
CALENDAR GIRLS
Starring Helen Mirren, Julie Walters, John Alderton, Linda Bassett
Directed by Nigel Cole
Screenwriter(s): Tim Firth, Juliette Towhidi
Studio Disney
Production Company Harbour Pictures, Touchstone
Release Date: December 19, 2003 — Los Angeles/New York
MPAA Rating
PG-13 - for nudity, some language and drug-related material
Genre: British, Comedy
Running Time: 108 minutes
يکی از بهترین فیلم هایی که امسال دیده ام. در ابتدا ممکن است فیلمی بسیار خسته کننده و تکراری به نظر برسد. شروع داستان شما را به این فکر می اندازد که باید بنشینید و داستانی لوس در مورد زنان میانسال و زشت انگلیسی ببینید که به احتمال زیاد گرفتار بحران میانسالی اند. با صحنه هایی که از انجمن زنان یورکشایر می بینید دیگر مطمئن می شوید که تا چند دقیقهء دیگر تلویزیون را خاموش کرده و پی کار خود خواهید رفت.
از آنجا که همسر یکی از خانم ها به علت سرطان می میرد با خود می گویید لابد این هم قصه ای دلخراش از تلاش یک زن تنها برای غلبه برای تلخی از دست دادن همسرش است که پایان خوشی هم خواهد داشت که شامل مرد میانسال و خوش تیپی است که جای خالی همسر از دست رفته را پر کند. اما همینجاست که اشتباه می کنید.

زیبایی فوق العادهء صحنه های فیلم مدیون طبیعت زیبای یورکشایر و تپه های اطرافش است که محلی است برای یوگا کردن این زنان جالب. بله این زنان جالب. یک نکتهء بسیار مهم در مورد این فیلم میانگین سنی هنرپیشگان آن است که از ۴۰ بالاتر نیست. یعنی به ندرت کسی را می بینید که کمتر از ۳۵ سال سن داشته باشد و جالب اینجاست که با اینکه از صورت ها و زیبایی های هنرپیشگان معروف و جوانِ معمول در هر فیلم هیچ بهره ای نبرده اما فیلمی بسیار خوب از آب درآمده که به علت موضوع و بازی خوب هنرپیشگانش شما را جذب می کند نه چهرهء جذاب کسی.
پس از مرگ جان، همسر یکی از خانم های عضو انجمن که همراه با دوستش همیشه از یکنواختی و لوس بودن برنامه های انجمن می نالیدند داستان چرخشی ناگهانی دارد. در یک تصمیم متهورانه این دو دوست تصمیم می گیرند به جای تقویمی تکراری پر از عکس های طبیعت، این بار تقویمی با تصاویر برهنهء خانم های انجمن درست کنند که منافع فروشش خرج خرید تجهیزات و تعمیرات بیمارستان شهر بشود.
خب تمام خانم ها ازدواج کرده هستند و لباس هم پس از قراردادهای انسانی و ارزش گذاری های پی در پی اجتماعی تبدیل به ناموس اشخاص شده. کار سختی در پیش دارند و با جسارت تمام به سرانجام می رسانندش. عده ای از خانم ها با آنها همکاری می کنند و عده ای هم با چشمان گرد شده هیهات هیهات کنان سعی در جلوگیری از این کار دارند. اما به اندازهء ماه های سال خانم ها جمع می شوند و هر کدام نماد ماهی می شوند در حالت های مختلف. یکی در حال آشپزی، یکی در حال نواختن پیانو و الی آخر.
اوج ماجرا آنجاست که همسران فهیم این گروه در کافهء شهر دور هم جمع شده اند و به هم دلداری می دهند که «من مطمئنم که خودشون تا آخر این کار رو نمیرن!» و آبجو پشت آبجو می نوشند و در همان لحظات پسرِ عکاسی که خانم هایِ لخت آقایان رو عکاسی کرده به جمعشان می پیوندد و به آنها برای داشتن چنین زنان شجاع و زیبایی تبریک می گوید!

از اینجا فیلم وارد بازی شهرت و تاثیراتش بر زندگی آدم های عادی می شود که از حوصلهء این مطلب خارج است. به نظر من نکتهء اصلی فیلم همان بود که در القایش بسیار هم موفق بود. آنقدر موفق که آدم اخلاق گرایی مثل من را متقاعد کرد که اگر بیوهء عزیز در حال نواختن پیانو برهنه جلوی دوربین نشسته و قرار است عکسش در ابعاد بزرگ و در تقویم های بیشمار در سراسر جهان پخش شود کار پورنو و وقیحی نکرده. زیرا لباس جدای از معنای کاربردی اش هیچ معنای دیگری ندارد و هر آنچه در ذهن ماست تاثیرات معنا کردن ها و ارزش گذاری های قراردادی است.
فیلم بسیار زیبا، هم از نظر تصویری و هم از نظر موضوعی است که پیشنهاد می کنم حتما ببینید. به ویژه که این فقط نوشته ای در مورد نیمی از فیلم بود و بقیهء فیلم پیامی جداگانه دارد که به نوبهء خود جای بحث و تعمق دارد. عکس های فیلم را اینجا ببینید و سایت رسمی فیلم هم اینجاست.