
يه بازی ديگه بين پيروزی و استقلال، پرسپوليس يا تاج، قرمز يا آبی. همون کل کلها و کری خونيهای هميشگی که تو کاپوچينو در سطح بالايی در جريانه! همون کری خونيهايی که اگه يه مدتی ازشون دور باشی می فهمی که چقدر دلت براشون تنگ شده. يکی از نوستالزيهای داشته ما!
***
هميشه كري خواندن ها و بحث هاي دو تيم داخلي ايران، پرسپوليس و استقلال پايان ندارد. البته براي كساني كه هيچ علاقه اي به فوتبال ندارند، زياد هم فرقي نمي كند. اما براي جمعي كه هميشه فوتبال دوست بوده اند، اين حرفهاي شيرين بين دوتيم مخالف با الفاظ اديبانه واقعا لذت بخش است.
جالب اينجاست كه همانند يك فيلم، ما تا دقايق آخر نمي دانيم كه چه پيش مي آيد؟ فقط تايم فيلم را مي دانيم و همه منتظر پايان آن مي مانيم... و اين ندانستن ها است كه هم فوتبال را جذاب مي كند، هم فيلم را. اما خدا نكند در جمعي قرار بگيريد كه طرفدار يك تيم باشند و شما يكه و تنها در ميان آنها باشيد و همچنان بر سر موضع خود بمانيد و كوتاه نياييد. من پيشنهاد مي كنم اگر در اين جمع قرار گرفتيد يا سعي كنيد از آنها رها شويد چون كري خواندنهاي آنها تا پايان فوتبال شما را راحت نمي گذارد يا اينكه بگرديد دنبال دوست و آشنايي تا فوتبال را با آنها ببينيد و يا چند نفر باشيد كه مقابل چند نفر تيم روبرويي كم نياوريد. ممكن است با يك فوتبال اكشن روبرو شويد، همانند جام سال 1379 كه بازي به جنجال كشيد. چرا دروغ بگويم خيلي هم جذابتر شد ولي اميدواريم با يك فوتبال درام مواجه شويم. البته اگر استقلال بازي را اكشن نكند كه معمولا بعيد است... در هر صورت فينال فوتبال در اين دو تيم خلاصه مي شود. فوتبالي كه همانند يك فيلم خوب جذاب و پر تحرك، هميشه قرمز است و گرما تمام بازي را فرا مي گيرد...
شما چي؟ استقلال يا سرور؟! (صبا)
***
گفتند اين دروازه بان تان خيلي ... است... گفتم دستش درد نكند. روزي كه آن مشت تاريخي بر چشم آن مهاجم نشست، نمي دانيد در دلم چه غوغايي بود و چگونه سنگربان نازنينمان را تحسين مي كردم. گفتند دوباره فلاني را برگردانده ايد تا تنها پيراهن آبي تان را از تنتان بيرون آورد. ... ته دل خودم هم، آن مربي را به خاطر سفيد پوش كردن لاجوردي پوشانمان نفرين كردم. گفتند به كدام موفقيتتان در سال هاي اخير مي نازيد؟ ... گفتم به اينكه سلطان مان نمي گويد ما حالا هشتاد درصد آماده ايم و سي درصد آماده نيستيم. گفتند... و گفتيم... وخواهند گفت... و ما هم خواهيم گفت.
مي خواهيد نامش را تعصب كور بگذاريد يا بي هويتي فرهنگي يا هر نام روانشناسانه ديگري. اگر هم مي خواهيد مي توانم كلي از ژست هاي روشنفكري مقابله با افراد دوآتشه و شش آتشه مثل خودم را، به شما نشان دهم... اما اين چيزها هيچ دردي را دوا نمي كند. من در جوابتان مي گويم متاسفم براي اين همه خنثي بودنتان و اين همه ماشيني زندگي كردنتان. مي گويم تا عاشق نباشيد نمي توانيد لذت ورود تيم محبوبتان به زمين را در دقيقه اول بفهميد و تا عاشق نباشيد، هرگز اشك شوق و اشك غم پس از پايان يك مسابقه را زندگي نمي كنيد.
من يك استقلالي ام. يك عشق آبي. يك هوادار دوآتشه براي تمام دوران ها. (خسرو)
***
قرمزته!... شک نکن.
عشق يعنی قرمز...قدغن يعنی قرمز...زرد رو قرمز ضايع می کنه... خون من و تو قرمز...همه چی قرمز...سينه سرخ هم...
