سرانجام المپیک 28
در حالي که يک هفته از آغاز مدرن ترين المپيک تاريخ می گذرد کاروان ورزشي ايران تاکنون نتوانسته به جمع ۴۳ کشور خوشبختي راه يابد که مدالی از اين رهگذر نصيبشان شده است. هرچند بايد اذعان نمود که کمي خوشبينانه و روياپردازانه است که در انتظار مدال هر روز اخبار را پيگيري کنيم. آنچه که مسلم است اين که اساسا قرار نبوده اتفاق بخصوصي بيفتد. زيرا در ميان تمام ورزش هاي دنيا، جدول توزيع مدال المپيک تنها جايي است که قطعا در آن هيچ شگفتي رخ نخواهد داد.
شگفتي هاي گاه بي گاه و اتفاقات نمي تواند تاثير خاصي بر جايگاه آن کشور در ميان ديگران داشته باشد. ورزش نه به مثابه ايدئولوژي ( هرچند که براي ما اينچنين است) بلکه به عنوان عامل مهمي از ميزان توسعه جوامع در بررسي پيشرفت يک ملت مورد توجه قرار مي گيرد. برخلاف ما که هنوز بايد سرخوشانه به روش پرورش گلخانه اي خود بباليم و در اين ميان به نظاره بنشينيم تا بلکه عضلات يک نفر ما را هم به مدالي برساند. يا کاروان اعزامي ما در طول هفته آينده همه مدال هاي ممکن را مي گيرد و يا هم که هيچ.
در هر دو صورت هيچ تغييري در ماهيت و ساختار سيستماتيک ورزش ما ايجاد نخواهد شد. باز چهار سال ديگر همين داستان است. در چنين شرايطي است که بايد همه المپيک را در بخش وزنه برداري فوق سنگين ببينيم. در اين برهوت مدال حق داريم که تنها ستاره تيم را در برابر همه المپيک قرار دهيم. مانند يکي از روزنامه نگاران که با پيوند زدن اساطير نوشته بود: ما رضازاده را با شاهنامه به آتن می فرستيم. بالفرض که او باز هم رکورد دنيا را جابه جا کند. آنگاه است که ما با همين يک ورزشکار خود را فاتح المپيک مي ناميم و يادمان مي رود کمي از دايره تنگي که دور خودمان کشيده ايم خارج شويم. از اسطوره بازي دست برداريم و ببينيم که مثلا مایکل فلپس شناگر آمریکایی با کسب 5 مدال طلا به اندازه تاریخ ورزش ایران در المپیک، مدال طلا کسب کرده است. ادامه اين روشها چيزي بيشتر از سهم ناچيز فعلي به ما نخواهد داد.
آنچه خواهيد خواند مروري است بر بالاترين سطوح رقابت ورزشي در جهان و البته سهم ما....
شنا:

از ماهها پیش از آغاز مسابقات، با توجه به درخشش مایکل فلپس جوان در مسابقات جهانی بارسلون، همگان منتظر رقابتهای المپیک و رویارویی آمریکایی جوان با ایان تورپ افسانه ای، ملقب به تورپیدو بودند.وی در مصاحبه های خود از تصمیمش برای کسب هر 8 مدال ممکن صحبت کرده بود که در این صورت وی مارک اسپیلز هموطنش که در سالیان دور 7 مدال کسب کرده بود را پشت سر می گذاشت و نامش در تاریخ المپیک جاودانه می شد.
اما اشتباه تاکتیکی مربی آمریکا در 100*4 متر تیمی باعث شد تا دست فلپس و تیم آمریکا از مدال در این ماده کوتاه بماند و وی با 5 طلا و 2 برنز به کار خود خاتمه دهد.

اما ایان تورپ بزرگ نیز تا به این لحظه با 2 مدال طلا و یک برنز به کار خود ادامه می دهد.
دیگر نکته جالب این رشته، ناکامی الکساندر پوپوف کبیر، قهرمان بزرگ روس ها بود که بدون دریافت مدال به کار خود پایان داد که نشان می دهد وی در انتهای راه خود قرار گرفته است.

