گروه کاپوچينو
عکاس: عليرضا نيکنژاد
پیادهکننده: کيوان ارزاقی
تنظيم: صنم دولتشاهی
گفتگو با دکتر افتخار به راه رفتن بر روی لبه تيغ میماند، همانطور که ويرايش و تنظيم آن. يک سال پيش که پيشنهاد مصاحبه با دکتر افتخار در جلسه مجله مطرح شد، خيلی از اعضای تحريريه با اين مصاحبه مخالفت کردند. شايد خيلی از ما ته دلمان از کشيده شدن به حاشيه ابتذال میترسيديم، شايد هم فکر میکرديم جامعه ما، حتی در اينترنت جنبه شنيدن چنين بحثهايی را ندارد. يک سال از آن موقع میگذرد و خيلی چيزها عوض شده، اما مهمتر از آن خيلی چيزها عوض نشده است و ما پس از يکی دو جلسه بحث به اين نتيجه رسيديم که انجام اين مصاحبه ضروری است. دکتر افتخار يکی از معدود افرادیست که در ايران به مشکلات جنسی به شکل تخصصی میپردازد و در کلينيک سکسولوژی تهران وابسته به انستيتو روانپزشکی تهران کار میکند. گفتگوی ما بسيار صميمانه و در فضايی دوستانه صورت گرفت، اما ترجيح داديم به خاطر موضوع خاص مصاحبه، اين گفتگو را به شکلی متفاوت از گفتگوهای معمول کاپوچينو ويرايش کنيم. در اين مصاحبه عليرضا نيکنژاد، پرستو دوکوهکی، شيده بهمنيار، صنم دولتشاهی، حميد رضا نصيری، کيوان ارزاقی، نيما مظفری، بابک محيط، شانی شريف، سينا تابش و نگار شريف حضور داشتند. نظرخواهی در مورد اين گفتگو را هم با عرض پوزش از دوستان صاحبنظر، به خاطر جلوگيری از به انحراف کشيده شدن بحث، بستيم. اما خوشحال میشويم نظراتتان دربارهی اين مصاحبه و همچنين سوالاتتان از دکتر افتخار را به اين آدرس ايميل کنيد:
sexology@cappuccinomag.com
***
کاپوچينو: اول از همه خودتان را معرفی کنيد.
دکتر افتخار: مهرداد افتخار هستم. روانپزشک و عضو هئيت علمی دانشگاه علوم پزشکی ايران. محل کار اصلیم بيمارستان روانپزشکی ايران است و البته 2 روز در هفته هم در انستيتوی روانپزشکی تهران هستيم. در روانپزشکی در حيطههای اختلالات جنسی و اعتياد بيشتر از بقيه حيطهها کار کردم و تجربه دارم.
کاپوچينو: درسش را با اين گرايش خوانديد؟
دکتر: در ايران دقيقا چنين گرايشی به شکل فوقتخصص وجود ندارد. در واقع در کل دنيا هم چند سالیست که فوقتخصص اختلالات جنسی راه افتاده است. در حال حاضر در ايران اگر کسی بخواهد بعد از روانپزشکی عمومی ادامه تحصيل بدهد تنها میتواند در رشته اطفال ادامه تحصيل بدهد. منتها يکی از همکارانمان در زمينه اختلالات جنسی در خارج از کشور يکسری تجربيات داشته است. من هم به اين رشته علاقهمند شدم و به همراه همکارانمان شروع به کار کردن در اين زمينه کرديم.
کاپوچينو: خوب پس به طور آکادميک شما درسی در اين زمينه نخواندهايد؟
دکتر: نه به طور آکادميک هيچکس در ايران نيست که همچين تحصيلاتی داشته باشد.
کاپوچينو: پس تحصيلاتتان را گفتيد تا چه مقطعی ادامه دادهايد؟
دکتر: روانبزشک هستم. تخصص پزشکی.

کاپوچينو: خوب، بهتر است به عنوان مقدمه کمی در باره سکسولوژی در ايران صحبت کنيد.
دکتر: در ايران فوقتخصص روانپزشکی در هيچ زمينهای به غير از اطفال نداريم. يعنی نه اينکه دليلش حالا چيز خاصی باشد. دانشگاه علوم پزشکی ايران در انستيتوی روانپزشکی تهران شايد حول و حوش يك سال قبل کلينيک سکس راهاندازی کرده که اختلالات جنسی را در آنجا به شکل آکادميک بررسی می کند. منتها اينکه به شکل فوقتخصص باشند همانطور که گفتم در کل دنيا رشته جديدی است و خيلی وقت نيست که فوقتخصص سکس راهاندازی شده. حتی بزرگان اين رشته هم که در اين رشته کار میکردند مدرک آکادميک سکس نداشتند، مثل کسانی چون " مستر و جانسون" که شايد اسمشان را شنيده باشيد، که شروعکننده علم سکس نوين بودهاند.
