«خواهشا عاشقان سرسپرده اسکورسيزي نخوانند!!»





GANGS OF NEW YORK
Starring Leonardo DiCaprio, Daniel Day-Lewis, Cameron Diaz, Jim Broadbent, Liam Neeson, John C. Reilly, Henry Thomas
Directed by Martin Scorsese
Screenplay by Jay Cocks, Kenneth Lonergan, Steven Zaillian
Studio Miramax


الآن نسبت به اون موقعي که اول فيلم رو ديده بودم آرومترم و فکر کنم بتونم منطقي تر بهش حمله کنم!! نه واقعا نمي خوام موضع منفي از پيش بگيرم و مي دونم مارتين اسکورسيزي يه خداست براي خيلي ها و من هم به واسطه همون کارهايي که ازش ديدم تا به حال براش احترام قايلم اما آيا اين به اين معناست که هر فيلمي اين آقا بسازه عاليه و بي نقص و همه هم بايد ازش لذت برده باشن و هيچکس حق نداره بگه بالاي چشم ايشون ابروه؟ خب به هر حال چه بخوايم چه نخوايم بالاي چشم ايشون ابرو هست پس فکر کنم بهتره يه کم ذهنمون رو بازتر کنيم و تحمل شنيدن صداي مخالف رو داشته باشيم. گفتم اول اينو بگم که يه وقت مردم جلوي مانيتور غش و ضعف نکنن که يکي که فيلم نمي فهمه گفته بالاي چشم آقام ابروه!





تا به حال اين بندهء حقير ۹ تا فيلم از اسکورسيزي ديدم و خب بعضي رو مثل کازينو، راننده تاکسي، کيپ فير، عصر معصوميت، آخرين وسوسهء مسيح، رنگ پول و گاو خشمگين رو خيلي پسنديدم و از ديدن برگرداندن مردگان و تبهکاران نيويورک متاسفانه شديدا پشيمونم. يه نکته بسيار مهمي که فيلم هاي اسکورسيزي داره اينه که هنرپيشه هاي خدايي درش بازي مي کنن و حقيقتا بهترين بازيهاشون رو ارايه مي دن که به احتمال خيلي خيلي زياد به اين مسئله برمي گرده که ايشون قادره بهترين بازي رو از اين اشخاص بگيره. کارهاي عالي رابرت دنيرو براي مثال در همکاري با اسکورسيزي شکل گرفته، به ويژه در راننده تاکسي.

در مورد برگرداندن مردگان يه بار ديگه انشالله مي نويسم اين دفعه در مورد فيلم دومي که قبلا هم اينجا گفتم از نظر من بد بوده بحث مي کنيم. يه نکته که در مورد اين فيلم خوندم اينه که بيست و پنج سال طول کشيده تا بالاخره مارتين اسکورسيزي موفق به ساخت اين فيلم شده. يعني تا الآن هيچ استوديويي حاضر به چنين سرمايه گذاري عظيمي نمي شده که شامل ساخت مدل هايي از شهر نيويورکه که واقعا با حقيقت اون زمان برابري مي کنه.

داستان پسري است با اصليت ايرلندي و از گروه مهاجران ايرلندي که در اون موقعيت زماني مورد بحث در فيلم در نيويورک رو به افزايش بودن و در محله اي به نام Five Point زندگي تقريبا اسف باري داشتن. نقش پسر رو ليوناردو دي کاپريو بازي مي کنه و به نظر اين حقير نقشش رو به عنوان پسري که قصد داره پس از بازگشتش انتقام قتل پدرش رو بگيره، خوب بازي مي کنه.





