الف  |  الف

  نسخه چاپي آرشيو April 14, 2004
مرا ببين، همه چيز را از نو خواهم ساخت!

مهدی شريفی راد
mahdi@ilamct.com

فيلم رنجهاي مسيح (the Passion of the Christ) آخرين ساخته مل گيبسون(Mel Gibson) بازيگر و كارگردان شهير استراليايي، فيلمي به شدت خشونت بار، با صحنه هايي مشمئز كننده است. اين جمله ايست كه بارها و بارها در هفته هاي اخير تكرار شده و فيلم بدون اعتنا به اين گفته ها هفته هاي پر فروشي را پشت سر گذاشته است.

09001.jpg

فيلم راوي 12 ساعت آخر عمر مسيح(ع) است پس از شام آخر تا به صليب كشيده شدن مسيح را شامل مي شود و همانگونه كه از نام و نوشته آغازين فيلم ( آيه اي از انجيل) پيداست، قرار است در اين فيلم شاهد شكنجه و به صليب آويخته شدن مسيح باشيم.

قبل از نمايش عمومي فيلم، بارها نسبت به ضد يهودي بودن فيلم اعتراض شد و اين موضوع فيلم را به يك فيلم جنجالي تبديل كرد كه اين جنجالها تاثير به سزايي در فروش بالاي فيلم داشت.

فيلم كه به ادعاي كارگردانش بر اساس انجيل و بدون دخل و تصرف ساخته شده است يهوديان زمان مسيح و علي الخصوص روحانيون يهودي را افرادي خشونت طلب معرفي مي كند كه در مورد مسيح حتي به شكنجه هاي طاقت فرسا راضي نشدند و تقاضاي به صليب كشيده شدن وي را داشتند.

09002.jpg

واقعيت اين است كه فيلم رنجهاي مسيح رگه هايي از يهوديت ستيزي در خود دارد كه غير قابل انكارند. مويد اين مطلب ديالوگي است كه با اعمال نفوذ يهوديان حذف شد. در اين ديالوگ يكي از شخصيتهاي فيلم به نام يوسف قيافا، رييس شوراي سن هدرين به ژنرال پيراتس، فرماندار رومي يهوديه مي گويد: خون كشتن مسيح به گردن ما و فرزندان ماست. و پيراتس در پاسخ به او مي گويد: من دستم را از كشتن اين مرد بي گناه مي شويم. (البته ديالوگ تغيير يافته و در اين صحنه پيراتس دستور مي دهد ظرف آبي برايش بياورند و در مقابل چشمان مردم دست در آن مي شويد و سپس با دستمال دستش را خشك مي كند و مي گويد: دست من از خون اين مرد پاك است). ناگفته نماند كه عقايد هاتن گيبسون پدر مل گيبسون نيز به جو سازي يهوديان در مورد ضد سامي و يهودي بودن فيلم كمك كرده است(هاتن گروهي تشكيل داده به نام «متحدين براي سنت كاتوليكها» که واقعيت قتل عام يهوديان در زمان جنگ جهانی دوم را مشکوک می دانند).

