توضيح بی ربط! : دير آپ ديت شدن اين هفته مجله به دليل نقص فنی و ديده نشدن سايت از طريق برخی آی اس پی های تهران در روزهای گذشته بود که ظاهرا مشکل حل شده.

***

حاشيه های پراکنده
نمايشگاه کتاب و مطبوعات به روايت تصوير

نمايشگاه کتاب و مطبوعات، جايی که حالت را خوب می کند. کتابهايی که رنگ روی جلد هايشان چشمهايت را نوازش می دهند. شلوغی مردم در ميان غرفه ها. دستفروشهايی که تو را هنگام خروج از محوطه نمايشگاه بدرقه می کنند، کيسه های پر از کتاب که تورا از کت و کول می اندازند. اينها همه تصاويريست که از نمايشگاه پارسال به يادت ميايد. نمايشگاه سه سال پيش. نمايشگاه چهار سال پيش. و نمايشگاه آن سال که نمايشگاه مطبوعاتی نبود و همه به دنبال تريبونی بودند برای اعتراض به آنچه که باعث شده بود نمايشگاه مطبوعاتی نباشد. اما امسال همه چيز بود، نمايشگاه کتاب با سالنهای متعدد، بخش کتابهای خارجی، دسته بندی ناشران بر حسب موضوع، بن های کتاب... اما وقتی وارد غرفه ها می شدی حالت خفقان به تو دست نمی داد. خلوتی نمايشگاه مجال اين را ميداد که آرام آرام قدم بزنی و ميان کتابها جستجو کنی. به بنهايی که داری فکر کنی و ضرب و تقسيم کنی و ببينی چند کتاب می توانی بخری. دلت می خواست تمام بنهای عالم مال تو بود، اما بايد آرام بگذری و به کتابهای نخريده فکر نکنی.

نمايشگاه مطبوعات آرامتر از هميشه است. حتی کمتر کسی کنار غرفه کيهان ايستاده که رگهايش از عصبانيت ورقلمبيده باشد. غرفه همشهری پرفروش ترين روزنامه ايران خلوت است. غرفه روزنامه جام جم پر تيراژترين روزنامه ايران هم بسيار خلوت است. در دفتر يادبود روزنامه حيات نوی اقتصادی اسمی از کسی که جايش اين روزها خيلی خاليست نمی بينی، در غرفه روزنامه های سياسی کسی به بحث ننشسته است.

برای اولين بار چهار خبرگزاری ايرنا، ايسنا، ايلنا و پارس هم در جشنواره مطبوعات حضور دارند. يکی از اعضای يکی از اين خبرگزاری ها که نمی خواهد اسمش را بگوييم می گويد امسال ديگر مردم رغبتی به شرکت در نمايشگاه ندارند. مردم را می بينيم اما که پرسه می زنند. يکی ديگر از اعضای يک خبرگزاری ديگر می گويد از قول من بنويسيد اگر زير پله بزنيد و پفک بفروشيد از کار فرهنگی بهتر است. چرا همه جا بذر نا اميدی پاشيده شده؟

هميشه چيزی هست که حواس آدم را از نااميديها پرت کند. فقط کافيست رو بر گردانی و دوباره نگاه کنی. حاشيه های پراکنده در سالنها می تواند تو را از همه فکرهای ابری دور کند. غرفه روزنامه ای که نقش دکه هم بازی می کند و روزنامه ها را دانه ای پنجاه تومان می فروشد جالب است. پول خوردها و قلک و پنجاه تومنی حس فرهنگی خاصی به تو می دهد! در غرفه ای که بالايش نوشته شده سياست دفاعی کودکان فوتبال بازی می کنند و مادران به روی زمين نشسته اند. شايد اين هم سياست دفاعی خوبی باشد. مادرانی که به زمين می نشيند. فرزندانی که جذب جادوی توپ می شوند. پس چه کسی برخواسته است؟

جادوی فوتبال به نهاد نمايدگی مقام معظم رهبری هم سرايت کرده. چند نيروی انتظامی نشسته اند و با دقت فوتبال پرسپوليس و پاس را تماشا می کنند. در غرفه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی قزوين هم همه توجهات به فوتبال است و می توانی به روی خودت نياوری وقتی کسی در آن غرفه در اعتراض به حرکت يک فوتباليست می گويد "ای دهنتو سرويس!" .

در غرفه جهان فوتبال هم همه فقط و فقط به فوتبال می انديشند و رنگ قرمز غرفه چشمها را می زند. نمايشگاه امسال فوتبالزده است. پر جمعيت ترين غرفه هايش غرفه های ورزشی و فوتبالی هستند، در کنار غرفه پرسپوليس مردم جمع شده اند و فوتبال تماشا می کنند. پوستر مجانی نيکبخت را که به دست بگيری چشم غره ها شروع می شود! روزنامه نود پوسترهای رايگان نيکبخت و علی انصاريان را پخش می کند. به محبوبيت فوتبال و حضور نشريات فوتبالی حسوديت می شود. نمی دانی چرا، شايد هم خيلی خوب می دانی...