دانيل دي لوييس ستارهء ديگه اي که در اين فيلم شاهکار بازي مي کنه؛ در نقش يک تبهکار خيابوني نيويورک که قاتل پدر دي کاپريو با بازي ليام نيسونه. بيلي قصاب، که الحق والانصاف از اسمش کم نميآره، يک وطن پرست امريکاييه که مخالف حضور روز افزون مهاجران ايرلندي ها در کشورشه و در جريان يه سري زد و بند هاي پشت پرده و جنگي خيابوني کشيش ايرلندي که رهبر ايرلندي ها بوده رو جلوي چشماي پسرش به قتل مي رسونه و ما فيلم رو از اين صحنهء قرمز (!) شروع مي کنيم. صحنه اي که توش مردم همديگرو با ساتور و چنگگ و کارد قصابي مي کشن... اي واي ببخشيد نمي کشن بلکه تيکه تيکه مي کنن! طوري اين عمليات صورت مي گيره که زمين برفي و سفيد صحنه جنگ يه جورايي صورتي خوشرنگ متمايل به قرمز ميشه!





چنين صحنه هاي زيبايي با حضور ساتور و چاقوي قصابي تواين فيلم به وفور پيدا ميشه، اصلا نگران نباشين اگه اوليش رو به هر دليلي از دست دادين بازم فرصت هست که از شدت هيجان سلاخي شدن مردم با لذت به خودتون بپيچين و بر جد و آباد آقاي کارگردان صلوات و درودهاي فراوان بفرستين!

در جواب اين انتقادم که فيلم بي جهت و غير قابل توجيه خشنه شنيدم که خب فيلم اسکورسيزي داري نگاه مي کني ديگه، چه انتظاري داري؟ گل و بلبل؟ نه انتظار گل و بلبل نداشتم اما به خدا به نظر ميآد يه ذره زيادي چاشني خشونتش و رنگ قرمزش بالاست و خب لابد براي تاثيرگزاري بيشتر بوده و من ناواردم و نمي فهمم. فقط مي تونم به عنوان يه بيننده، که فيلم براي ديدن کساني مثل من و شما ساخته ميشه، بگم که برام عذاب آور بود ديدن فيلم، همونطوري که نوع خشونتي که مثلا اول فيلم نجات دادن سرباز رايان بود برام عذاب آور بود و دليلي منطقي براي به تصوير کشيدن صحنه هاي فجيعانه خشن نمي بينم.





کامرون دياز يه جورايي تو فيلم به نظر اضافي ميومد! انگار فقط به خاطر اينکه يه زن هم بالاخره تو فيلم به چشم بيآد بازيش داده بودن و اگه نبود هم همچين اتفاق خاصي نمي افتاد! داستان عشق کامرون و ليوناردو که انقدر آبکي بود که والله ما نفهميديم چه عاملي ناگهان باعث اين عشق آنچناني بينشون شد که بلافاصله بعد از رقصيدن با شمع رفتن ... شايدم به خاطر اينکه نشون بده اين آقاي قصاب يه وجهه انساني هم داشته و يه بار يه دختر بچه يتيم رو زير بال و پرش گرفته و بزرگ کرده و جيب بر تحويل اجتماع داده اين شخصيت هم در فيلم گنجونده شده بود. در هر حال هر چي صبر کردم بعد از دو ساعت و چهل و پنج دقيقه بکش بکش اين شخصيت پرورونده نشد که نشد.





در کل زجري که در حين ديدن صحنه هاي خون و خون ريزي ديدم باعث شد شديدا از فيلم بدم بيآد اما بعدا که به موضوعش و بازي هنرپيشه ها فکر کردم ديدم نکته هاي خوبي هم داشته که زير لايه اي قرمز گم شده بودن. به تمام اينها بايد ست بي نقص و حرکت دوربين عالي رو اضافه کرد که تازه بعد از سه ماه که اثر شک آورش رفته به نظرم ميآد. در هر حال اين هم انتخاب خالق بوده که اينطور بسازه و خب شايد واقعاهم بايد اينطور قبول کرد که اين يک فيلم اسکورسيزيه و نبايد از ديدن خشونت به هر مقدار متحير شد.




شیده بهمن يار