March 27, 2003
worldcinema - shideh

اسکار

من اصولاً خيلي آدم خري نيستم اما نمي دونم چرا اين دفعه زد به سرم، اونم چه به سر زدني و ديدم من که هميشه دارم فيلم مي بينم و در موردش اون موقع ها تو وبلاگم مي نوشتم و بازخورد خوبي هم داشت و خودم هم از اين کار خوشم ميومد،‌ حالا که ديگه وبلاگم رو بستم ولي کماکان دارم فيلم مي بينم و نظرات گوهربارم تو گلوم گير کرده بسکه ابرازشون نکردم، چرا اينجا ننويسمشون و با شما نظراتم رو شريک نشم؟

تنها نکته مثبت در مورد اون وبلاگ که خونده شدنش رو توسط آدم هاي غريبه توجيه پذير مي کرد برام، همون تبادل نظري بود که در مورد فيلم ها با هم داشتيم. خيلي مي شد که در مورد مطلبم با آدم هايي که اصلا فکرش رو هم نمي کردم وبلاگم رو بخونن اي ميل رد و بدل مي کرديم و کلي در مورد فيلم ها اطلاعات و نظرات جالب مي گرفتم. مي دونم خيلي به نظرتون مسخره ميآد و شايدم بگين دارم خالي مي بندم اما خيلي از ساکنان خارج از کشور بودن که اي ميل مي دادن و مي گفتن حالا که تو تمام فيلم هاي رو اکران رو زودتر از ما مي بيني بيشتر در موردشون بنويس که ما تکليفمون رو بدونيم که پولمون رو خرجش کنيم يا نه!

خب چند تا نکته هست که همين الآن بايد بگم. اول اينکه اين ستون رو شيده بهمن يار مي نويسه پس خيلي انتظار بالايي ازش نداشته باشين. اگر با مطالب پيشين من هر جا مشکلي داشتين به احتمال قريب به يقين اينجا هم مشکل خواهيد داشت پس تو رو خدا خودتون رو اذيت نکنين و نيآين و نخونين! دوم اينکه هر چي بنويسم در مورد فيلم ها نظرات شخصيمه و اصلا به اين معنا نيست که شما هم بايد همين نظرات رو داشته باشين،‌ پس حرص نخورين وقتي مي بينين مثلا يه فيلم رو خيلي دوست دارين و من دارم مي گم ده بار وسطش رفتم توالت!

اين از معرفي، حالا به نظر مي رسه اين دفعه محکومم به نوشتن در مورد اسکار چون تازه برگزار شده و منطقي به نظر مي رسه که در ستوني که عنوان «سينماي جهان» رو يدک مي کشه در اين مورد نوشته بشه.





نتايج رو با اينکه مطمئنم تا الآن ديگه همتون مي دونين ولي خب اگه نمي دونين اينجا کامل همه چيز هست!





مصادف شدن مراسم امسال با جنگ با عراق کلي همه رو هيجان زده کرد و بيشترشون احساس کردن که حتما بايد در اين مورد نظر بدن. اونايي که ساکت موندن و فقط با پوشيدن علامت صلح ابراز عقيده کردن خيلي موفق تر بودن تا اين افراد با نظرات گهربارشون. مايکل مور هم که کلي جو گرفته شد اون بالا و تلويزيون ايران رو خيلي خوشحال کرد! فکر کنم آقاي لاريجاني پاي ماهواره بشکن مي زده وقتي اين يارو هر چي از دهنش دراومد به رهبر يه مملکت گفت. قبل و بعد مراسم همه همينطور نظر دادن و آخرش هم همشون، خب همشون که نه اما بيشترشون، دويدن و رفتن به مراسم و بعدش هم تو پارتي ها خودشون رو خفه کردن.