تنیس:
اما در مسابقات همگان در انتظار یک فینال رویایی بین راجر فدرر بخت اول مسابقات و اندی رادیک بخت دوم بودند.حتی جدول مسابقات نیز به همین گونه طراحی شده بود.ولی نه تنها این دو مدعی،بلکه سایر مدعیان نظیر خوان کارلوس فررو و دیوید نعلبندیان نیز با ارائه ی بازیهای ضعیف از گردونه مسابقات خارج شدند.که نشان داد در چنین مسابقاتی که جایزه مالی ندارد، این بازیکنان انگیزه کافی را ندارند.

در مرحله ی نیمه نهایی نیز فرناندو گونزالس و نیکولاس ماسو شیلیایی و دو آمریکایی نا شناخته به نامهای تیلور دنت و مردی فیش به مصاف یکدیگر رفتند که سرانجام ماسو و فیش راهی فینال شدند.

در قسمت زنان نیز مسابقات تحت تاثیر غیبت ماریا شاراپووا، ستاره نوظهور 17 ساله، و حذف ونوس ویلیامز قرار گرفت.و سرانجام هنین-هاردن و میشکینا و مورسمو راهی مرحله نیمه نهایی شدند.
مسابقات فوتبال المپيک البته زودتر از خود المپيک آغاز شد. رقابتي که در طول دو دوره اخير با قهرماني نمايندگان آفريقا به پايان رسيده است. مسابقات پس از مرحله گروهي به شناختن ۸ تيم صعود کننده انجاميد که در هفته دوم در مرحله يک چهارم نهايي به ديدار هم خواهند رفت. آنچه براي ما جالب تر و البته دردناک تر است اين که در ميان ۸ تيم برتر دو نماينده از اسيا حضور دارند و جالب تر اينکه عراق جنگ زده به عنوان تيم نخست صعود کرد. همان طور که هفته پيش هم نوشتيم ما مدت هاست که از کاروان عقب افتاده ايم. جايگاه فوتبال ما که به زعم مجريان صدا و سيما و بسياري از مسئولان و عوام فراتر از اسيا است در المپيک کجاست؟ تيم کره اي که با صعود به مرحله بعد نشان داد که از چه توان تيمي بالايي برخوردار است و البته عراق. دوستان رجز خوان که پس از پيروزي ايران بر کره خبر از سقوط فوتبال کره و پادشاهي ايران در عرصه فوتبال اسيا مي گفتند حالا کجا هستند؟ پس از مقام سومي ژاپن در جام جهاني نوجوانان و نايب قهرماني آنها در جام جهاني جوانان، سپس حضور کره و ژاپن در المپيک ۲۰۰۰ و نهايتا مقام چهارمي کره در جام جهاني حال بار ديگر خود را در المپيک مطرح نموده اند و البته اين بار به همراه عراق. جايگاه ما در فوتبال مثل همان ورزشمان است البته....
ژیمناستیک :
در این رشته مسابقات 4 اسباب تیمی بانوان با قهرمانی تیم رومانی پایان یافت. تا نشان داد شاگردان نادیا کومانچی، ستاره ی دیروز رومانیایی ها، امروز راه او را ادامه می دهند.

اما در بخش انفرادی بانوان ،رقابت اصلی بین کارلی پترسون 16 ساله از آمریکا و سوتلانا خورکینا ی 25 ساله از روسیه بود.این روسی که آخرین المپیک خود را سپری کرد با قد بلندی که داشت در ابتدای راه ورزشی خود از سوی بوریس پیلکین مربی خود از این ورزش به دلیل بلندی قد منع شد ولی وی توسط همسر مربی اش پرورش یافت.

