمد رحمانیان- حبیب رضایی، زیباتر و جذابتر می نمود. یکی از نقاط قوت اثر میزانسن و استفاده کامل و بهینه از صحنه و زوایای مختلف سالن اصلی بود که خود تنوع در شیوه اجرایی و همراهی بیشتر مخاطب را باعث می شد.


اما آنچه در این اثر بالاتر از عناصر دیگر نمایش قرار دارد طراحی صحنه زیبا، دکوراتیو و درخور توجه محسن شاه ابراهیمی است. گنجاندن دکوری بالاتر از صحنه در قرار دادن عده کثیر افرادی که تداعی گر سپاه و اسبان هستند و همچنین موقعیت هر یک از شخصیت ها در لحظاتی خاص به خوبی موثر بوده است. استفاده از صفحه ای دوار در انتهای صحنه و حرکت متناوب آن بر حسب موقعیت، لحظات و رویدادهای قصه نیز از نکات برجسته طراحی صحنه این اجرا بود.

موسیقی ضربی و کوبه ای و در عین حال زنده نیز کارکردی مناسب در زیباتر شدن هرچه بیشتر سیر قصه داشت و به ویژه هنگامه رزم سپاهیان در میدان جنگ را به همراه حرکات ریتمیک گروه اسبان به خوبی به تصویر می کشید.


بازی ها هم از نقاط قوت اثر بود که در این بین باید به بازی قوی، تاثیرگذار و در عین حال متفاوت رضا بابک اشاره کرد که به اقتضای نقش نیز به خوبی اجرا شد. هرچند که نباید از بازیهای قابل تقدیر علی عمرانی، مهتاب نصیرپور و همچنین هومن برق نورد غافل شد. (لازم به ذکر است که در برخی اجراها رضا عمرانی و بهناز جعفری به ایفای نقش یحیی مرد اسبی و مریم می پردازند.)

البته حضور مرد خرکچی با ساعت مچی و با اجرای مجید جوزانی نیز دیدنی بود!!! مجید جوزانی برخلاف حضور قابل توجه ترش در نقش شاگرد پل ساز نمایش پل در اینجا به شدت ساختگی و غلوآمیز ظاهر شد که یکدستی بازی دیگران را نداشت.

در پایان باید گفت خلاقیت در روایتی دیگرگونه از وقایع، با حفظ اصل موضوع نیازمند جسارت و توانمندی در پرداخت موضوع است که محمد رحمانیان به عنوان خالق اصلی و نویسنده این اثر و نمایش پل به خوبی به این مهم دست یافته است. وی به دلیل پرداخت های متفاوت در حیطه درام مذهبی در جشن روز جهانی تئاتر نیز مورد تقدیر قرار گرفت.

این نمایش به هنرمند فقید مهدی فتحی تقدیم شده است و تماشای آن به همه علاقمندان توصیه می شود. ( تئاتر شهر، ساعت 19، به مدت 120 دقیقه، به جز روزهای شنبه)