اما آبيهای عشق هم يادت نره...
ولی پرسپوليس قهرمان می شه/ خدا ميدونه که حقشه
به لطف يزدان و بچه ها/رسپوليس قهرمان می شه...
حالا لالای لا لای لای لای....
از بچگی عاشق آ.ث ميلا بودم. پرسپوليس رو هم خيلی دوست دارم، مثل آيدا... آيدا يعنی من! (خدايار)
***
عمرااااااااااااااا!
آبيته نافرم!
بچه که بودم به نظرم صمد مرفاوی جيگر ترين فوتباليست رو ی زمين بود. بعد بزرگتر شدم و خوب فهميدم که مرغابی و ...! بعدشم عشق نامجو مطلق منو کشته بود. اون مدت هم که عابد زاده تو استقلال بود يه جورايی خيلی خوش تيپ شده بود! الانم که نيکبخت جووووووون. هيچ اهميتی نداره که بچم تا دوم دبيرستان بيشتر درس نخونده و به قول شيده نبايد دهنشو باز کنه! همينکه آدم موقع ديدن بازی حظ بصری ببره کافيه! در ضمن اصلا اين پرسپوليس يه جورايی سوراخه. اون از سابقه اشون که به خروس جنگی گفتن زکی! اون از ريخت و قيافه هاشون. اونم از مربياشون. مربيای استقلال هميشه با کلاس بودن. حجازی عزيز با پسر عزيز ترش، پور حيدری ، کخ.
تازشم خون ما تو رگهای آبيمون جريان داره، اسمون آبيه، دريا آبيه، دسک تاپ کامپيوتر ديفالتش آبيه...
دودورو دودو استقلال!( همون نيکی جووووون!) (صنم)
***
دفعه اولی که گفتم قرمزته، وقتی بود که دايی جان می گفتن آبيته ! دفعه بعد که گفتم قرمزته، وقتی بود که شديدا ذوب در منچستريونايتد بودم. دفعه سوم که گفتم قرمزته، پشتش گفتم استغفرالله ! آخه پروين لاته مربيش بود. متنفرم از پروين !
دفعه اولی که گفتم آبيته ! وقتی بود که يه دوست خوب بهم گفت اگه نگی آبيته، ديگه نه من نه تو. دفعه دوم که گفتم آبيته، شوهرخاله ام داشت خودش رو برای قرمزا می کشت و حيف بود من نچزونمش. دفعه سوم که گفتم آبيته، استقلال باخت و حالم رو گرفت.
يه مدت نه قرمز، نه آبی، لعنت به هر دوتاشون، فقط ديويد بکهام ! بودم. ولی دوستان کاپوچينو انداختنم تو هچل ! آقا اين بار می گم قرمزته ! آخه بازی تو تبريزه و شنيدم تبريزيا شديدا قرمزته ! پرسپوليس می بره. ببينين کی گفتما ! (پرستو)
***
اين داستان ارزش گفتن دارد.
داستان پسرکي که بعد از پايان بازي پرسپوليس و استقلال دوست و عشق اش را از دست داد.همان هنگام که قرمز ها پيروز شدند و سلطان از خوشحالي ميخنديد او پسرک را ترک کرد.محبوب پسرک قبلا هم گفته بود که چقدر از سلطان تنفر دارد.بدين ترتيب پسرک ماند و تيم اش و سلطان اش.بعد از ان هروقت تيم ميبرد و سلطان مي خندد پسرک بلافاصله ياد....
اين حکايت ميتوانست قصه من و تو هم باشد ولي سرنوشت هميشه يقه همان هايي را ميگيرد که...به قول پيتر پارکر اين داستان هم ارزش گفتن داشت چون طبق معمول داستان يک دختر بود. (علی لطفی)
***
قرمزته آبی آبليموجات!
- بابا اون تيمه که داره هی به آبيا گل می زنه اسمش چيه؟
- همون قرمزا؟
- آره بابا...
- پسرم پرسپوليسه...
اون موقع فقط 4 سالم بود که پرسپوليسی شدم...
بعدا که بزرگتر شدم ديدم درست زدم وسط خال...
اصلا زندگی قرمزه...
بعدنتراهم هم که کيسه حموم اختراع شد، ديديم ای دل غافل، آبيه!
آبيييييييييی!
خلاصه...
به روايتی 6تايياششششششششششششش
يا به قول مرحوم حاتمی:
قرمزته آبی آبليموجات... (سامان)
***
آآآآآآآآبيـــــــــــــــــــــــــــته!
