هنگامی‌که پیش از آغاز مسابقات یورو 2004، در میان غافلگیری همگان، ژاکه سانتینی سرمربی آبی‌پوشان فرانسه، با امضای قراردادی، هدایت تیم فوتبال تاتنهام هاتسپرز را برای فصل آینده برعهده گرفت، برای همگان روشن شد که برای مسابقات جام جهانی 2006 فرد دیگری خروس‌ها را هدايت می‌کند.
پس از پایان مسابقات یورو 2004 و نتایج خفت‌ بار تیم ملی فوتبال فرانسه، معلوم شد از جدایی سانتینی فرانسوی‌ها متوجه ضرری نشده‌اند!

در پایان مسابقات جام‌جهانی 2002 و پس از برکناری روژه لمه، در حالی که ریمون دومنش بیشترین شانس هدایت تیم ملی کشورش را در کنار افرادی چون رنه ژیرار و ژاکه سانتینی داشت، با اعمال نفوذ میشل پلاتینی و به دلیلی واهی چون نپوشیدن لباس رسمی در مصاحبه‌ی مطبوعاتی! از هدایت تیم ملی کشورش بازماند و ژاکه سانتینی که مورد علاقه‌ی پلاتینی بود و 2 سال پیاپی لیون را قهرمان فرانسه کرده بود، به عنوان رهبر خروس‌ها انتخاب شد.

همانطور که همگان حدس می‌زدند رقابت‌های مقدماتی جام ملت‌های اروپا میدان مناسبی برای محک زدن سانتینی و سیستم 2-4-4 او نبود زیرا فرانسه با قرار گرفتن در گروهی بسیار آسان و با کسب هر 24 امتیاز ممکن راهی پرتغال شد.

اما در پرتغال و رویارویی با حریفان سرسختی چون انگلستان، به سران فوتبال فرانسه نشان داد که سانتینی آن مربی که بتواند دگرگونی لازم را به وجود بیاورد نبوده است. تکیه‌ی بیش از حد بر بازیکنان پابه‌سن‌گذاشته و کم‌فایده چون اولیویه داکور و کلود ماکه‌له‌له و بازیکنان بی‌انگیزه که رقابت‌های طولانی و فرسایشی باشگاهی، توان درخشش در عرصه‌ی ملی را برايشان باقی نگذاشته بود، باعث ناکامی فرانسوی‌ها شد. ناکامی که به عقیده‌ی خیلی‌ها تلخ‌تر و سنگین‌تر از ناکامی در جام جهانی بود.


به هر حال با پایان یورو 2004، اسامی مربیانی چون ژان تیگانا(نامزد مورد حمایت پلاتینی)-لورن بلان(نامزد مورد حمایت کلود سیمونه)، برونو متسو و گلن هادل به گوش رسید. که در این میان حضور گلن هادل انگلیسی در این سوی دریای مانش بیشتر به یک شوخی شباهت داشت.

درحالی‌که میشل پلاتینی و کلود سیمونه در کشمکش و جنگ قدرت با یکدیگر بودند، این بار امه ژاکه، مدیر سازمان فوتبال فرانسه، برخلاف 2 سال قبل که سکوت کرده بود، وارد عرصه شد و با حمایت شدید از شاگرد دیروزش، زمینه را برای انتخاب ریمون دومنش فراهم کرد و باعث شد تا نظر کلود سیمونه رییس فدراسیون فوتبال فرانسه به سمت ژاکه‌ی بزرگ برگردد.

ریمون دومنش کیست؟

این سرمربی 52 ساله، که سابقه‌ی هدایت المپیک لیون را نیز در کارنامه‌ی خود دارد، نزدیک به 10 سال هدایت تیم زیر 21 سال فرانسه را برعهده داشت و در این سال‌ها چند نسل ستاره از مکتب او به تيم بزرگسالان راه یافته‌اند که از نسل اول زیزو و لیزارازو از نسل دوم آنری، ترزگه و ویرا را می توان نام برد. از نسل سوم نیز ژیبریل سیسه و فیلیپ مکسه سز در راه هستند.

این مربی جوان‌گرا، امروز نیز آماده است تا نسل سوم جوانان فرانسوی را به تیم بزرگسالان فرانسه تزریق کند. او در این سا‌ل‌ها بارها با تیم زیر 21 سال فرانسه در سطح اروپا و جهان افتخارآفرینی کرده است. که آخرین افتخار او قهرمانی با تیم زیر 21 سال فرانسه در تورنمنت جوانان تولون 2004- معتبر ترین تورنمنت جوانان-
است. ما ایرانی‌ها نیز او را با پیروزی پنج بر صفر تیم جوانان فرانسه بر تیم جوانان ایران با هدایت مهدی مناجاتی در جام جهانی جوانان آرژانتین به‌خوبی به یاد داریم.

آینده‌ی خروسها
درست 1 ماه دیگر و در 15 اوت، فرانسه در دیداری تدارکاتی باید به مصاف بوسنی و هرزگوین برود و دومنش علاوه بر انتخاب بازیکنان، دستیاران خود را هم انتخاب کند.

فعلا مهم‌ترین مسئله‌ای که وی باید در ابتدا حل کند، مسئله‌ی شایعات مبنی بر بازنشستگی زیدان، لیزارازو، تورام، بارتز و ماکه‌له‌له است که به نظر می‌رسد به جز ماکه‌له‌له، مابقی بازیکنان کماکان مد نظر دومنش هستند و از همین رو وی اعلام کرد که فرانسه احتیاج به تحول دارد و نه ازهم‌گسیختگی.
البته با توجه به علاقه‌ی وی مبنی بر استفاده از جوانان و سرمایه‌ی انسانی بی‌نظیر فوتبال فرانسه، به احتمال زیاد ما شاهد حضور جوانانی چون آنتوان له‌تالک، فلورین سیناماپونگولا، داوید ون‌دن‌بوشه، ژرمی برشه و پاتریس اورا خواهیم بود.
هر چند که دومنش خواستار بازگشت نیکولا آنلکا ستاره‌ی یاغی به تیم ملی شده است.

دیگر چالش فراروی دومنش، مسئله‌ی بازسازی خط دفاع پابه‌سن‌گذاشته‌ی فرانسه است، در درون دروازه برای جانشینی بارتز، سباستین فری و میکاییل لندرو بیشترین شانس را دارند. در خط دفاعی نیز ژرمی برشه، ژولین اسکوده، پاتریس اورا و سیلوین آرمان نیز شانس پوشیدن پیراهن تیم ملی را دارند.

اما مهم‌ترین ویژگی دومنش، انضباط و جدیت او در کار است و برای بازیکنان بی‌انگیزه‌ای چون آنری، ترزگه و پیرس و... این پیام را به همراه دارد که در صورت تداوم بازی‌های ضعیف به‌مانند یورو 2004، بازیکنان پر‌انگیزه‌ای به سرعت آماده‌ی پرکردن جای آنها هستند. همان‌طور که خود آنها از سال 98 به بعد جانشین بازیکنانی چون دوگاری، گیووارش و ژورکائف شدند.