حالا اصلاً يک مقدمهای بگويم و بعد احتمالا سوالات مطرح میشود. من میخواهم به عنوان مقدمه از اينجا شروع کنم که ما اصلاً به چه سکسی، سکس غيرعادی میگويیم که ببينيم اصلاً حيطه عملکرد ما و حيطهای که میخواهيم دربارهاش صحبت کنيم کجاست و بعد درباره اهميتش و ساير مسائل مربوط به آن صحبت میکنيم.
تعريف سکس نرمال خيلی مشکل است، آنقدر رفتارهای جنسی در انسان تنوع دارد که خيلی سخت است بگوييم يک سکس نرمال و يا غيرنرمال است. منتها شايد درباره سکس غيرنرمال بتوانيم راحتتر صحبت کنيم. ما به سکسی می گوييم غيرنرمال که يک سری ويژگی داشته باشد. يكی اينكه نسبت به جامعه و يا برای افراد مخرب باشد، مثلاً طوری باشد که در رفتارهای جنسیاش به جنس مخالف آسيب برساند، کسی باشد که برانگيختگی جنسیاش طوری باشد که بايد در جلوی جمع خودش را برای ديگران expose کند (در معرض ديد قرار دهد)، چيزی که ما به آن میگوييم exhibitionism. (اين افراد معمولا رفتارشان به اين صورت است که يک بارانی بلند میپوشند که زيرش لباس ديگری تنشان نباشد، در يک شرايطی که اطرافيان انتظارش را ندارند يکدفعه دگمهها را باز میکنند. يعنی يک چيزی که برایشان خيلی جذاب است اين است که طرف را غافلگير کنند. بعد همين که جنس مخالف جيغ بکشد و فرار کند اين خود برایشان برانگيختگی دارد که بعد در يک موقعيت منتهی به خود ارضائی میشود. يک مورد ديگر آن اين است که فرد علاقه به ارتباط جنسی با کودکان داشته باشد. اينها برای جامعه ما مخرب هستند.
دومين ملاک اين است که يک ارتباط و يا يک تمايل جنسی نتواند متوجه يک پارتنر شود. اينکه پارتنر را اينجا نگفتيم جنس مخالف هدف داشتيم، برای اينکه از سال 1973 (homosexuality) همجنسگرايی از گروه اختلالات روانپزشکی حذف شده. بعد از آن هم در تقسيمبندی بيماریهای آمريکا و تقسيمبندی سازمان بهداشت جهانی حذف شد. در هيچ طبقهبندی علمی در دنيا الان homosexuality را بيماری نمیدانند؛ يک ترجيح جنسی کاملاً طبيعی محسوب میشود که حالا با بقيه افراد متفاوت است، هر چند شايد پذيرش آن يک مقدار به خصوص برای ما مشکل باشد. اما واقعيت اين است که الان ما اين را يک بيماری نمیشناسيم و در حيطه كار اختلالات روانپزشکی نيست، هرچند که باز دربارهاش و تئوریهایش میتوان صحبت کرد.
سکس غيرنرمال باز وقتی میگوييم که primary sex organ را کنار بگذارند و exclude بکنند. مثلاً کسانی که برانگيختگی جنسی عجيب و غريب دارند به اين شکلاند که حتماً بايد کار خاصی را انجام دهند. هستند کسانی که مثلاً با ديدن يک مثلث در فضا و يا تصور يک مثلث در فضا به برانگيختگی جنسی میرسند، يا خوردن بعضی از مواد برايشان برانگيختگی جنسی ايجاد میکند، يا انواع روابط جنسی که فقط به شکل oral sex باشد يعنی سکس طبيعی را همراه نداشته باشد، که اگر فقط به اين شکل باشد به آن سکس غيرعادی میگويند. ملاک ديگر اينکه به طور غيرطبيعی همراه با احساس اضطراب و گناه باشد. ويژگی ديگر اينکه به شکل compulsive باشد. سکس به صورت compulsive يعنی اجباری. فرد قبل از اينکه يک رفتاری را انجام بدهد احساس تنش و اجبار میکند که آن کار را انجام بدهد و وقتی آن کار را انجام میدهد از آن تنش خلاص میشود. نمونه واضح چنين رفتارهايی را در افراد وسواسی میبينيم که شخص فکر میکند دستش کثيف شده، اين احساس دائماً در او ايجاد تنش میکند و او به شکل "کامپالسيو" ميرود دستش را میشويد تا از اين تنش خلاص شود. در اين حالت اراده فرد به نوعی تحت تاثير قرار میگيرد.