خب فعلا اينو داشته باشين تا بقيه اش رو بگم.
در صورتي که استقلال اين بازي رو ببازه من هر گونه نوشته اي که اينجا دارم رو از همين الآن تکذيب مي کنم. پس اين الآن هم نوشتمه و هم تکذيبيه اش. خوبه تو يه صفحه هم هستن! آقا اصلا تيم باحالتر از اين تيم ديدين تا حالا؟ نه جدا مي پرسم؟ اصلا هر چي آدم با کلاسه تو اين تيمه. اون تيم قزميت قرمز جواد بازاره. يه مشت دم کفتريه جواد که از بس تو کوچه زمين خاکي بازي کردن چمن مي بينن از خوشي پس ميوفتن! (متوجه هستين که اين يه مطلب طنزه و من اصلا قصد توهين به هيچکس رو ندارم! جون مادراتون فحشم ندين و عصباني هم نشين، خب؟)
تيمي که يه بازيکني مثل عليرضا واحدي نيکبخت (به قول باباي پرس پليسيه من، بدبخت واحدي!) داره اصلا انصافه که ببازه؟ اونم با اين پژو ۲۰۶ سياهش که باهاش وسط خيابون ولي عصر دلبري مي کنه. تنها چيزي که هست بايد حواسش باشه هر وقت تو تلويزيون و يا جايي که صداش رو پخش مي کنن ازش دعوت به مصاحبه مي کنن حتما رد کنه! ديدي مي گن يارو مثل گل مي مونه اما نبايد اصلا دهنش رو باز کنه، همين حکايته!
در هر حال انشالله که استقلال مي بره تا براي هزارمين بار روي اين قرمز هاي جواد کم بشه. البته اگه بچه ها بتونن از دست جفت پا و لگدهاي ماقبل تاريخي کرگدن انسان نمايي مثل انصاريان جون سالم بدر ببرن حتما ما مي بريم!
آآآآآآآآآبيـــــــــــــــــــــــــــته!
تمام نوشته هاي بالا تکذيب مي شود! (شيده)
***
قرمزته !
از اون جایی که من مطمئنم پرسپولیس باز هم مثل همیشه پیروز از میدون میاد بیرون تکذیبیه نمی نویسم.
عرض کنم که تیم پرسپولیس دیگه احتیاج به صحبت و بحث نداره بر همگان واضح و مبرهن است که همیشه در مقابل استقلال پیروز خواهد بود.
همین ! (محمد رضا)
***
چون خيلي آبيته ، روز اولي که ميخواستيم کاپوچينو رو درست کنيم تصميم داشتم آبي بسازيمش! مگه کاپوچينوي آبي نداريم!؟ اگه نخوردين اشکال از بي کلاسي شماست...
حيف که بازي امسال رو انداختن تبريز! ولي بازم پاي تلويزيون حال ميده! من و داداشم آبي هستيم ولي بابام لنگيه! وقتي استقلال گل ميزنه چه حالي ميده! روي اين لنگي جماعت کم بشه! آخه پرسپوليس هم تيمه!؟ يه مشت راننده تاکسي و لات و لوت دور هم جمع شدن دلشون خوشه تيم دارن! نميدونم چند تا لنگي تو کاپوچينو داريم و چند تا از خواننده ها طرفدار اين سوراخ فوري هستن... بابا جمع کنيد! برين طرفدار يه تيم آبرومند باشين پس فردا بتونين با افتخار تو کوچه و خيابون راه برين!
ايشالا فردا هم مثل هميشه لنگ سوراخ ميشه و استقلال هميشه قهرمان ، براي بار هزارم قدرت خودش رو اثبات ميکنه...
از الان بگم... اگه خداي نکرده يک در هزار ، استقلال باخت ، حتما ناداوري بوده. تازه بازي هم تو تبريزه و ممکنه سرماي هوا يه کم بچه ها رو اذيت کنه واسه همين مشکلي نيست! چيزي از ارزشهاي اين تيم هميشه قهرمان کم نميشه!
آبيته! (احسان)
***
آبی يا قرمز، مساله اين نيست. مساله شورو هيجانيه که می گه هنوزم ما هستيم، شيطونيم، و زنده ايم! هنوزم حال داريم تو سر و کله هم بزنيم و کری بخونيم. هنوزم لذت بردن از زندگی ازيادمون نرفته...