جشنواره تئاتر گويي قرار است ويتريني باشد از فعاليتهاي تئاتري كشور و گروههاي نمايشي. اما آنچه كه اين جشنواره و حتي جشنواره فيلم را دچار نقصان و ضعف مينمايد شتابزدگي است كه جهت رسيدن به موعد مقرر جهت ارائه آثار روي ميدهد. عدم وجود امكانات براي همه گروههاي تئاتري همچون سالن تمرين خود مانعي است براي ايدهآل شدن يك اجراي تئاتري و پختگي لازم در بازيها و شخصيتپردازي پرسوناژها. در اين مقال قصد طرح مشكلات ناشي از اين سير و شيوه اجرا و انجام جشنواره را نداريم كه بارها و بارها و از ساليان گذشته از سوي مسئولين تئاتري گوشزد شده و همچنان اين روند نادرست مسير خود را ادامه داده و ميدهد و علاقمندان تئاتري نيز به اجبار با آن همراه ميشوند. يكي از آثار جذاب و درخور توجهي كه در روز هفتم بهمن و پنجمين روز جشنواره در بخش مسابقه به صحنه رفت نمايش بيشير و شكر نوشته حميد امجد و به كارگرداني وي به همراه مهرداد ضيايي است. نقد و بررسي مناسبتر اين اثر نيازمند نگاهي مجدد به اين نمايش است. زيرا به گمان من بيشير و شكر اثري است چند لايه كه در هر بازنگري ميتوان به نكات و ويژگيهاي تئاتري تازهتري در آن برخورد. بيشير و شكر روايتي است نُه اپيزودي كه در يك كافي شاپ روي ميدهد و محور اثر شخصيت افغاني مبارك است. همه افراد به اين مكان وارد ميشوند، و در كنش و واكنش با خود، هم صحبت خود و با مبارك، خود را به تماشاگر معرفي كرده و ميشناسانند و ميروند... اما اين رفتن گنگ و بيسرانجام نيست. مخاطب افراد و شخصيتهاي اثر را يا در اپيزودهايي ديگر ديده و جايگاهي كه شخصيت در مسير زندگي به آن دست يافته را مييابد و يا با استفاده از ترفندهايي زيبا از سرنوشت شخصيتهاي اثر آشنا ميشود. براي مثال ميتوان به دانشجوي تئاتري اشاره كرد كه عاشق دختركي در زادگاه خود است و شرط ازدواج با او اخذ مدرك دكترا است كه از سوي هاشم آقا پدر دختر گذاشته شده است. او شيفته تئاتر است و تنها ژان پل سارتر. عشقي كودكانه و زيبا. حضور وي به همراه استادش در كافي شاپ روي ميدهد. استادي از فرنگ برگشته كه سواد تئاتري خود را تنها عامل برتري خود ميداند بي هيچ علاقه و عشق واقعي نسبت به اين هنر و عدم قابليت در بالفعل كردن اين دانش. انساني روشنفكرنما. در پايان اين اپيزود، دانشجو دفترچه يادداشت خود كه حاوي دستنوشتههاي تنهايي خود به همراه اصطلاحات تئاتري است را بر روي ميز جا ميگذارد.
اپيزود ديگر است و حضور سربازي خراساني در صحنه كه بعد دختري فراري نيز به آن اپيزود و كافي شاپ وارد ميشود. در غياب مبارك، سرباز دفترچه جاگذاشته شده بر روي ميز را ميخواند و به يادداشتهاي عاشقانه جوان دانشجو ميرسد. با خوانش بلند اين يادداشتها توسط سرباز و واكنش دختر فراري و گريز او از كافي شاپ پي ميبريم كه او همان ستاره است كه از خانواده خود گريخته و به تهران آمده و در وضعي رقتبار به سر ميبرد.... اپيزود نهايي نيز يكي از زيباترين بخشهاي اين نمايش است... آنجا كه در مييابيم كه جوان دانشجو اكنون گارسن كافيشاپ است. سرباز خراساني قاچاقچي، استاد به خارج از كشور بازگشته و مبارك كه قصد رفتن به سرزمين آزاد شدهاش افغانستان و بازگشت به خانواده و همسر و فرزندش را داشته اكنون آنها را در شرايطي رقتبار از دست داده است.
بي شير و شكر اثري است تلخ كه طنز حاكم بر آن نوعي گروتسك را ايجاد ميكند. مخاطب به دردهاي خود و به پوچي و زهر شرايطي كه بر وي حاكم است دردمندانه ميخندد. شرايطي كه گويي مطلق است و چنانچه بخواهي خارج از پيله بسته شده به دور خود باشي بايد شكست را تجربه كني و اينها برآيندي است از عملكرد انسان نسبت به ديگري ( شخصيت رويا بيگدلي، دختركي كه هماره در دنياي فلسفه و تنهايي خود بوده و نگران از تجربه عشق و از دست دادن تنهايي و داشته هاي خود. او عشق را تجربه مي كند. اما اكنون شكست خورده، خواهرش را از دست داده و تنهاتر و افسرده تر از گذشته است.) ...
بي شير و شكر به لحاظ رئاليسمي كه در متن و روايت داستان جاري است داراي طراحي صحنه و دكوري واقعگرا نيز هست. دكوري كه به زيبايي در خدمت اجراست بيهيچ اضافاتي تئاتري. يكي از ويژگيهاي برجسته اثر موسيقي متنوع، مدرن و معاصري است كه در فواصل بين اپيزودها در اجرا جاري است. موسيقي كه به خوبي تنهايي و غربت شخصيتهاي اسير در دنياي تكنولوژيك امروز را بيان ميكند. تنهايي كه در خصوص شخصيت مبارك برجسته تر است به همراه غربت سرزمين و دوري از وطن. نكته جالب توجه در اين جا حضور دختر ژاپني است كه مبارك به دليل حس نوستالژيك ريشه و زادگاه با او همدري ميكند . اما اين همدردي از جانب دخترك پاسخ داده نميشود. غربت افغاني در ايران و هرجاي ديگر كجا و غربت ژاپني كجا...
بازيها در بيشير و شكر بسيار سنجيده و قابل قبول و به دور از ناپختگيهاي ناشي از شرايط جشنواره است و به ويژه بازي مهرداد ضيايي با لهجه غليظ افغاني كه مهر تاييد و تحسيني ديگرباره بر كارنامه بازيگري وي است.
بيصبرانه منتظر اجراي عمومي بيشير و شكر و همراهي با شخصيتهايش هستيم كه حضور و تاكيدي از ما و جامعه پيرامون ما است.