وقتی يک سکس به صورت compulsive است که مثلا فرد بگويد من احساس تنش میکنم و عامل اصلی که باعث میشود من يک ارتباط جنسی برقرار کنم آن desire يعنی تمايل جنسی و موتور جنسی من نيست بلکه اين در ذهنم مرتب تکرار میشود اين کار را بکنم و احساس میکنم موقعی كه اين كار را میكنم کنترلی روی آن ندارم. خب پس تا اينجا از 5 ويژگی اختلال جنسی يا سکس غيرطبيعی صحبت کرديم. اينجا بد نيست درباره masturbation (خود ارضايی) صحبت کنيم به خاطر اينکه به طور سنتی در کشور ما درباره خودارضایی خيلی بد صحبت شده، ازقبيل آموزشهايی درباره اينکه خودارضایی ايجاد کوری و کری میکند، باعث میشود ستون فقرات برجستگی پيدا کند و ...
کاپوچينو: لطفا اگر می شود در مورد اين مساله کامل توضيح بدهيد.
دکتر: من فکر میکنم که اينها مهمترين قسمت مسئله است. مثلا میگويند فرد لاغر میشود. (اين را معمولا در مدارس پسرانه میگويند.)
کاپوچينو: در مدرسههای ما، مربیهای پرورشی اينها را میگفتند.
دکتر: مثلاً میگويند فرد رنگ پريده میشود. حتی بعضی از کسانی که کتابهای تربيتی مفصلی نوشتهاند، افراد تربيتی که رویشان حساب میشده هم در جلسات سخنرانی برای پدران و مادران گفتهاند، حتی در کتابهایشان گفتهاند و نوشتهاند که ما میتوانيم وقتی وارد يک کلاس شديم بر روی چند بچه دست بگذاريم که اينها خودارضایی میکنند، مثلاً رنگپريده، گوشهگير و افسرده هستند! واقعيت اين است که تمامی اين حرفها غيرعلمی است و اصلاً يک همچين چيزی نيست. اگر خودارضایی اين اثرات را داشت- از آنجايی که اثرش روی بدن کاملاً همانند اثر يک ارتباط جنسی روی بدن است- بنابراين يک رابطه جنسی هم همهی اين اثرها را داشت! اين حرفها کاملا غيرعلمی و بیاساس هستند. آمارهايی هم که وجود دارد نشان میدهد که اکثر افراد در طول عمرشان اين کار را کردهاند و میکنند. اگر قرار بود که اين گونه باشد نزديک به همه افراد بايد اين مشکلات را میداشتند.
کاپوچينو: آيا از لحاظ پزشکی تکرار بیحساب خودارضایی میتواند مضر باشد؟
دکتر: ببينيد خودارضایی هم اگر کنترلی رويش نباشد compulsive میشود. يک نشانهاش اين است که خيلی تکرارش زياد باشد مثلا 4 بار در هفته اين کار را انجام دهند يا آنقدر خودارضایی کنند که نتوانند متوجه پارتنر شوند، مثلا شوهری بيايد این کار را به روابط جنسی با همسرش ترجيح دهد. اين موارد از جمله مواردی هستند که نياز به دخالت پزشکی دارند. نه از اين نظر که خودارضایی است، از اين جهت که ملاکهای ديگر يک سکس غيرطبيعی را دارد. هر رفتار انسانی اگر compulsive باشد مورد توجه کلينيکی قرار میگيرد و فرقی نمیکند خودارضایی باشد يا خارش بدن يا صورت باشد و يا خريد باشد. البته اين را هم بگويم که از نظر دين ما اين کار حرام است، به خاطر همين نوجوانانی که اين کار را انجام میدهند دچار يک احساس گناه میشوند. اين احساس گناهِ دائم باعث میشود که آنها غمگين و افسرده شوند و بارها اقدام میکنند و تصميم میگيرند که آن کار را انجام ندهند ولی باز انجام میدهند. اين وضعيت فرهنگی تاحدودی کار ما را در کلينيک سخت ميکند و نمیتوانيم راحت بگوييم اين کار هيچ اشکالی ندارد. در کشورهای غربی در مدارسشان انجام خودارضایی را به بچهها آموزش میدهند و برای تکامل psycho sexual ممکن است که کمککننده هم باشد. منتها ما بايد يک حد وسطی را بگيريم. حداقلش اين است که اطلاعات غلط ندهيم که اين احساس گناه دينی که وجود دارد را با اين احساس که الان که من دارم اين کار را انجام میدهم به نسل بشری دارم خيانت میکنم و در آيندهام مثلاً اين مشکلات را پيدا میکنم ، عينکی میشوم و غيره (!) تلفيق کنيم.