هنوز متاسفانه مراسم رو نديدم، وقت نشد چون اون موقع جاتون خالي تخت جمشيد بودم. هر وقت مراسم رو ديدم در مورد اجرا و اتفاقاتش هم مي نويسم اما در کل خوشحالم که استيو مارتين مجري بود چون از کثيف بودنش خوشم ميآد. (کثيف از اون اصطلاحاتيه که از من و صنم زياد خواهيد شنيد و منظورمون اينه که يارو خيلي بامزه و باهوش در عين حال بدجنسه!). لباس ها رو که نگاه مي کردم به نظر معقول تر از پارسال ميومدن. مثلا کيت هادسون که خيلي ناز شده بود و در نهايت سادگي زيبا بود و لباس بقيه هم خوب بود.





فکر کنم بهترين زوج ها هم اول زوج بن افلک و جنيفر لوپز بود که خيلي بهم ميآن و بعد هم ادوارد نورتون و سلما هايک. هميشه دلم مي خواسته که يک تهيه کننده يا کارگردان عقلش برسه و ادامه بر باد رفته رو با بازي بن افلک در نقش رت باتلر و سلما هايک با لنز سبز در نقش اسکارلت و متيو مک کاناگي در نقش اشلي بسازه. به خدا نتيجهء اين نظر من هر چي هم که بشه از اون افتضاحي که قبلا ساختن بهتر خواهد بود.





فيلم شيکاگو ۶ تا اسکار درو کرد. ۶ تا اسکار؟!!! شوخي مي کنين؟!!! از قبل از عيد که تصميم داشتيم اين ستون رو راه بندازيم مي خواستم در موردش بنويسم و بگم که برخلاف تمام تبليغات عجب فيلم متوسطي بود. اصلا در مقابل فيلم موزيکالي مثل رقصنده در تاريکي مثل بچه بازي بود. فکر مي کنم اين يکي رو فقط به اين خاطر بيشتر تحويل گرفتن که به فرهنگ خودشون مي پرداخت و براشون قابل لمس تر بود. در ضمن هنرپيشه هاي خودي توش بازي مي کردن. بازي هيچ کدوم خيلي قوي نبود مخصوصا کاترين زتا جونز که اصلا در حد اسکار نبود،‌ نمي گم بد بود اما اسکاري نبود. منم که اول حواسم نبود تو مراسم حامله است و هي با خودم مي گفتم اي واي زن به اون زيبايي چرا انقدر خيکي کرده خودش رو؟؟ بعد با اجازتون کاشف به عمل اومد که ايشون حامله هستن هه هه هه. نظر جالبي در اين سايت در مورد برنده شدن زي جي جان هست که خوندنش خالي از لطف نيست.





فيلم پيانيست رو متاسفانه هنوز نديدم اما اينو مي دونم که امريکايي ها اگر هر سال يه حالي به اين يهودي ها ندن اصلا مراسمشون مراسم نمي شه! شما رو به خدا برين سابقهء اسکار و برنده هاش رو يه نگاه بندازين تا ببينين حق با منه يا نه. البته در اين که رومن پولانسکي يک ديوانهء رواني نابغه است شکي نيست اما... بايد اول فيلم رو ببينم بعدا نظر بدم. در هر حال آدرين برودي جان که شديدا هيجاناتش زد بالا و اولين کسي که دم دستش بود رو مممممم چه جوري بگم که خدا رو خوش بيآد؟ آهان. اولين کسي که دم دستش بود رو خووووووووووووب در شادي خودش سهيم کرد!





خوشحالم که Gangs of NY هيچي نبرد يا برد؟ بذارين ببينم... نه. خوشبختانه هنوز انقدر احمق نشدن که به يه چنين مزخرفي جايزه بدن. تنها نکات مثبت فيلم بازي هاي خوب دانيل دي لوييس و لئوناردو دي کاپريو بود که بازيشون رو قبول دارم. هر دو هنرپيشه هايي هستن که قابليت بازي در هر نقشي رو دارن. متاسفانه دي لوييس فعاليتش خيلي کمه با اينکه بازي فوق العاده اي داره و در اين فيلم هم در ايفاي نقشش و به هم زدن کامل حال من بدبخت خيلي موفق بود! لئوناردو دي کاپريو هم تنها اشتباهش تا الآن به نظر من بازي در فيلم تايتانيک بوده که البته اگر بخوايم مثبت باشيم ميشه گفت اون هم تجربه اي بود براي کامل تر شدنش! حيوونکي چون صورت خوشگلي داره هميشه بايد به سختي نقد بشه در صورتيکه اگر منصف باشيم از پس هر نقشي که بهش دادن تا بحال براومده؛ از يه بچه خلاف وسترن گرفته تا يه شاعر همجنس باز. اه که چه فيلم نفرت انگيزي بود اين Total Eclipse. تا يه هفته ياد صحنه هاش ميوفتادم مي رفتم عق مي زدم!




