بعد از سه فیلم خوب جری مگوایر، مگنولیا و چشمان کاملا بسته این بهترین فیلمی است که تام کروز انتخاب کرده. از جذابیت پسرانه‌اش خبری نیست و تمام بار بازی بر دوش هنر بازیگری‌اش است. همان‌طور که در مگنولیا در نقشی منفی بسیار موفق عمل کرد این‌بار هم ما را با آدمکشی خونسرد همراه می‌کند که نمی‌توان دوستش نداشت.




مایکل مان با فیلم Heat نشان داد که در این ژانر استاد است و با این فیلم باز هم به همان دوران بازگشته. مطمئنا پس از تمام شدن فیلم با خودتان می‌گویید فیلم می‌توانست خیلی هیجان‌انگیزتر باشد. ریتم داستان آتچنان افت و خیزی ندارد. از همان ابتدا حتی اگر از طریق تبلیغ‌های ابلهانه‌ی فیلم شغل وینسنت برایتان برملا نشده باشد طولی نمی‌کشد که به به ساده‌ترین وضع ممکن متوجه می‌شوید که چکاره است. و از آن پس تنها کاری که باید بکنید این است که به انتظار بنشینید تا آدم‌ها تک‌تک کشته شوند و قاتل هم به هر صورت به سزای اعمالش برسد و آدم خوبه‌ی داستان هم دوست‌دختردار بشود.




جیمی فاکس را همیشه در آثار کمدی دیده بودم و حقیقتش در همان کارها هم هیچ‌وقت خیلی فوق‌العاده نبوده ولی در عوض پشتکاری بسیار خوب و فعالیتِ فوق‌العاده ای دارد! و اکنون با نقشی مهم در فیلمی مهم از کارگردانی مهم در ژانری کاملا متفاوت از آنچه تجربه دارد می‌بینیمش که خب منتقدین معتقدند خیلی خوب عمل کرده.
بازی تام کروز هم بسيار خوب است و تمام بار فيلم بر دوش هنر بازیگری‌اش است. همان‌طور که در مگنولیا در نقشی منفی بسیار موفق عمل کرد این‌بار هم ما را همراه آدمکشی خونسرد می‌کند که نمی‌توان دوستش نداشت.