کاپوچينو: در مورد خودارضایی شما يک عدد گفتيد، مثلاً بيش از 4 بار در هفته. يعنی ما آمديم يک جور خطکش تعيين کرديم که اگر بالاتر رفت نرمال نيستيم، آيا قانونی در اين مورد وجود دارد؟
دکتر: نه! اين هم حدودیست، اگر زياد باشد و فرد احساس اجبار و تنش بکند، نشاندهنده اين است که compulsive است ولی واقعيت اين است که نه! هيچ عدد مشخصی را نمیتوان قرار داد. همانطور که گفتم اگر دفعات آن زياد باشد و فرد احساس کند که compulsive است و احساس گناه و اضطراب کند ما میآييم يک مداخلاتی میکنيم و گرنه خودارضایی يک رفتار نرمال انسانیست.
کاپوچينو: پس اين از لحاظ روانشناسی به هيچ عنوان ناهنجاری تلقی نمیشود؟
دکتر: نه از جهت روانشناسی بلکه از جهت هيچ علمی غيرطبيعی محسوب نمیشود. من فکر میکنم بهتر است واقعيتهای خودارضایی را راحت بگوييم که اين عمل از لحاظ دينی حرام است و باقی چيزهايی که درباره آن در جامعه میگويند غلط و غيرعلمی است.

کاپوچينو: لطفا درباره گروههای اختلالات جنسی هم صحبت کنيد.
دکتر: 3 گروه اختلال در اختلالات جنسی قرار میگيرد. گروه اول، گروه dysfunction ها (اختلالات کارکردی جنسي) است که از اختلالات (desire) تمايلات جنسی شروع می شود. اين گروه شامل اختلالات بر انگيختگی که هم در خانمها و هم در آقايان وجود دارد میشود که در آقايان به آن ناتوانی جنسی impotency میگوييم. اختلالات رسيدن يا اساسا نرسيدن به اوج لذت يا orgasm در خانمها و آقايان هم شامل اين گروه میشود و انزال زودرس هم در اين گروه قرار میگيرد. برخی از اين اختلالات همراه با درد هم هستند. گروه دوم كه گروه بزرگتری هستند گروه paraphilia (اختلالات ترجيح جنسی) هستند كه يكی دو نمونهاش را اينجا مثال زديم که مثلا" پدوفيلیها علاقه به روابط جنسی با کودکان دارند. البته اين مساله [روابط جنسی با کودکان] در سالهای اخير خيلی مورد توجه همه قرار گرفته و در واقع در سالهای اخير مفهوم رسوايى اخلاقى از همجنسگرايی به پدوفيليا تغيير يافته است.
کاپوچينو: چه چيزی باعث شد که اين تغيير مفهوم انجام شود؟ اساسا روابط جنسی تا چه سنی غيرطبيعی به حساب میآيند؟
دکتر: بخشی از اين مساله كار نهضت فمينيسم بوده چرا که پدوفيليا عمدتاً كارى مردانه عليه بچهها بوده است. فمينيستها در ايجاد قوانين سفت و سخت بر عليه اين مساله نقش بسيار موثری ايفا کردهاند. هر چند وقتى به تاريخ نگاه مىكنيم به موارد زيادی بر میخوريم كه افراد بسيار كه روابط جنسى با کودکان داشتهاند. در حال حاضر سنى كه يك کودک میتواند از لحاظ قانونی ارتباط جنسى برقرار كند بسيار بالاتر رفته و هر گونه ارتباط جنسى با کودک زير 13 سال به شرط اينكه فردى كه با او ارتباط برقرار میكند بالاى 16 سال باشد غيرطبيعى شمرده میشود.
کاپوچينو: خوب برگرديم به دستهبندی گروههای اختلال جنسی.
دکتر: نمونه ديگرش exhibitionism بود كه در رابطهاش صحبت كرديم. ساديسم و مازوخيسم هم نوعی پارافيليا هستند. از انواع ديگر پارافيليا، فتيشيزم را میتوانيم نام ببريم که فرد علاقه به قسمتهايى از لباس شريك جنسیش دارد و يا با لمس كردن كفش يا لباس او احساساتش برانگيخته میشود. و يا voyeurism (مثلاافرادی که علاقه به شنيدن جملات سکسی دارند) و يا افرادی که علاقه به پورنوگرافى دارند. يکی ديگر از اين اختلالات frotteurism است که مثلا فرد در برخی زمانها در حالتیست كه متوجه نيست و خودش را به جنس مخالف نزديك میكند، پديدهای كه در اتوبوسها و مينىبوسها میبينيم. اينها همه انواعى از پارافيليا هستند که اختلال در ترجيح جنسی است، يعنی برانگيختگی شخص به آن اشکالی که گفتيم صورت میگيرد. مسئله مهم اين است که بدانيم در اين حالت فرد روياهایش هم به همين شكل است. ممكن است هر كسى يک سرى از اين كارها را در شرايط خاصى انجام بدهد، مثلاً هنگامی که به يك شريك جنسى دسترسی ندارد، اما كسى كه اين اختلالات را دارد اصلا علاقهمند است كه اينكارها را انجام بدهد.