09003.jpg

فيلم به لحاظ فني از كارگرداني زيركانه، تصويربرداري زيبا و موسيقي تاثير گذار بهره مي برد. زيركي كارگردان در صحنه هاي شكنجه و به صليب آويخته شدن مسيح نمايان مي شود. اين صحنه ها اعم از جدا شدن تكه هايي از بدن مسيح به هنگام شلاق خوردن، نمايش توحش روميان مست كه انگار هيچ جنايتي ارضايشان نمي كند، صحنه هاي بستن مسيح به صليب و فرو كردن ميخ در دست هايش، همه و همه در نگاه اول مشمئز كننده هستند اما با دقت پي به تاثيرگذاري اين صحنه ها مي بريم. به واقع گيبسون از اين صحنه ها(با ذكر جزييات) استفاده كرده تا تظلمي كه بر مسيح روا شد به نمايش درآيد و براي اين منظور فقط به رنجهاي جسمي توجه نكرده است. (بعنوان نمونه حضور مسيح در مجلس پادشاه در حاليکه در ميان دلقکان و فاحشه ها و انسانهاي مست بايد از خود دفاع کند) گيبسون در قبال اين پرشس كه تحمل بعضي از خشونت‌هاي فيلم ممكن است سخت باشد پاسخ داد:"هضم كردنش سخته. وقتي رومي‌ها با شلاق مسيح رو مي‌زنند هيچ چيز جالبي نيست. به لحظه مصلوب كردن فكر كنيد، هيچ راهي براي خوب جلوه دادنش وجود نداره...". تاثيرگذارترين صحنه فيلم، صحنه اي است كه مريم مقدس در كوچه اي منتظر است تا براي آخرين بار مسيح را (كه اكنون صليب به دوش راهي مقتل خويش است) ببيند.

09004.jpg

لحظه اي كه مسيح به سر كوچه مي رسد زمين مي خورد و صليب بر روي بدنش مي افتد.مريم مقدس كه شاهد اين صحنه است ناگاه لحظه اي را به ياد مي آورد كه مسيح كودك بود و زمين خورد. مريم مقدس به سمت مسيح مي دود و همزمان با اين صحنه، صحنه زمين خوردن كودكي مسيح (كه شباهت غريبي به اين صحنه دارد) روايت مي شود و به مدد موسيقي زيباي اين صحنه (Mary Goes to Jesus) تاثيرگذارترين سكانس فيلم شكل گرفته است. در فيلم بارها مسيح و افراد ديگر با ديدن برخي صحنه ها، لحظاتي از گذشته را به خاطر مي آورند كه در آنها به تعاليم مسيح، شام آخر، مهرباني و ... پرداخته مي شود(اين صحنه ها به صورت فلاشبك روايت شده است). جلوه هاي فيلمبرداري خاص مل گيبسون که نمونه هاي آن را در شجاع دل(BraveHeart) هم ميتوان ديد، در اين فيلم به وفور يافت ميشوند و اوج اين جلوه ها در صحنه اي است كه قطره اشك از آسمان به زمين مي چكد. در فيلم به كرّات شاهد صحنه هاي فلاشبك و اسلوموشن هستيم كه به تاثيرگذاري فيلم كمك شاياني كرده اند. موسيقي فيلم نيز چنان زيبا ساخته شده كه فيلم بخش عمده اي از تاثيرگذاري خود را مديون آن است. ذكر اين نكته نيز ضروري به نظر مي رسد كه زبان فيلم ارامي(aramaic)، عبري(Hebrew) و لاتين(Latin) است و در كشورهاي مختلف فيلم با زيرنويس به نمايش درآمده است.

09005.jpg

فارغ از همه مطالبي كه عنوان شد فيلم رنجهاي مسيح فيلمي خوش ساخت و تاثيرگذار و البته با صحنه هايي خشونت بار است. اين فيلم در كشورهاي عرب زبان از جمله لبنان، مصر و سوريه نيز از فروش بالايي برخوردار بود. فيلم براي بسياری از مقامات ارشد واتيکان نمايش داده شده و با حمايت جوامع مسيحي روبرو شده است و در روز 18 مارچ جيم كاويزل بازيگر نقش مسيح با پاپ ديدار داشت كه اين موضوع حمايت واتيكان از فيلم را آشكار ساخت.