سرانجام در این ماده کارلی پترسون از آمریکا مدال طلا گرفت و خورکینا نیز صاحب مدال نقره شد.و نان ژانگ از تیم چین نیز با اختلافی اندک نسبت به دیگر ژیمیناست روس مدال برنز را کسب کرد که این موضوع باعث شد تا حاضران سالن اندوه همراه با اشک شرکت کننده ی روسی را شاهد باشند.


در قسمت انفرادی مردان نیز د ر حالی که دو شرکت کننده ی کره ای در صدر جدول بودند، اما نمایش مافوق تصور پل هام آمریکایی، باعث شد تا دست شرکت کنندگان زردپوست از مدال طلا کوتاه بماند و مدال طلا به اردوی آمریکا برود.
بسکتبال:
در حالی که همگان در این ماده منتظر تیم رویایی شماره 5 آمریکا بودند، مسابقات با شکست تیم رویایی مقابل پورتوریکو، کشور وابسته به آمریکا آغاز شد.
تیم رویایی آمریکایی ها پیش از مسابقات نیز با شکست در دیدار های تدارکاتی موجی از نگرانی را برای آمریکایی ها ساخته بود و باعث خوشحالی سایر مدعیان نظیر لیتوانی(قهرمان جهان) و صربستان شد.
آمریکا در بازی دوم نیز با زحمت فراوان یونان میزبان را شکست داد و این در حالی بود که لیتوانی با اقتداری عجیب یونان را شکست داد و خود را شانس اصلی طلا معرفی کرد.
از دلایل ناکامی تیم رویایی 5 آمریکا استفاده کردن لری براون از بازیکنان جوان تر نظیر تیموتی دانکن، لبرون جیمز، آلن ایورسن ، جیسون کید و.... را می توان نام برد که هیچ کدام از آنها سابقه ی المپیک را نداشتند.
سهم ما
در حالي که المپيک هفته اول خود را پشت سر گذارد همين طور آتن چون غولي خبرزا در روزها و هفته آتی بيش از انچه طي ايام گذشته جهان را به خود معطوف کرده است خودنمايي خواهد کرد. اما نمي توان از خاطر برد که نقش مطبوعات ورزشي در اين عرصه همان نيست که بايد باشد.
آنچه اکنون به عنوان تفکر اصلي مطبوعات ورزشي به حساب مي آيد انچنان به دور از اصول عمومي ورزش جهان است که گفتني نيست. خلاصه کردن شکوه المپيک و اساسا ورزش در نماي بسته فوتبال و سپس بسنده کردن به فوتبال نحيف و بي مايه داخلي و سپس محدود شدن به دو باشگاه پرطرفدار از مطبوعات ورزشي طيفي عجيب ساخته است. رها کردن آنچه در المپيک در حال برگزاري است و نقد تفکر موجود در ورزش به جاي آنکه سرلوحه کاري رسانه ها باشد ( هر چند مواردي اندک و انگشت شمار در بين مطبوعات ورزشي وجود دارد) همه گزارش ها و مصاحبه ها و ليدها پيرامون فوتبالي است که البته فصل تعطيلاتش را مي گذراند. نهايتا در اين زمينه به ايجاد هيجانات نامتناسب با ظرفيت هاي جامعه رسيده ايم که نتيجه آن در بهترين حالت فرهنگ لمپنيزم و افراطي گري است که فعلا در تمام لايه هاي فوتبال رسوخ کرده است.
المپيک در جريان است و غول هاي رسانه اي در ايران اهميت اخبار آن را چندان مهم تلقي نمي کنند و در محاسباتشان موضع گيري آقاي سلطان عليه افشين و دعواي کاظمي با هيئت مديره کارخانه فولاد مبارکه را مهمتر مي دانند. اين موج آنارشيستي در هياهوي المپيک بيشتر به چشم مي خورد. که در نهایت سطح مطبوعات ورزشی و جامعه ورزشی ما را نشان می دهد.