گروه سوم كه در حيطه اختلات جنسى در زمينه سكس قرار میگيرد اختلالات هويت جنسی است. هويت جنسى احساس درونى مرد بودن يا زن بودن است كه در شرايط عادى بايد با فيزيک انسان مطابقت داشته باشد. يعنی شخصی كه فيزيک مردانه دارد بايد احساس مردانه خوبى داشته باشد و هر كسى هم که فيزيک زنانه دارد احساس زن بودن کند. وقتی اين دو با هم متناقض دربيايند فرد احساس میکند از جنسيتش راضی نيست. اين گروه هم در گروه اختلالات هويت جنسى قرار میگيرند كه در شديدترين حالتش ما به آن میگویيم transexuality. فرد مراجعه میکند و میگويد اصلا جنسيت من را عوض كنيد. من اصلاً نمىخواهم دختر باشم و دوست دارم پسر باشم و بالعكس.
اين سه گروه هستند، که البته گروهى كه شايد فكر میكنم بيشتر مردم میشناسند و شما هم میشناسيد همان گروه اول اختلالات يعنی اختلالات کارکردی هستند.
کاپوچينو: آيا در اين زمينه آمارهايی هم در دسترس هست؟
دکتر: معتبرترين مطالعهاى كه در زمينه شيوع اختلالات جنسى در جامعه شده تحقيق شخصی به نام لومن در سال 1994 است که بر روی حدود 3900 نفر در آمريكا انجام داده است. نتايجش خيلی جالب است: در ميان خانمها 33% شكايت كردهاند كه تمايل جنسیشان كم است. شايعترين اختلال جنسی در خانمها كم بودن تمايل جنسي است. 17% گفتهاند كه در برانگيختگی مشكل دارند. 24% گفتهاند كه به ارگاسم نمیتوانند برسند كه باز اين هم رقم بالايى است كه در رابطه با هر كدام از اينها میشود صحبت كرد. 21% گفتهاند سكس برایشان لذتبخش نيست، 14% از درد هنگام نزديكی شكايت داشتهاند. البته آمار آقايان كمی پايينتر بود ولی 16% آنها تمايل جنسیشان كم بود، 10% اشكال در (erection) نعوظ داشتند، 29% گفتند كه زود به اوج لذت جنسی میرسند كه اين هم رقم خيلی بالايیست. 17% هم گفتند كه performance anxiety دارند، يعنی موقعی كه میخواهند رابطه جنسی داشته باشند خيلی مضطرب و نگرانند. اين آمار شيوع اين اختلالات را نشان میدهد. حالا سر هر كدام از اين موارد كه خواستيد میتوانيم مطلب را بازش كنيم و در رابطهاش صحبت كنيم.
اگه بخواهيم بحث را زنانهتر كنيم بايد وارد اختلالات delayed orgasm (تاخير در رسيدن به اوج لذت) بشويم، اگر بخواهيم بحث را مردانه كنيم بايد وارد impotency و premature ejaculation (عقيمی و انزال زودرس) بشويم و اگر بخواهيم ايرانيزهاش كنيم بايد وارد پديدههايى كه در ايران زياد است از قبيل ازدواجهای كامنيافته بشويم.
کاپوچينو: اين آماری كه شما داديد در مورد آمريكاست. آيا چنين كاری در ايران در سطوح مختلف انجام شده يا خير؟
دکتر: نه در ايران نشده و فكر میكنم كه هنوز هم خيلی زود باشد برای اينكار چون خيلی سخت است!
کاپوچينو: چرا سخت است؟ يعنی مردم حرف نمیزنند و حقيقت را نمیگويند؟
دکتر: فكر میكنم خيلی سخت باشد...
