* برای نجات دادن تئاتر، باید تئاتر ویران شود. ضروری است تمامی بازیگران از طاعون بمیرند...زیرا آنها هستند که هنر را غیر ممکن می کنند.

فضای سالن اجرا به شدت تغییر پیدا کرده به صورتی که توبه عنوان تماشاگر، باید روی تخته هایی بنشینی که با داربست محکم شده اند. چیدمان جایگاه تماشاگران دورتادور استخری است که در بدو ورود پرده ای آن را احاطه کرده است و افرادی که تماشاگر را به جایگاه مناسب راهنمایی می کنند و در پاسخ به اصرار تو برای نشستن در اولین ردیف خواهی شنید : گلی می شی.
همین تغییر کامل در چیدمان جایگاه مخاطب در سالن و این عبارت راهنماها دیدن کاری متفاوت را تاکید
می کند.

حامد محمد طاهری این روزها اجرای دیگری را در سالن سایه مجموعه تئاتر شهر روی صحنه برده است. نمایشی که با تئاترهایی که تاکنون دیده ایم از حیث فرم اجرا بسیار متفاوت است. فضای عمده اجرا در استخری از گل صورت می گیرد. بازیگری که مدتهاست در گل می لولد، گل می خورد و زندگی می کند. اثری که تنها دیالوگ مفهوم اش "ماما" یی است که از زبان بازیگر مرد جاری می شود.
در کنار حوضچه گل، سکویی قرار گرفته به همراه پرده ای سفید بر روی دیوار که بازیگر زن در طول یک ساعت اجرا بر روی این سکو و مقابل این پرده به صورتی کاملا عصبی یا میخواند با آواهایی به شدت نامفهوم که بیشتر به ضجه می ماند و یا می رقصد و با رقص و حرکات نمادین خود و جاری شدن سایه وار حرکات بر پرده، نمادها و استعاراتی را برای نزدیکی به معنای اثر شکل می دهد.
پوشش بازیگر زن کاملا سیاه است که می تواند فرشته ای سیاه، بختی شوم و یا آفریننده رنج را تداعی کند. او را می توانیم مادر بازیگر مرد که به گونه ای بشر و رنج هایش را در استخر گل آلود به تصویر می کشد نیز بدانیم.
فریادهای ناهنجار شخصیت زن و بازیهایی که به شدت علاوه بر نشان دادن توانمندی بازیگران دردناک و انزجارگونه نیز می نمایاند به خفه گی حاکم بر سالن و مخاطب بیشتر کمک می کند. حامد محمد طاهری با همه این ابزارهای تئاتری و نزدیک تر کردن تماشاگر به سقف سالن و فضای مرکزی اجرا به خوبی مخاطب را به شرایط رقت انگیز و فلاکت بار حاکم بر شخصیت ها که به گونه ای معرف شرایط کنونی و حتی همیشگی بشر بوده است نزدیک کند.

خانه در گذشته ماست اثری است در خور توجه که تماشای آن به علاقمندان تئاتر توصیه می شود. اثری که دیدن آن تو را به اندیشیدن وا می دارد. تفکر به منجلابی که بشر را از ابتدا احاطه کرده و همچنان در خود فرو می برد. شاید این اثر با خفقان و رنجی که در آن جاری است کاملا یاس آلود بنمایاند اما جاری شدن فکر و تعمق در خلقت و زندگی را نیز باعث می شود.

در شماره آینده به بررسی دقیق تر این اثر خواهیم پرداخت.
این اثر راببینید اما با دیدن "خانه در گذشته ماست" انتظار رفع خستگی نداشته باشید.
______________________________________

* بخشی از یادداشت کارگردان