خلاصه که اين آقاي اسکورسيزي تا تونسته بود و چه جا داشت و چه نداشت، خشونت از نوع افراطيش چپونده بود تو اين فيلم، به حدي که غيرقابل توجيهه. واقعا فکر نمي کنم مردم اينطور سبعانه با ساتور همديگرو قطعه قطعه مي کردن اون موقع ها، اگر هم مي کردن فکر مي کنم حداکثر يک يا دو صحنه براي نشون دادن اين معضل کافي بود و احتياجي نبود که من ۳ CD کامل خون و خون ريزي مشمئز کننده و تهوع آور رو مجبور شم تحمل کنم.



خيلي طولاني شد، نه؟ خب چکار کنم در مورد اسکاره و فقط همين الآن کاربرد داره و نمي تونم بذارم براي هفته ديگه بقيه اش رو. دفعه هاي بعد مطمئنا اينطور داستان حسين کرد براتون نمي نويسم. اين يه دفعه رو به بزرگي خودتون ببخشين :)

فيلم Frida و Adaptation رو هم هنوز نديدم و واقعا هيچ نظري در موردشون ندارم فعلا، تا بعد.

و اما سرکار خانوم عليه نيکل کيدمن عزيز و زيبا و فيلم افتضاح The Hours. کلا با فيلم هايي که قوياً سعي در عادي جلوه دادن همجنس بازي دارن مشکل دارم چه برسه به اينکه سعي کنن صحنه لب گرفتن تمام شخصيت هاي زن موجود در فيلم رو از هم به تصوير بکشن! ماشالله از شرمندگي همشون دراومدن؛ از نيکل کيدمنش گرفته تا جوليان مورش همگي جميعاً صلوات! بازي نيکل کيدمن در نقش ويرجينيا وولف جالب بود مخصوصا با اون گريم عالي. خوشحالم که به عنوان يه هنرپيشهء زن ابزاري و صرفا زيبا جايزه نگرفت بلکه از بازيش به عنوان يه هنرپيشهء حرفه اي تقدير شد. نوش جونش اسکارش که حقش بود البته اگر اون لب رو هم نمي گرفت ديگه عالي مي شد!





يادمه داشتم فيلم رو مي ديدم حالم خيلي بد شد و آخرش کلي ديوونه شدم وقتي که شوهره داشت نامه رو مي خوند و اونم مي رفت زير آب. فکر کنم باعث شد يه کم در مورد خودکشي نظرم عوض بشه؛ هميشه مجذوبش بودم اما الآن ديگه نه. دوستم که آخر فيلم زنگ زد و ديد من تو در و ديوارم، پرسيد چته و من هم فيلم رو تعريف کردم و اونم در کمال خونسردي گفت: شيده تو مريضي که ميشيني اين فيلم ها رو نگاه مي کني!‌ شايد هم هستم، چي بگم والله!

فيلمي که به نظر من بايد ازش قدرداني مي شد و نشد The Quiet American بود با بازي برندن فريزر و مايکل کين، که کانديد اسکار هم شد ولي نبرد. بعداً در مورد اين فيلم مفصل تر مي نويسم. ارزش ديدن رو داره.





خب ديگه فکر کنم بس باشه فعلاً. در مورد تک تک اين فيلم ها بعداً درست حسابي جداگونه مي نويسم و اين فقط در مورد برنده شدن يا نشدنشون در اسکار بود. اميدوارم زياد سرتون درد نگرفته باشه و اگر هنوز زنده اين و تا اين لحظه طاقت آوردين که به خوندن اين سطور برسين، تبريکات صميمانهء من رو پذيرا باشين!


شيده بهمن يار