کاپوچينو: ولی فکر نمیکنيد كلينيکها بتوانند از همان مراجعاتشان آماری در بياورند؟ البته میدانيم که فقط افرادی که مشکل دارند به اين کلينيکها مراجعه میکنند و نمیشود آن را تعميم داد به تمام جامعه. ولی حداقل اين کلينيکها نمیتوانند بگويند چند نفر مراجعهکننده در ماه دارند؟
دکتر: خب در اين حد آمار داريم ولی اينكه بدانيم در سطح جامعه چقدر است نه، يعنی مطالعات اجتماعی نمیشود كرد. وقتی درِ خانه مردم میرويم، واقعا نمیشود سوال کرد. بخصوص در شرايطی كه برخی کسانی که كارهای پرسشگری خيلی كمتر از اين حرفها کردهاند محكوم به چيزهاى اساسی شدهاند. اين است كه فكر نمیكنم كسی حاضر باشد چنين كاری كند و خيلی سخت است.
کاپوچينو: مگر اينكه focus group بگذاريم كه باز آن را هم نمیشود به تمام جامعه تعميم داد زیرا که بررسی کیفی است.
دکتر: Focus group هم اپيدمولوژيکال نيست، ولی خوبیاش اين است که بعضی از اين چيزها را ممکن است به شكل كيفی روشن کند.

کاپوچينو: آيا چيزی كه به اسم گروپ سكس (رابطه جنسی بیش از دو نفر) شناخته شده است و جزء اختلالات جنسی به شمار ميرود؟
دکتر: اگر كسی باشد كه به طور مداوم درگير گروپ سكس باشد و علاقهمند به اين روابط باشد، شايد بتوانيم آن را جزء اختلالات جنسی که جايی طبقهبندی هم نشده قرار بدهيم. اما اگر فردی يک بار درگير اين گروپ سكس بشود و اين رفتار او تداوم نداشته باشد جزو اختلالات جنسی محسوب نمیشود.
کاپوچينو: مثلا اگر فردی وجود داشته باشد كه فقط در چنين شرايطی دچار برانگيختگی جنسی شود؟
دکتر: اين را میتوانيم جزو يك اختلال جنسی كه جايی طبقهبندی نشده قرار بدهيم. ما يک گروه هم داريم که شامل اختلالات جنسی میشود كه جايی ذكر نشدهاند. در اين باره مثالهای زيادی وجود دارند از جمله داشتن رابطه جنسی با مرده، auto erotic asphyxia؛ یا حالتی كه بر اثر آن هر سال تعداد زيادی در آمريكا میميرند به خاطر اينكه در حالت hypoxia، در حالتی که اكسيژن مغز كم است، لذت جنسی بسيار زيادی تجربه میشود و به همين دلیل افراد خودشان را هايپوكسيد میكنند . يک کيسه روی سرشان میگذارند تا هايپوكسيد شوند و بعد خودارضایی میكنند. منتها چنين كارهايی گاهی وقتها به مشکل هم برمیخورد، مثلا آن لحظهای که بايد هوا برسد نمیرسد!
کاپوچينو: چيزی که امروزه زياد ديده و شنيده میشود اين است که تبليغات پورنوگرافی بيشتر بر روی انحرافات جنسی است، مثلا عکسهای فتيشسکس و ارتباط با حيوانات و کودکان بازديدکنندگان زيادی در اينترنت دارند. آيا اين چيزها کارکرد اطلاعرسانی در مورد شيوه صحيح سکس را معکوس نمیکند؟
دکتر: اين چيزی كه در پورنوگرافیها نشان داده میشود (روابط يک فرد با جنس مخالفش) يك رابطهی جنسی بسيار ايدهآل است. هيچ مشكلی هيچ جای كار وجود ندارد، طول مدت رابطه طولانی است، اندامهای جنسی در ماكزيمم اندازه ممكن وجود دارد و از اين قبيل چيزها. يعنی برای اينكه صحنهها جذابتر باشند به اين شکل نشان داده میشوند.