09006.jpg

سيناپس فيلم:

مسيح و چند تن از حواريونش در جنگل مخفي شده اند، يكي از نزديكان مسيح (judas) در قبال دريافت 30 سكه مخفيگاه مسيح را لو مي دهد و سربازان به سراغ مسيح رفته و وي را دستگير مي كنند اما حواريوني كه همراه مسيح هستند موفق به فرار مي شوند. سربازان، مسيح را به نزد اعضاي شوراي سن هدرين مي آورند و مريم مقدس و مريم مجدليه كه در آنجا حضور دارند دستگيري مسيح را به سربازان فرماندار اطلاع مي دهند. فرماندار كه همسرش از پيروان مسيح است(و به همين دليل به قول معروف هواي مسيح را دارد)، دستور مي دهد مسيح را به نزد وي بياورند. فرماندار در جمع مردم در حاليكه مسيح در بند است رو به مردم و اعضاي شورا كرده و مي گويد كه هر ساله يك نفر از زندانيان به دستور وي آزاد مي شود و اكنون مردم بايد بين مسيح و باراباس وحشي يكي را انتخاب كنند. رييس شورا فرياد مي زند كه باراباس را آزاد كن و ديگران نيز به تبع وي همين گفته را تكرار مي كنند. فرماندار در كمال تعجب دستور آزادي باراباس را مي دهد و براي رضايت اعضاي شورا و همچنين در امان ماندن مسيح از خباثتهاي آنها دستور مي دهد تا مسيح را شلاق بزنند. پس از آنكه مسيح در زير تازيانه هاي چرمي و تيغ دار روميان جلاد، زخمي و خون آلود مي شود به زندان منتقل مي شود. فرماندار كه به خيال خود اكنون مي تواند مسيح را آزاد كند رو به مردم و اعضاي شورا كرده و مي گويد كه مسيح آزاد است. رييس شورا فرياد مي زند كه وي بايد به صليب كشيده شود! فرماندار در كمال تعجب (از عمق كينه آنها به مسيح) و پس از آنكه از شنيدن پاسخ سوالش (آيا اين شكنجه ها كافيش نبود) دلسرد مي شود، مسيح را به رييس شورا مي سپارد و خود به نشانه مبري بودن از شراكت در قتل مسيح دست در جام آب شسته و خشك مي كند. مسيح به همراه دوتن ديگر كه قرار است با وي به صليب آويخته شوند در ميان سربازان رومي و در حالي كه صليبهاي خويش را به دوش مي كشند راهي مكان استقرار صليب مي شوند. در اين مسير مردم با دشنام، لگد زدن، پرتاب سنگ و آب دهان انزجار خود را از مسيح نشان مي دهند. مسيح كه تمام بدنش غرق خون است تواني براي حمل صليب ندارد و گهگاه بر زمين مي افتد. يكي از يهوديان كه دست بر چشم كودكش نهاده تا اين وقايع را نبيند به دستور روميان به مسيح در حمل صليب كمك مي كند. سر انجام در مكان مقرر مسيح و دو تن ديگر به صليب آويخته مي شوند. پس از آنكه مسيح روي صليب جان مي دهد قطره اي اشك از آسمان به زمين مي افتد و زمين لرزه اي شديد موجب فرار مردم و روميان مي گرددو معبد و بارگاه يهوديان تخريب مي گردد. در سكانس آخر كفن مسيح را مي بينيم كه خالي از جنازه است و مسيح در كنار كفن نشسته است و سپس بر مي خيزد و مي رود.(سكانس آخر بر مبناي اعتقاد كاتوليكها به نمايش درآمده است. كاتوليكها معتقند كه مسيح زنده شد و به آسمان رفت و در آينده بازخواهد گشت تا منجي بشر باشد)

09007.jpg

توضيحات:

1- عنوان اين مطلب يكي از ديالوگهاي فيلم است.

2- اين فيلم برمبناي اعتقاد كاتوليكها و به استناد انجيل ساخته شده است. اما در واقعيت اين مسيح نبود كه به صليب آويخته شد، بلكه همان فردي كه مخفيگاه مسيح را لو داد به جاي مسيح(و به اشتباه) به صليب كشيده شد.



© 2002-2003 Cappuccino Magazine | Powered by MovableType | Hosted by PersianTools