نشريه فکه غرفه ای مناسب با حال و هوای مجله اشان دارد. آخرين شماره را که ورق می زنی به پرونده ای درباره وبلاگها بر می خوری با عنوان وبلاگهای خوب. حرفی از نفی انديشه ديگری نيست و تنها وبلاگهايی سازگار با طرز فکر مخاطبان مجله معرفی شده اند و چند قطعه از آن وبلاگها نقل قول شده. مسئولين غرفه با خوشرويی هر چه تمامتر يک سری از شماره های مجله را با يک سری کامل از کتابهای نيمه پنهان ماه (روايت همسران شهدا از روابطشان با همسرانشان) به همراه يک تقويم هديه می دهند و 50 تومنی هم نمی خواهند. هيجان زده ای که توصيف همسر شهيد همت را از چشمان شهيد همت بخوانی. عشق سالهای جنگ شايد اين روزها فراموش شده ترين ژانر موجود باشد.

در محوطه نمايشگاه افرادی بی هدف پرسه می زنند و حتی يک جلد کتاب هم نخريده اند. دوستی می گفت هر کدام از بازديد کنندگان نمايشگاه حتی اگر يک جلد کتاب هم بخرند تيراژ کتاب از رقم تاسف برانگيز 3000 تايی خود بالاترمی رود. برای بسياری از افراد نمايشگاه رفتن تفريح در يک بازار مکاره است. هر چند برای برخی ديگر يکی از مهمترين کارها شرکت در نمايشگاه است و بسياری افراد هر سال بودجه مشخصی برای خريد کتاب از نمايشگاه کنار می گذراند. هنوز هم تک و توک افرادی هستند که در محوطه نمايشگاه به بحث می پردازند. ياد بحثهای خيابانی سالهای پيش می افتی که گاهی ساعتها به طول می انجاميد و جمعيت زيادی دور هم جمع می شدند و حتی گاهی اوقات کار به مشاجره می رسيد.

غرفه داران نمايشگاه کتاب از کمبود جا، کمبود مشتری و فروش کم شکايت دارند، مردم از قيمت بالای کتاب. سالن ناشران کودک و نوجوان اما شور و حال ديگری دارد. ناشران برای جذب مخاطبان کوچک خود در تزئين غرفه ها سليقه به خرج داده اند. کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اسباب بازيهايی از قبيل دارا و سارا هم در غرفه اش می فروشد و اعتراض سايرغرفه داران را برانگيخته. معترضين اعتقاد دارند کودکان جذب اسباب بازيها می شوند و به کتابها و غرفه های ديگر توجه نمی کنند. شعار امسال نمايشگاه اين است: کتاب، کودک، خانواده.

در سالن احتماعات خاله نرگس که از مجريان برنامه کودک است به ميان کودکان آمده و کودکانی که صورتهايشان را در سالن کودک و نوجوان نقاشی کرده اند دورش جمع شده اند و جيغ و داد می کنند. شورو شوق کودکان و صورتهای رنگی اشان همه را به شوق وا ميدارد. جايی گوشه دلت آرزو می کنی ای کاش در کنار اين شورو شوق ها عشق به کتاب هم ريشه بدواند.

در يکی از سالنها بخش نشر الکترونيک توجه بازديد کنندگان را به خودش جلب می کند. نا خوداگاه به دنبال غرفه نشريات الکترونيکی و سايتها می روی. خيال خامی داری که شايد از ميان اين همه سايتهای الکترونيکی چند تايی غرفه داشته باشند و با مخاطبانشان در ارتباط. اما تنها چيزی که می بينی انواع و اقسام سی دی های نرم افزاری و غير نرم افزاری است که به دليل ماهيت تکثير شدن در زير مجموعه نشر الکترونيک قرار می گيرند. به اطلاعاتت وقتی اضافه می شود که می بينی گويا فروش کارت اينترنت و تلفن هم بخشی از نشر الکترونيک است!

به دنبال مسئول و يا مرجعی می گردی که از او در باره عدم حضور سايتها و نشريات الکترونيکی بپرسی در صورتيکه نمی دانی چند ساعت بعد از برگشتن از نمايشگاه خبردار خواهی شد برخی سايتها به زودی فيلتر می شوند. در فکر غرفه ای برای کاپوچينو در نمايشگاه سال آينده هستی در حالی که نمی دانی چند ساعت بعد به اين فکر خواهی کرد که آيا کاپوچينويی تا سال بعد خواهد ماند يا نه...

صنم دولتشاهی

sanam@cappuccinomag.com


عکس:

آرش عاشوری

arash@ayene.com