يک «لالهزاری» تمامعيار
نمايش هتل ايران به نويسندگى و كارگردانى افشين هاشمى و بازی وی در هفتههای اخیر در تالار نو تئاتر شهر به روی صحنه رفت. در كارنامهی بازيگرى افشین هاشمی آثارى چون فانوس خيس (آناهيتا اقبال نژاد)، روياهاى بىكفن (روشنك روشن)، حسن سنتورى (معصومه تقىپور)، دير راهبان (فرهاد مهندسپور)، مدهآ (سهراب سليمى)، تكسلولىها (جلال تهرانى)، رقصى چنين (محمد رضايىراد)، زائر و بى شيروشكر (حميد امجد) ديده مىشود که برای بازی در نمایش تکسلولیها منتخب رتبهی اول بازیگری مرد در جشن بازیگر شد. او همچنین برای نمایشنامهخوانی تنگنا، نوشتهی محمود دولت آبادی، رتبهی سوم کارگردانی را در نمایشنامهخوانی بیستودومین جشنوارهی تئاتر فجر کسب کرد. افشین هاشمی علاوه بر تئاتر به موسیقی و فعالیت در مطبوعات نیز میپردازد.

هتل ایران نمایشی است که سال گذشته در جشنواره آئینی-سنتی توانست منتخب بازیگری (میترا حکیمباشی به نقش نغمه) و متن باشد. نمایشی در گونهی لالهزاری که میتوان زمان رویداد و وقوع داستان را دهههای 20 و 30 هجری شمسی دانست.
حاج عبدالغنى قصد تصاحب هتل مادر و دختری به نامهای مامى و گلى را دارد. هتلی بازمانده از دوستی مرحوم برای همسر و دخترش. او برای نیل به این مقصود سيبيل جان را بهانهای جهت پیشبرد طرح و توطئه خود قرار مى دهد تا با وصلت سیبیل جان با گلی (دختر صاحب هتل) نقشهاش عملى شود، غافل از اینکه گلی عاشق جوانی تحصیلکرده و دانشآموخته از مدرسهی هنرپیشگی است و کیان نیز شیفته او. گلی و کیان با کمک خدمتکار هتل، نغمه، از قصد و نیت حاج عبدالغنی و اصرار او بر این ازدواج آگاه شده و با ترفندهایی ساختگی و نمايشى نقشهی وی را خنثی میکنند. افشین هاشمی در این اثر با بهرهگیری و تلفیق هنرمندانه تعزیه، سیاهبازی و همچنین استفاده بجا و متناوب از موسیقی سعی در ارائهی اثری نو و متفاوت داشته است که البته همهی اینها نیز در پیشبرد داستان نقش قابل توجهی دارند اما آنچنانکه باید به عمق کار کمکی نمیکنند.

هتل ایران اثری است که شاید به اشتباه در تئاتر شهر به روی صحنه رفته است. وجه تشابه آثار ارائهشده در تئاتر شهر اندیشهای است که در متن و لایههای زیرین آن جاری است. اما هتل ایران نمایشی است که به اجراهای لالهزاری پهلو زده و تنها در سطح باقی میماند و جز سرگرمی مخاطب به هدف خاصی دست نمییابد. البته نحوه و چگونگی دستیابی به سرگرمی نیز خود درخور توجه است. پرداختن به اموری پیش پا افتاده و شاید مبتذل در خنداندن و سرگرم کردن مخاطب، هتل ایران را به اثری ساده و سطحی تبدیل کرده است که با توجه به پیشینه فعالیتهای افشین هاشمی و تجاربی که این بازیگر و کارگردان تئاتر در محضر افرادی همچون محمد رحمانیان و حمید امجد کسب کرده است دور از انتظار مینماید.
هرچند نباید تلاش وی در بهرهگیری از نمایشهای سنتی همچون تعزیه و سیاهبازی را جهت ارائهی اثری متفاوت نادیده انگاشت. بهرهگیری از موسیقی که یادآور زمان رویداد داستان است نیز در ایجاد فضایی نشاطانگیر به اجرا و پیشبرد آن کمک فراوانی کرده است که همهی اینها میتوانست در خدمت روایت و درامی درخور تامل با هویت و تعمقی خاص قرار گیرد تا مخاطب خاص تئاتر را نیز راضی کند.
متن در این اثر از درام، گره یا تعلیق درخور توجه بیبهره است. داستان روایتی است که به تعدد در نمایشهای لالهزاری دیده شده است. گرههایی که مخاطب از قبل با آنها آشناست و میداند سرانجام قصه چه میشود.
با این وجود نحوهی روایت داستان به گونهای است که تا حدی میتوان بارقههایی از خلاقیت را در آن دید، خلاقیتی که در سطح متوقف مانده است.

در ابتدا تعدادی بازیگر به یافتن نمایشنامهای قدیمی اشاره میکنند که حال قصد اجرا و ارائهی آن برای مخاطب را دارند. داستان تا آنجا پیش میرود که نقشه حاج عبدالغنی نقش بر آب میشود اما طبق گفته بازیگران نمایش، سرانجام داستان به دلیل از بین رفتن صفحات پایانی کتاب مشخص نیست. به این ترتیب میتوان اینگونه پنداشت که نویسنده هتل ایران قصد باز گذاردن نتیجه داستان به شیوه امروزی و پست مدرنیستی را داشته تا ذهن مخاطب درگیر چالشی با سرانجام ماجرا باشد.
بازی ها در این نمایش خوب است و یکدست. هر چند افشین هاشمی توانسته تا حدی بالاتر از سایرین باشد. طراحی صحنه و لباس نیز به خوبی در خدمت اثر است. نکتهی جالب در اجرای این نمایش حضور همیشگی بازیگران در صحنه است که به تناوب و به ضرورت داستان وارد فضای مرکزی صحنه شده و بعد از ایفای نقش، در گوشهای از سالن نمایش خود را برای صحنه مربوط به نقش خود گریم و آماده میکنند.
موسیقی اثر نیز نقشی تعیینکننده دارد. حضوری که صرفا در حاشیه نیست بلکه همپای شخصیتها به روند آن کمک میکند که البته در عنوان نمایش نیز این مسئله تاکید شده است: «تئاتر کمدی-موزیکال هتل ایران»

با دیدن نمایشهایی همچون بحرالغرائب، مجلس شبیه خوانی شازده کوچولو، سیزده و هتل ایران که در جشنواره نمایشهای آئینی-سنتی حضور داشتهاند درمییابیم که هنوز مسیری طولانی پیش روی نمایشهایی با این عنوان است تا به خلاقیتهایی جذاب و در عین حال مدرن که برگرفته از عناصری سنتی است دست یابند. در اینجا ذکر این نکته نیز ضروری است که نمایش بحرالغرائب توانست به مضمونی امروزی و ژرف دست یافته و مجلس شبیه خوانی شازده کوچولو نیز تجربهای جسارتآمیز را از سر بگذراند. امید که نمایشهایی اینگونه همچنان تجربه شوند با نگاهی نو و تازهتر برای مخاطب و خلاقیتی جذاب برای تئاتر.