شايد اين قبيل تصاوير به گروهی از افراد اطلاعاتی بدهد، به خصوص در جامعه ما كه اطلاعات از كانالهای صحيحی به افراد نمیرسد ممکن است در شرايطی كمکكننده باشد. اما برای كسانی كه اختلالات جنسی دارند، كسانی كه اضطراب دارند، كسانی كه اعتماد به نفسشان كم است كه باز من فکر میکنم اين جور افراد در جامعه ما زياد هم ديده میشوند، اين فيلمها گاهی وقتها میتواند اين اضطراب و يا اختلال را بيشتر كنند. ببينيد ما يک چيزی داريم بنام performance anxiety به اين معنی كه موقعی كه میخواهيم يک كاری را جلوی جمع بكنيم اضطراب میگيريم. اما موقعی كه تنها هستيم و اينکار را انجام میدهيم اضطراب نمیگيريم. من ممکن است در خانه خودم خوب صحبت کنم، ولی وقتی میخواهم اينجا جلوی شما صحبت کنم دچار اضطراب يا همان performance anxiety بشوم. اضطراب باعث میشود که من عملکرد خوبی نداشته باشم. مثلاً صدايم بلرزد يا مطالب يادم نيايد. اين حالت را در نوازندهها خيلی زياد میبينيم که جلوی ديگران دچار آن میشوند. عين همين حالت ممکن است در روابط جنسی هم رخ بدهد، يعنی موقعی که فرد میخواهد روابط جنسی برقرار کند، جلوی شريک جنسیش اضطراب بگيرد، يعنی اينکه فکر کند آيا الآن میتواند اين کار را انجام بدهد يا نه؟ بخصوص در کشور ما که خيلی اين مسئله برای آقايان اهميت زيادی دارد که بتوانند يک رابطه جنسی همراه با نعوظ و دخول را حتماً داشته باشند. اين مسئله اضطراب در عمل مسئلهای وابسته به پارتنر نيز هست. مثلا اگر پارتنری باشد که سرزنشکننده باشد، مثلاً يک شب حالا به دليل خستگی مردنعوظ خوبی نداشت و نتوانست اين کار را انجام بدهد، سزنشش کند. اين اتفاقات باعث میشود که اضطراب بيشتر شود.
همه اينها را برای اين گفتم که اضطراب در شرايطی که فرد demand (انتظار) زيادی روی خودش احساس کند بيشتر میشود. و يکی از کارهای اساسی در درمان اختلالات جنسی اين است که اين demand ها را از روی افراد برداريم و به آنها ياد بدهيم که سکسundemanding داشته باشند که حالا جلوتر توضيح میدهم. حالا شما به من بگوييد ديدن پورنوگرافی باعث زياد شدن demand میشود يآ کم شدن آن؟
کاپوچينو: باعث زياد شدن آن.
دکتر: بله. بنابراين روی بسياری از افراد که بخصوص اعتماد به نفس خوبی ندارند ممکن است کاملاً اثر مخرب داشته باشد و ما به شخصه اينکار را در کلينيک به هيچ کس پيشنهاد نمیکنيم. ممکن است يک فيلم آموزشی ساخته بشود که ما اينجا در دسترس نداريم نشان افراد بدهيم، اما اين پورنوگرافی رايج را ما توصيه نمیکنيم.
دومين مسئله اينکه آن قضايايی که در اينترنت مثلاً در رابطه با فتيشيبسم هست، فقط در اينترنت هم نيست. در خارج از کشور جاهايی هست که اين خدمات را به اين افراد ارائه میدهند يعنی مثلا روسپیها ياد گرفتهاند اين کار را بکنند. کلابهايی هست که افراد مازوخیست (خود آزار) و افراد ساديست (ديگر آزار) به آنجا مراجعه میکنند يعنی يک آدم مازوخیست يک آدم ساديست را پيدا میکند و با هم ارتباط برقرار میکنند. بخشی از آن هم بخاطر اين است که خب افرادی که اين مشکلات را دارند مراجعه میکنند. يعنی يک آدم عادی که مراجعه نمیکند و سرويس نمیخواهد. کسانی که ساديستيك يا فتيشيست هستند نياز به خدماتی دارند و بايد به جايی مراجعه کنند و پارتنری پيدا کنند که اينکار را برایشان انجام دهد و يا کسی حاضر شود در روابط جنسی به آنها آسيب بزند. من فکر میکنم يکی از دلايلی که اينها را گذاشتهاند مشتریهایشان است و مسئلهی اقتصادی قضيه هم هست.

کاپوچينو: به ازدواجهای کامنيافته اشاره کرديد. کمی هم در اينباره صحبت کنيد و اينکه اصلا شما چه ازدواجهايی را کامنيافته میدانيد، چرا چنين موردهايی به وجود میآيد و چه تاثيراتی بر روی کل ازدواج میگذارند؟ آيا آماری بطور تقريبی داريد که ببينيم تاثيرات اين موارد بر طلاق به چه شکلی هست؟
دکتر: اين آمار وجود دارد ولی من الآن همراهم نيست که بخواهم ارائه بدهم و نمیتوانم به طور دقيق بگويم چه تعداد از کسانی که به دليل اختلات جنسی مراجعه میکنند و طلاق میخواهند وجود دارد و ثبت شده، ولی بايد توجه کنيم در کشور ما خيلی از مشکلات روزمره زندگی بخاطر اشکال در روابط جنسی است. يعنی فرد نمیگويد من از رابطه جنسی با تو ناراضی هستم، يا تو به خاطر اينکه انزال زودرس داری من را عصبانی میکنی، رویاش نمیشود اين چيزها را بگويد و به جای آن میگويد: مثلا" شب چرا دير اومدی خونه؟! چرا توجه نمیکنی؟ يعنی اينکه اشکال در روابط جنسی خيلی وقتها خودش را در حيطههای ديگر زندگی نشان میدهد و مثلا شخص به خاطر مسائل ديگری تقاضای طلاق کند و مشکلات جنسی خيلی رو نيست. اما واقعيت اين است که يکی از ستونهای خيلی مهم تداوم يک ارتباط زناشويی، روابط جنسی است. يکی از ستونهای خيلی خيلی مهم.
يکی از دلايل ازدواجهای کامنيافته در جامعه ما فرهنگ ماست. از يک دختر و پسری که هيچگونه تجربه روابط جنسی در هيچ حدی نداشتهاند میخواهيم که وارد اطاق بشوند و اوج رفتار جنسی را از خودشان به نمايش بگذارند. خب اينکار برای هر دو اضطراب خيلی زيادی به همراه خواهد داشت. هم پسر میترسد چون هيچ تجربهای ندارد و هم دختر نمیداند چه اتفاقی قرار است بيفتد. از آنجايی که اين دو نفر بايد رابطه جنسی کاملی را برقرار کنند طبيعتاً گاهی وقتها به مشکل برمیخورند. البته در سالهای اخير اين فرهنگ تعديل شده ولی تا همين چند سال قبل خانوادهها پشت در اطاق میايستادند و منتظر بودند تا دستمال قرمز را از داخل اطاق به عنوان پيروزی مرد بگيرند!!!
مساله ديگر اينکه در کشور ما سکس از اول با گناه و احساس گناه آميخته شده. هيچوقت به بچههایمان ياد ندادهايم میشود رابطه جنسی داشت بدون اينکه احساس گناهی داشته باشند. هر وقت صحبت از اين قضايا شده مادرها لبشان را گزيدهاند و گفتهاند وای خيلی بده يک همچين چيزی. خب طبيعتاً باز اين احساس گناه هم که بخشی از آن ممکن است ناشی از احساسات مذهبی ما هم باشد بعنوان يک عامل مهارکننده عمل میکند و باعث میشود که هر دو خيلی در روابط جنسی راحت نباشند. خانم خودش را ناخودآگاه سفت میکند و اجازه دخول نمیدهد، آقا هم که خب تجربهای ندارد و وقتی میبيند نمیشود ممکن است اعتماد به نفسش را از دست بدهد و فکر کند که مشکلی دارد. من يک مريضی داشتم که میگفت مثلاً اين چنگيزخان چه کار میکرده؟! چون وقتی که به زنها تجاوز میکرده آنها نمیخواستند ولی خب اين چه میکرده؟! پس حتماً من ايرادی دارم؟!!! در خيلی از ازدواجهای کامنيافته دخول صورت نمیگيرد. گاهی وقتها اين مساله ممکن است سالها طول بکشد . من مورد 18 سالهاش را در کشورمان ديدهام. مورد 14 ساله فراوان، و مورد 5-6 ساله هم که خيلی زياد ديده ام که مراجعه میکنند و خانوم هنوز باکره است.

کاپوچينو: چه راهحلی برای اين ازدواجهای کامنيافته وجود دارد؟
دکتر: ازدواج کامنيافته اختلال خوشخيمی است و به طول مدتی که اين مشکل وجود داشته هم ارتباطی ندارد. يعنی برای ما هيچ فرقی نمیکند که کسی يک سال اين مشکل را داشته است، يا 5 سال، يا 10 سال. هر سه فرد يک جور آينده دارند که معمولا،ً اگر يک اختلال جدی زيربنايی وجود نداشته باشد، با موفقيت همراه است. کار اساسی که بايد در مورد اين افراد انجام شود اين است که ياد اين افراد بدهيم که چگونه رابطه جنسی برقرار کنند . معمولاً ما انجام دخول را برایشان ممنوع میکنيم. يعنی به آنها میگوييم اگر امشب ديديد که نعوظ خوبی داريد و خانم هم گفت که من آمادهام، تا وقتی که به شما اجازه داده نشده نبايد عمل دخول را انجام بدهيد. ببينيد ما وقتی اين جمله را میگوييم بار بزرگی از روی دوششان برمیداريم. چون اين گونه افراد درگير انجام اين کار بودهاند. هر شب تلاش میکردهاند و میگفتند چرا نمیشود؟ و همين مساله میتوانست در روابطشان تنش ايجاد کند. پس در ابتدا میگوييم انجام اين عمل از همين الآن ممنوع است و بايد کارهای ديگری کنيد و روابط جنسی را مرحله به مرحله جلو میبريم.